فال روزانه شنبه 30 شهریور 98 + فال حافظ و فال روز تولد 98/6/30




فال روزانه شنبه 30 شهریور 98 + فال حافظ و فال روز تولد 98/6/30

 

فال روز تولد ( امروز شنبه 1398/6/30)

 

 

 

 

 

 

دوست عزیزی که 30 شهریور به دنیا آمده ای، تولدت مبارک!

شما شخصی خلاق، احساساتی، با صداقت، سخاوتمند و طرفدار سادگی هستید. شما در درک موقعیت های بحرانی توانایی بالایی دارید و می توانید مطابق با آنها اقدامات لازم را انجام دهید. شما معتقد هستید که هیچ پایانی برای یادگیری وجود ندارد و دوست دارید مدام در حال یادگیری چیزهای جدید باشید. با وجود شخصیت جذاب و خوشایندی که دارید دمدمی مزاجی شما می تواند روی دیگران تأثیر منفی داشته باشد. امسال وضعیت کلی سلامت شما بسیار خوب خواهد بود و فقط برخی مشکلات جزئی از قبیل سرماخوردگی و سردرد خواهید داشت، اما ممکن است سلامتی والدینتان نگرانی هایی برای شما ایجاد کند. امسال سفرهای کاری زیادی خواهید داشت و خوشبختانه بیشتر این سفرها موفقیت آمیز خواهند بود و پول زیادی را برای شما به همراه خواهند داشت. فرصت های خوبی برای گسترش کسب و کارتان در اختیار خواهید داشت، پس از آنها به خوبی استفاده کنید. امسال شما اعتماد به نفس کافی برای مواجه شدن با هر چالش و یا هرگونه موقعیت بحرانی را خواهید داشت. اگر قصد تغییر دادن شغل خود را دارید ماه های میانی سال بهترین فرصت ممکن برای این کار خواهند بود. امسال شما روزهای فوق العاده ای را در کنار عشقتان خواهید گذراند و شاید حتی برای ازدواج برنامه ریزی کنید. مهر، آبان، فروردین و تیر بهترین ماه ها هستند.

 

z1og_fefdjnd3y7qv

فال روزانه شنبه 1398/6/30 مخصوص متولدین فروردین

 

عشق و محبت نه تنها نقش مهمی در امروزتان خواهد داشت، بلکه تمام زندگیتان بسته به آنها می باشد. اگر تنها زندگی می کنید و کسی در زندگیتان نیست، فردی خاص می تواند وارد زندگیتان شود و تمام توجه شما را به خود جلب کند. اگر با کسی در رابطه هستید، اتفاقاتی که اخیرا رخ داده است، چنان پیوند محکمی بین شما و شریک عاطفیتان برقرار کرده که به نظر می رسد گسستن این پیوند بسیار سخت و تا حدی غیر ممکن باشد و زندگی مشترکتان با این شرایط تا پایان عمر ادامه خواهد داشت. عواملی که باعث ایجاد این پیوند شده اند را پیدا کنید و سعی کنید کارهایی که انجام داده اید را دوباره تکرار کنید. این به نفع شماست!

JamNewsImage14363846 - Copy - Copy

صوفی از پرتو می راز نهانی دانست***گوهر هر کس از این لعل توانی دانست

قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس***که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست

 

 

تعبیر:خود را با زرق و برق دنیوی مشغول کرده ای. اما بدان که همه ی اینها تمام شدنی است و در اشتباه هستی. اینقدر دم از پول نزن زیرا در چشم اهل ادب و معرفت بی ارزش می شوی، از این رو در راه کسب هنر و ادب هم به اندازه ی پول تلاش کن تا پیشرفتت بیشتر شده و در بین مردم محبوب تر شوی.

z1og_fefdjnd3y7qv

فال روزانه شنبه 1398/6/30 مخصوص متولدین اردیبهشت

 

آیا منزلتان شبیه به میدان جنگ شده و بسیار به هم ریخته و شلوغ است؟ این موضوع با توجه به شخصیت مرتب و منظمی که شما دارید بسیار عجیب است. شخصیت شما، شما را وادار می کند که این به هم ریختگی را سر و سامان دهید و شما را به سمت منظم تر شدن سوق می دهد. در حین جمع و جور کردن وسایل منزلتان ممکن است چیزهایی را پیدا کنید که مدت هاست آنها را گم کرده اید و می پنداشتید که دیگر هیچ وقت پیدا نخواهند شد. به محض اینکه تمیز کردن منزلتان تمام شود می فهمید که چقدر خانه تان زیبا تر از قبل می شود و ممکن است هر روز بخواهید به تمیز کردن آن بپردازید. به انتظار چیزهای خوب باشید!

JamNewsImage14363846 - Copy - Copy

روزگاریست که سودای بتان دین من است***غم این کار نشاط دل غمگین من است

دیدن روی تو را دیده جان بین باید***وین کجا مرتبه چشم جهان بین من است

 

 

تعبیر:ناشکری نکن فقط به فکر خودت نباش به دیگران هم نگاه کن. از بلاتکلیفی نجات خواهی یافت. دوستان و آشنایان کمکت می کنند. کمی طاقت بیاور. فکر نکن که تنهایی، خدا با توست. تو به مقامی می رسی که همگان حیرت می کنند و این زمان دور نیست.

z1og_fefdjnd3y7qv

فال روزانه شنبه 1398/6/30 مخصوص متولدین خرداد 

 

یک تماس تلفنی و یا ایمیل هیجان انگیز از یکی از دوستانتان به دستتان خواهد رسید. این پیام حامل خبرهای شگفت انگیزی برای شما خواهد بود. عشق، علاقه و موفقیت در هنرهای مختلف امروزه بسیار مورد توجه اند و این پیام ممکن است توجه شما را نیز به آنها جلب کند. مکالمه با افراد موفق می تواند برای افزایش تلاشتان به منظور رسیدن به اهدافتان انگیزه زیادی به شما بدهد. ذهن شما بیشتر از هر وقت دیگر آماده کار کردن است. به بهترین صورت از این موقعیت استفاده کنید. کارهای زیادی برای انجام دادن دارید پس وقت و انرژی خود را صرف کارهای بیهوده نکنید و تمرکزتان را بر روی هدفتان بگذارید.

JamNewsImage14363846 - Copy (2)

خم زلف تو دام کفر و دین است***ز کارستان او یک شمه این است

جمالت معجز حسن است لیکن***حدیث غمزه‌ات سحر مبین است

 

 

تعبیر: هر چیزی را که برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند. خود را گرفتار مسئله ای کرده ای که نجات از آن بسیار سخت است. آنقدر خود را غرق در این کار کرده ای که اطرافیان را از یاد برده ای. مقاومت کن حتی اگر مجبور شوی التماس کنی. خود را رهایی ده.

z1og_fefdjnd3y7qv

فال روزانه شنبه 1398/6/30 مخصوص متولدین تیر

 

امروز ممکن است در خانه تان یک مهمانی و یا یک دورهمی با هدفی خاص برگزار شود و دوستان و آشنایانی که علایقی مشابه با شما و یا عقاید معنوی و مذهبی مشابهی با شما دارند در خانه ی شما دور هم جمع شوند. این دیدار هر چه که باشد و با هر هدفی که باشد حال شما را خیلی خوب خواهد کرد و در پایان روز احساس سبکی خواهید داشت. آنچه امروز و در این جمع اتفاق می افتد حداقل برای یکی از حاضران آغازگر یک زندگی متفاوت خواهد بود. امروز در خانه نمانید و همراه با عشقتان به دامان طبیعت بروید، اگر تازه با هم آشنا شده اید این فرصت خوبی برای بدست آوردن شناخت بیشتر نسبت به طرف مقابلتان خواهد بود.

 

 

راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست***آن جا جز آن که جان بسپارند چاره نیست

هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود***در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

 

 

تعبیر: آنقدر در حال و هوای یار به وصال فکر کرده ای که زندگی را فراموش کرده و تمام سختی ها را به جان خریده ای. دل . دیده ات را با گریه به تاراج داده دیگر اشکی باقی نمانده است. هر چه مقدر و قسمت باشد همان می شود. امیدت را هیچ وقت از دست نده چون خداوند ارحم و الراحمین است.

z1og_fefdjnd3y7qv

فال روزانه شنبه 1398/6/30 مخصوص متولدین مرداد

 

امروز مسائل عاطفی با اتفاقاتی عجیب همراه خواهند بود، ممکن است از شخصی که فکرش را هم نمی کنید پیامی عاشقانه دریافت کنید، یک خواستگار ناشناس برایتان پیدا شود و یا نامزدتان ناگهان به شما پیشنهاد ازدواج بدهد. اگر چنین اتفاقاتی برای خودتان نیفتند هم قطعا برای یکی از نزدیکانتان خواهند افتاد! در هر صورت این موضوع باعث خوشحالی شما شده و روزتان را خواهد ساخت. هرچقدر به احساس خود اهمیت بدهید موفق تر خواهید بود. به احتمال خیلی زیاد چیزهای جدیدی که اکنون وارد زندگیتان می شوند، بعدا اهمیت بیشتری به دست خواهند آورد. به این که قلبتان می داند کدام راه را باید در پیش بگیرد اعتماد داشته باشید.

JamNewsImage14363846 - Copy

ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت***کار چراغ خلوتیان باز درگرفت

آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت***وین پیر سالخورده جوانی ز سر گرفت

 

 

تعبیر:هر چقدر کوشش کنی همانقدر نتیجه می گیری. به امی این نباش که از غیب برایت کاری انجام شود. همه چیز برای موفقیت مهیاشت کمی همت لازم است. کوچکترین خلافی باعث می شود هر چه را به دست آورده ای از دست بدهی. پایت را از گلیم خویش درازتر نکن. خداوند گواه بر اعمال توست. تلاشت را بیشتر کن، عمر زودگذر است. شما ذکرت سلامتی برای دیگران و خود باشد.

z1og_fefdjnd3y7qv

فال روزانه شنبه 1398/6/30 مخصوص متولدین شهریور 

امروز فرصت شرکت در یک پروژه ی کاری و یا هنری برای شما فراهم خواهد شد که می تواند درآمد شما را به میزان قابل توجهی افزایش دهد. اگر حتی از خود این کار سود زیادی به دست نیاورید هم در روند انجام آن فرصت هایی سر راهتان قرار خواهند گرفت و با افرادی آشنا خواهید شد که می توانند مسیر زندگی شما را به کل تغییر دهند و وضع زندگیتان را به میزان زیادی بهبود ببخشند. اگر هنوز مجرد هستید ممکن است به این واقعیت پی ببرید که یکی از همکارانتان که مود احترام و علاقه ی شما قرار دارد به شما علاقمند است اما از بیان احساسش وحشت دارد، از این بهتر چه می تواند باشد؟!

JamNewsImage14363846

رونق عهد شباب است دگر بستان را***می‌رسد مژده گل بلبل خوش الحان را

ای صبا گر به جوانان چمن بازرسی***خدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را

 

 

تعبیر:دل خویش را به سراب و چیزهای زودگذر خوش نکن. عشق تو را جوان نگه می دارد از آینده نترس چون مثل آب روشن و پاک است. غصه نخور به وصال یار خواهی رسید. به زیارت می روید و به زودی غرق در نعمت می شوید.

z1og_fefdjnd3y7qv

فال روزانه شنبه 1398/6/30 مخصوص متولدین مهر

 

این اواخر احساس رکود و سکون می کرده اید و به نظرتان زندگی خیلی یکنواخت و بدون هیچ امکانی برای پیشرفت بوده است؟ اتفاقاتی که امروز می افتند تمام این افکار پوچ و بیهوده را از سرتان خارج کرده و شما را به فکر ایجاد تغییر و تحول در وضعیت کنونی خواهند انداخت. یک فعالیت گروهی شما را با افرادی با نظراتی متفاوت، حوزه های کاری جالب و ایده هایی جدید قرار خواهد داد که می توانند مسیر زندگی شما را تغییر دهند. امروز به نظر می رسد که دیگران به اندازه ای که شما انتظار دارید مسائل را جدی نمی گیرند. اما بد نیست این را به عنوان یک نشانه در نظر بگیرید. شاید این شما هستید که باید کمی به خودتان آسان بگیرید و کارها را برای خودتان سخت نکنید.

pumpkins-autumn - Copy - Copy - Copy

یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست***جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست

حالیا خانه برانداز دل و دین من است***تا در آغوش که می‌خسبد و همخانه کیست

 

 

تعبیر:آنقدر پیشرفت می کنی که نامت بر سر زبان ها می افتد. در علم و تحصیل بکوش که در این راه با تو قیاس نیست. اما هوشیار باش حسد ورزان زیر پایت را خالی نکنند. با خدا باش، نمازت را به موقع بخوان تا او هم کمکت کند.

z1og_fefdjnd3y7qv

فال روزانه شنبه 1398/6/30 مخصوص متولدین ابان 

امروز ایده های فوق العاده ای به ذهن شما می رسند، اما شما از این که چطور باید آنها را به کار بگیرید مطمئن نیستید. شاید بخواهید یک کار هنری منحصر بفرد انجام دهید و یا ایده هایی متفاوت برای آغاز کسب و کاری جدید به ذهنتان برسند و یا ساده تر از همه، درک جدیدی از اطرافیانتان پیدا کنید. در هر صورت یک چیز مسلم است و آن این است که شما برای پردازش ایده هایی که در سر دارید به مقداری تنهایی نیاز خواهید داشت. ما در برابر عظمت این جهان نقطه ای بیش نیستیم و زندگیمان در مقایسه با آن به اندازه چشم بر هم زدنی است. خودتان را زیاد جدی نگیرید و مسائل را برای خودتان بیش از اندازه پیچیده نکنید.

pumpkins-autumn - Copy - Copy (2)

صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است***وقت گل خوش باد کز وی وقت میخواران خوش است

از صبا هر دم مشام جان ما خوش می‌شود***آری آری طیب انفاس هواداران خوش است

 

 

تعبیر:

z1og_fefdjnd3y7qv

فال روزانه شنبه 1398/6/30 مخصوص متولدین اذر

 

امروز با افراد جدیدی آشنا خواهید شد که در زمینه هایی متفاوت فعالیت می کنند. توانایی شما در برقراری ارتباط در سطح بسیار بالایی قرار دارد و در نتیجه هم از همراهی آنها لذت خواهید برد و هم می توانید روابط کاری و حرفه ای با آنها برقرار کنید و آینده ی کاری خود را تضمین نمایید. حداقل چیزی که از این مکالمات به دست خواهید آورد ایده هایی جدید و منحصر به فرد برای گسترش کسب و کارتان خواهد بود. از ابتدای روز برای امروزتان برنامه ریزی کنید، کارها و وظایفتان را انجام داده و حتما برای تفریح و استراحت هم زمانی در نظر بگیرید. اگر می خواهید بتوانید طبق برنامه پیش بروید باید بین کارهای مختلف زمان اضافه هم در نظر بگیرید.

pumpkins-autumn - Copy - Copy

درد ما را نیست درمان الغیاث***هجر ما را نیست پایان الغیاث

دین و دل بردند و قصد جان کنند***الغیاث از جور خوبان الغیاث

 

 

تعبیر:ستاره ی اقبال تو می درخشد. در راهی که قدم گذاشته ای پیروز می شوی و به مقام عالی می رسی در این زمان از یاد خدا غافل مشو. هر چند به پای قارون نمی رسی. همین بس که در عشق ورزیدن و رسیدن به کمال سعی و اهتمام می کنی.

z1og_fefdjnd3y7qv

فال روزانه شنبه 1398/6/30 مخصوص متولدین دی

 

امروز مسائل مرتبط با عشق و روابط عاطفی به نفع شما پیش خواهند رفت و عشق درست همان زمانی که اصلا فکرش را هم نمی کنید به سراغتان خواهد آمد. در حال حاضر خلاقیتی در درونتان به جوشش در آمده که بهترین شکل برای بروز آن انجام کارهای هنری است. حالا که روز تعطیل است و وقت دارید به برنامه هایتان فکر کنید و اگر تغییراتی لازم دارند آنها را اعمال کنید. هر کاری که اکنون انجام دهید در آینده برایتان نتیجه های خوبی به همراه خواهد داشت. یادتان باشد که هر چقدر بیشتر برای به دست آوردن چیزی تلاش کنید، زمانی که آن را به دست می آورید برایتان عزیزتر خواهد بود، پس اشکالی ندارد اگر مجبور باشید کمی سختی را تحمل کنید.

pumpkins-autumn - Copy (2)

آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست***چشم میگون لب خندان دل خرم با اوست

گر چه شیرین دهنان پادشهانند ولی***او سلیمان زمان است که خاتم با اوست

 

 

تعبیر:روشنایی و آفتاب خوبی ها در حال طلوع است و این طلعت بسیار مبارک است و سعادت به همراه دارد. اتفاقات شیرینی رخ خواهد داد . شما از در آشتی در می آیید. لحن کلامت را زیباتر کن. خاطرات دردآور را فراموش کن. کاری را که می خواهی انجام بده چون سود سرشاری برایت دارد.

z1og_fefdjnd3y7qv

فال روزانه شنبه 1398/6/30 مخصوص متولدین بهمن 

 

امروز باید بعضی چیزها را به شانس و اقبالتان واگذار کنید و بپذیرید که برخی چیزها به شرایط موجود بستگی دارند و نمی توانید همیشه همه چیز را تحت کنترل داشته باشید. شما در حال حاضر خیلی خوش بین هستید و افکار مثبت شما را نسبت به آینده امیدوار کرده اند. این موقعیت خیلی خوبی برای پیدا کردن انگیزه و تلاش بیشتر است، اما مواظب باشید دچار ساده انگار نشوید و هر از گاهی با جدیت بیشتری شرایط را بسنحید تا مبادا مشکلی برایتان به وجود بیاید. امروز ممکن است از لحاظ عاطفی در وضعیتی پیچیده قرار گرفته باشید. به ندای قلبتان گوش کنید، وقتی سخن از عشق به میان می آید چیزی جز گوش کردن به صدای قلبتان به شما کمک نخواهد کرد.

pumpkins-autumn - Copy

دل من در هوای روی فرخ***بود آشفته همچون موی فرخ

بجز هندوی زلفش هیچ کس نیست***که برخوردار شد از روی فرخ

 

 

تعبیر:ستاره ی اقبال تو می درخشد. در راهی که قدم گذاشته ای پیروز می شوی و به مقام عالی می رسی در این زمان از یاد خدا غافل مشو. هر چند به پای قارون نمی رسی. همین بس که در عشق ورزیدن و رسیدن به کمال سعی و اهتمام می کنی.

z1og_fefdjnd3y7qv

فال روزانه شنبه 1398/6/30 مخصوص متولدین اسفند 

 

امروز اوضاع به نفع شما خواهد بود و تقریبا بیشتر کارها، به ویژه مسائل مرتبط با عشق و احساسات، همان طوری که خودتان می خواهید پیش خواهند رفت. شور و هیجان عجیبی که در وجود خود احساس می کنید را با شخصی که دوست دارید به اشتراک گذاشته و با هم کارهایی را انجام دهید که برای شما به تجربه ای لذت بخش و به یاد ماندنی تبدیل خواهند شد. به هر مهمانی و جشنی که دعوت شدید آن را بپذیرید وگرنه چیزهای با ارزشی را از دست خواهید داد. به ویژه اگر مجرد باشید شرکت کردن در این مهمانی ها فرصت آشنایی با فردی را برایتان فراهم خواهد کرد که ممکن است روزی به عشق زندگیتان تبدیل شود.

pumpkins-autumn

دل سراپرده محبت اوست***دیده آیینه دار طلعت اوست

من که سر درنیاورم به دو کون***گردنم زیر بار منت اوست

 

 

تعبیر: اینقدر ظاهربین نباش. ظواهر تو را فریب داده اند و بابت این مسئله از تو سوئ استفاده می کنند. فکر می کنی اگر جواب رد بشنوی میمیری و شفای دردت را فقط رسیدن به یار میدانی. هر چند که او کوچکترین توجهی به تو ندارد. خودت را خسته نکن.

z1og_fefdjnd3y7qv” گردآوری از سایت آکا و تصویر زندگی “

 

 

فال ها اکثرا جنبه سرگرمی دارند امیدوارم شما هم به همین نیت با آن مواجه شوید

 

 

عکس لورفته و جنجالی از پورعلی گنجی با یک زن بی حجاب استرالیایی + عکس و بیوگرافی


سایت فتوکده نوشت: مرتضی پورعلی گنجی متولد 30 فروردین 1371 در بابل است.دانشجوی لیسانس رشته تربیت بدنی است، در روستای پایین‌ گنج‌ افروز بابل بدنیا آمده و از توپ جمع کنی به سطح اول فوتبال ایران و آسیا رسیده است

 

پور علی گنجی به تازگی با یک زن استرالیایی عکس یادگاری گرفته است و این عکس در شبکه های اجتماعی منتشر شده است.

 

خبر داغ و جنجالی :

13960706001116_test_photoi - Copy

 

 

شروع از توپ جمع کنی

پورعلی گنجی از 8 سالگی بعنوان توپ جمع کن در بازی های برادرش در زمین های روستا بود بعد از دو سال همراه داداشش بازی می کند و به صورت حرفه ای از سوم دبستان در بازی های جام رمضان کلاس پنجمی های مدرسه شرکت می کند

 

13960706001116_test_photoi

 

از مدرسه تا باشگاه

در راهنمایی توسط سرمربی تیم مدرسه به منتخب بابل معرفی می شود که با این تیم قهرمان استان مازندران می شوند و از 12 سالگی تا 14 سالگی عضو تیم جوانان پیکان بابل

 

 

اخبار داغ:

 

 

از پاس تا تیم ملی

در سال 1386 در تست باشگاه پاس از بین 25 نفر بابلی، قبول می شود و عضو جوانان تیم شده و همزمان توسط دوستی مهر برای تیم ملی جوانان انتخاب می شود

سپس وارد جوانان نفت و بزرگسالان این تیم شد و از سال 93 مدتی در باشگاه تیانجین تدا چین و سپس در حال حاضر در السد قطر و همبازی ژاوی می باشد

 

1551283647_برنامه-عصر-جدید - Copy

 

الگویم آقا جواد است

زمانی که هافبک دفاعی بودم بازی آقا جوان نکونام را می پسندیدم چرا که هم گل می زد هم در کارهای دفاعی عالی بود و 10 سال بود در اروپا بازی می کرد

 

 

1551283647_برنامه-عصر-جدید

 

الگوی خارجی

بعد از دو تا گلی که در تیم ملی زدم شادی گل هایم را شبیه راموس تشبیه کردند، فعلا که اسم راموس روی من است و سعی می کنم از او الگو برداری کنم

 

علاقه به والیبال

والیبال رو خیلی دوست دارم و زمانی که بچه بودم همیشه این رشته را بازی می کردم الانم هر دو رشته فوتبال و والیبال رو دوست دارم

 

9896655_672

 

کارمندی

اگر به گذشته برگردیم و فوتبالیست نمی شدم حتما الان یک کارمند بودم، چون درسم هم خوب بود فکر می کنم کارمند بانک می شدم

مرتضی پورعلی گنجی و مادرش

 

ازدواج

مرتضی پورعلی گنجی 26 ساله می گوید هنوز به ازدواج فکر نمی کند

 

JamNewsImage10340649

 

سینما و تلویزیون

کم و بیش آهنگ گوش می دهم و اگر فرصتی باشد فیلم می بینم، بیشتر وقتی که در خانه هستم فوتبال تماشا می کنم، در بین هنرپیشه ها هم از بازی امین حیایی لذت می برم

 

 

بعد از دوران اوج در پرسپولیس

برای پرسپولیس احترام قائلم و راستش این تیم را دوست دارم اما نه برای الان، شاید روزی که با تجربه تر شدم و بعد از پایان دوران اوج فوتبالیم در اروپا برای پرسپولیس هم بازی کنم !

 

انشا روز معلم | ۹ انشا ، مقاله و متن ادبی در مورد روز معلم


در آستانه ۱۲ اردیبهشت ماه و روز معلم ۸ انشا روز معلم ، در مورد مقام و منزلت معلمان ، اهمیت شغل معلمی و شهادت استاد مطهری در این روز گردآوری کرده ایم که با عشق و احترام به همه معلمین دلسوز و مهربان این سرزمین تقدیم حضور شما میکنیم . امیدواریم مورد استفاده شما دانش آموزان عزیز در پایه های مختلف تحصیلی قرار بگیرد.

انشا در مورد روز معلم به زبان ادبی 

۹ انشا ، تحقیق ، مقاله و متن ادبی در مورد روز معلم 

انشا-روز-معلم-۱

انشا در مورد روز معلم شمار یک

موضوع انشا : روز معلم ( به زبان ادبی )

مقدمه :

بسم الله الرحمن الرحیم

نوشتن در مورد بعضی موضوعات سخت است ، مثل نوشتن از مهر مادری یا نوشتن از عشق پدر و حالا اینجا نوشتن از معلم و مقام معلم …

مقاله روز معلم چه روزی است ؟

متن انشا : 

ما انسان ها موجودات فراموش کاری هستیم .

این است که باید مدام بعضی چیز ها به ما یاد آوری شود.

شاید نامگذاری بعضی مناسبت ها به همین دلیل باشد.

که ما به یاد آوری کند باید قدردان محبت های کسانی باشیم که زندگی را به ما می آموزند .

امروز که با نامگذاری سالروز شهادت استاد مرتضی مطهری و روز معلم بهانه ای پیدا کرده ایم

تا از قدردان محبت های بی دریغ معلمان خود باشیم میخواهم از تو بنویسم . از تو ای معلم …

هر کس در این دنیا شغل و وظیفه ای دارد .

انشا روز معلم 

اما چطور میتوان معلمی را شغل دانست ؟

مگر میتوان این همه ایثار و فداکاری و زحمت و دلسوزی را شغل به حساب آورد ؟

مگر محبت مادرانه تو و سخت کوشی های پدرانه ات را میتوان چرتکه انداخت

و در نهایت حساب و کتاب و کرد و مزد آن را پرداخت ؟

نه معلم عزیزم …

ما دانش آموزانت، بهتر از هر کسی میدانیم که معلمی برای تو تنها یک شغل نیست .

معلمی برای تو عشقی است شبیه عشقی که پیامبران برای هدایت انسان ها داشتند.

معلمی برای تو رسالتی است سنگین و الهی …

 معلی برای تو مسئولیتی است که برای آن  هر چه در چنته داری

از جان و روح و روان و جوانی ات صرف میکنی .

تا از یک کودک بی مسئولیت سر به هوا … یک مرد یا زن بالغ و عالم و مفید بسازی ….

مهم تر از آن تو آمده ای تا از ما «انسان » بسازی .

مقاله روز معلم مقطع ابتدایی
انشا روز معلم 

نتیجه گیری : 

معلم عزیزم … میدانم همه سخت گیری ها ، دعوا ها ، جدیت ها یت برای رشد و پیشرفت من است و من از صمیم قلب قدردان زحمات عاشقانه تو هستم و مقام بلند استادیت را ارج مینهم .

معلم عزیزم روزت مبارک باد.

انشای زیبا از زبان دانش آموز برای معلم 

انشا روز معلم (۲)

انشا در مورد روز معلم شمار دو

موضوع انشا : مقام بالای شغل معلمی   

مقدمه :

هرکدام از انسان‌ها هر شغلی که داشته باشند، از مقام و منزلت خاصی برخوردار هستند. در این میان شغلی هست که مقامش از همه مشاغل بالاتر است چرا که شغل انبیا است، بله! مقام معلم بسیار والا است و من این انشا را به مناسبت روز معلم به آموزگار مهربانم تقدیم میکنم .

انشا در مورد روز معلم طنز

متن انشا : 

معلم همان کسی هست که در روز اول مدرسه برای ماندن پیش آن گریه می‌کردیم و در نهایت در روز آخر مدرسه برای جدایی از آن نیز باز گریه می‌کنیم گریه روز اول برای ترسیدن و تنها ماندن پیش افراد ناشناس است و گریه آخر برای جدایی از معلمی مهربان و دلسوز که به ما علاقه بر آموزش و علم آموزش و ایثار و فداکاری و مهربانی و از خود گذشتگی داد.

معلم که به ما درس زندگی داد. زندگی‌ای که سراسر فراز و نشیب‌هایی دارد که تنها با یادگیری و آموزش و تجربه دیگران می‌توان آن را سپری کرد که معلم بهترین آموزش دهنده این موضوع است.

انشا روز معلم کوتاه
انشا روز معلم 

معلم مادر دوم همه دانش آموزان است. برای دانش‌آموزانی خود ناراحت می‌شود و در کنار آن همراه آنها خوشحال می‌شود. همچنین کودکی با آنها بازی می‌کند و هنگام مریضی آنها برایشان مادری می‌کند و دلواپس و نگران آینده دانش آموزان یا معلم پرورش دهنده همان کودکی است که در آینده نقشی مهم در جامعه ایفا می‌کند و به گونه‌ای آینده سازی مملکت خویش هست.

متن ادبی روز معلم 

معلم به دانش‌آموزان یاد می‌دهد که چگونه در زندگی فردی مفید باشند و با تلاش و کوشش باعث پیشرفت جامعه خود شوند. او دانش‌آموزان را با دنیای بزرگ آشنا می‌کند و تاریخ گذشتگان را به آنها می‌آموزد تا از آن درس عبرت بگیرند و آنها را با کوه‌ها و دریاها آشنا می‌سازد تا استقامت و عظمت را بیاموزند.

انسان‌ها در طول زندگی احتیاج به یک معلم و راهنما دارند تا شمع راهشان گردد و آنها را از نادانی و جهل دور سازد. به همین سبب معلم شغل انبیا بوده و شغلی مقدس است .

نتیجه گیری : 

همه ساله روز ۱۲ اردیبهشت را به مناسبت روز معلم جشن می‌گیرند تا از معلم خود سپاسگزاری کنند. من نیز در پاس داشتن مقام معلم این روز را به همه معلمان تبریک می‌گویم.

انشا در مورد روز معلم کلاس چهارم

انشا روز معلم (۳)

انشا در مورد روز معلم شمار سه 

موضوع انشا : انشا ادبی در مورد روز معلم

مقدمه :

به نام خداوند هستی ، انشای خود را با این شعر زیبا آغاز میکنم …

درس معلم گر بود زمزمه محبتی
جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را

متن انشا : 

انشای امروز در مورد روز معلم و درباره موضوعی بسیار با اهمیت است، چراکه روز معلم روزی برای قدردانی از یکی از انسان‌های مهم زندگی ما است.

معلم‌ها دقیقاً همان کسانی هستند که با دقت و مواظبت جوانه ذاتی انسان را می‌پرورانند و راه درست را به او نشان می‌دهند و زمانی که او را به درختی مقاوم تبدیل کردند، در مسیر اصلی خود رها می‌کنند تا بارور شود. معلم‌ها سرشارند از حس عشق و محبت و صبر و استقامت. مانند مادری مهربان کودک را نوازش می‌کند، به او درس می‌دهد و او را بزرگ می‌کند.

انشا روز معلم کودکانه

معلم گاهی مانند پدری سخت گیر دانش‌آموز را به جلو هل می‌دهد و گاهی او را مورد سرزنش قرار می‌دهد و آنگاه که کودک بزرگ شد و پا گرفت و راه افتاد در گوشه‌ای می‌نشیند و اوج گرفتن او را تماشا می‌کند، معلم‌ها همان پیله‌ای هستند که به دور کرم ابریشم می‌پیچند و آن را در قنداق خود و در آغوش خود نگاه می‌داند، دقیقاً مانند سپری در مقابل سرما و گرما و در مقابل سختی‌ها حفظ می‌کنند و آنگاه کرم که بال گرفت و بال‌های رنگارنگ خود را گشود از پروانه جدا می‌شود و اوج گرفتن او را نظاره می‌کند.

انشا روز معلم شعر

معلم‌ها دل بسیار دریایی و بزرگی دارند، هر سال مجبورند تکه‌ای از وجود خود را رها کنند و او را به دیگری بسپارند، مگر اینطور نیست که معلم‌ها هر بار به هر دانش آموز قسمتی از وجود خود را تقدیم می‌کنند، از خود به آن‌ها محبت و عشق، نوع دوستی، فداکاری و ایثار را ایثار می‌کند؟

انشای روز معلم
انشا روز معلم 

و در نهایت بعد از گذر سال‌ها، زمانی که تمام وجود خود را صرف کودکانش کرد و هربار بخشی از جوانی‌اش را به آنها بخشید و زمانی که آن‌ها را جوان و بزرگ ساخت و خودش پیر و چروکیده شد در حالی که همه کودکانش او را ترک کرده اندو هر کدام به سمت زندگی خود رفته اند. آیا معلمی شغل انبیاء نیست؟

انشا در مورد روز معلم کوتاه

نتیجه گیری : 

و این همه که گفتم گوشه‌ای از دلایل اهمیت روز معلم بود … به این دلیل و هزارن دلیل دیگر است که هر دانش‌آموز باید روز معلم را ارج بنهد.

انشاء در مورد روز معلم

انشا روز معلم (۴)

انشا در مورد روز معلم شمار چهار 

موضوع انشا : تشکر و سپاس از معلم ( معلم عزیزم دوستت دارم )

مقدمه :

با نام خداوند که خود نخستین معلم آدمیان است انشای خود را آغاز میکنم.

متن انشا : 

دوست دارم امروز که روز معلم است در انشایم بگویم که چقدر به دانستن نیازمندم و شما تنها کسی هستید که می‌توانید دانایی را به من هدیه دهید. کلاس به واسطه حضور شما متبرک می شود… برترین طواف معلم سعی میان شاگرد و تخته سیاه است و این طواف زیباترین لحظه‌های زندگی‌تان را می سازد. محراب شما کلاس درس است آنجا که معبدیست راستین برای رسیدن به افق‌های دور خدایی شدن.

انشا برای روز معلم

معلم ای که نفس‌های شما زندگی‌ام را طراوت می‌بخشد و ساحل نگاهتان دلم را آرامش، حرفهایتان چون جواهر بر صندوقچه ذهنم به یادگار می‌ماند و پرنده ذهنتان نامه‌رسان عشق و محبت است.

ای که صفای روح هستید و صبوریتان به قامت سرو، دلتان به صافی آینه و دستانتان یاری‌گر راه‌های دشوار زندگی‌ام است با چشمانم می‌بینم که چون شمع می‌سوزید و با گوش‌هایم می‌شنوم که صدایتان آرام آرام رسم دوستی را در گوشم زمزمه می‌کند، با قلبم حس می‌کنم که تپش ثانیه‌ها را آرام کرده‌اید، که با گچ و تخته روزهای درس را برایم خاطره‌ای جاودانه می‌کنید.

انشا راجب روز معلم

ای که با خنده‌هایتان کوله باری از غم را از دوشم بر می‌دارید، ای پنجره رو به دریای من، من با دروس شما با راز موفقیت آشنامی‌شوم، با آداب زندگانی انس می‌گیرم و به تماشای بهار می‌رسم.

ای که مهرتان از خورشید تابان هم تابان‌تر است، من با ضرب و حساب شما قضیه تالس را درک می‌کنم و با مساحت و حجم شما زمین را می‌شناسم. دفترچه خاطرات زندگی را با شما شناختم و می‌دانم که با یاد معلم عزیزم آن را به پایان می‌رسانم.

انشا درمورد روز معلم کوتاه

ای که با تمام توانایی‌هایتان تارهای وجودم را به صدا در آوردید و خواندن غزل با خدا بودن را به من آموختید و در سخت ترین لحظات زندگی، سرود سرسبزی را در وجود سرو سرودید.

ای ساحل در سکوت مانده پرهیاهو، ای معلم عزیزم! می‌دانم گوشه‌ای از سخنان گهربارتان را با هدیه کوچک انشای تبریک روز معلم جبران نمی‌توانم بکنم اما از اعماق وجودم از ته قلبم می‌گویم: دوستتان دارم.

مقاله در مورد روز معلم

انشا روز معلم (۵)

انشا در مورد روز معلم شمار پنج

موضوع انشا : روز معلم 

مقدمه :

” معلمی شغل نیست؛ معلمی عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کرده ای رهایش کن و اگر عشق توست، مبارکت باشد! ” این جمله ای بود که معلم بزرگوار ، شهید محمدعلی رجایی گفتند. آری معلمی عشق است و اگر این عشق نباشد، تحمل سختی های آن بسیار دشوار خواهد بود.

مقاله روز معلم به زبان به زبان ادبی 

متن انشا : 

“معلم” همان طور که از نامش پیداست،علم را می آموزد؛ علمی که انسان را از جهل و شقاوت دور می سازد و چراغ دانایی را در وجودش می افروزد. معلم بزرگ دیگری که از لحاظ دینی و علمی خدمت فراوانی به جامعه و انسان هایش کرده، شهید مرتضی مطهری است؛ معلمی دانشمند و عالمی فرهیخته که با سخنانش مسیر رسیدن به سعادت را برای خیلی ها فراهم نمود و هنوز هم با مطالعه ی آثار گرانبهای ایشان می توان به علم مفیدشان پی برد.

انشا درباره ی روز معلم

معلم ها همچون چراغی هستند که با روشنی وجودشان، تاریکی جهل را دور و با گرمای محبتشان، عشق را تعلیم می کنند. و چه خوب است بدانیم که اولین و بهتریم معلم عالم، خداست. خدایی که پیامبرش را از علم و دانش خویش بهره مند ساخت و وظیفه معلمی بندگانش را نیز به عهده او گذاشت. خداوند به پیامبرش فرمود: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ؛ بخوان به نام پروردگارت که آفرید. و خداوند به بشر آموخت که برای رسیدن به رستگاری باید علم بیاموزد و خود نیز پیامبرانی را مامور کرد تا دستور خویش را اجرا کنند و دانش را به بندگانش بیاموزند.

مقاله روز معلم دبیرستان

نتیجه گیری : 

در پایان انشا میگویم که از نظر من معلم ها مامور خداوندند و خوشا بحال آن معلمانی که به خوبی از عهده وظیفه شان بربیایند و دانش آموزانشان را عاشق و عالم پرورش دهند.

مقاله در مورد روز معلم دبستان
انشا روز معلم 

انشا روز معلم (۶)

انشا در مورد روز معلم شمار شش

موضوع انشا : معلم عزیزم روزت مبارک 

مقدمه :

شمع شدی ، شعله شدی سوختی ****** تا هنر خود به من آموختی

انشاء درباره روز معلم

متن انشا : 

معلم عزیز!  آن زمان که پای درست می نشستم و تو الفبای عشق  را به من می آموختی، دلم از گوهر کلمات خالی بود و من با انبوهی از حرف ها به خانه بر می گشتم و شبانگاهان، با یاد تو به خواب می رفتم. سال ها از آن لحظات شیرین می گذرد، ولی هنوز یاد و نامت دردلم زنده است و تو را می ستایم که همچون انبیا، به تعلیم و تربیت عشق می ورزی. آن زمان برایم از دانایی می گفتی، محبت را می آموختی و زندگی را هجا می کردی، و من در سایه سار وجودت پیش می رفتم و قدم امروز به احترام نامت قیام می کنم، در زلال کلماتت رها می شوم و حدیث زندگی را با تو مرور می کنم. از قدم برمی داشتم. تو بودی که دست مرا گرفتی تا در پرتگاه ها و لغزش گاه های زندگی نیفتم.

مقاله درباره روز معل

 روز معلم ، روز بزرگداشت عشق و ایثار است. تجلیل از کسانی که علم را جرعه جرعه در جان ها جاری می کردند. خود لحظه لحظه می سوختند و با دانش خویش، جامعه را می ساختند و فردایی باشکوه را نوید می دادند.

امروز، روز بزرگداشت کسانی است که الف قدّشان، در راه تعلیم خوبی ها خمیده شد. روز پاسداشت عزیزانی است که در سنگر علم و دانش، سربازانی با اخلاص و دانشمند تربیت کردند. امروز، روز یاد کردن از گمنامان , چندین سال است بهانه مقدس شهادت معلمی بزرگ و فرزانه، استاد شهید مطهری رحمه الله دست مایه قدردانی و تجلیل از معلم شده است؛ معلمی که انسان ساز و فرداپرداز است و تکریم و تعظیم او، تکریم و تعظیم علم است.

انشا برای روز معلم

معلم، معمار قلب هاست و بذر نور در دل ها می افشاند. قدردانی و تجلیل از معلم، قدردانی از باغبانی است که هر صبح، سبدی از صمیمیت با خود به کلاس می برد و با انگشتان مهربان خویش، بر شاخه قلب ها فردا را پیوند می زند. معلم را توقع نام و نان نیست. این گمنام، هر روز از تنور داغ جانش، هزاران نان بر سفره گرسنه دل ها می بخشد و از علقمه قلبش، هزاران مشک به خیمه های عطش می رساند.

مقاله درباره روز معلم به زبان ساده و کودکانه

نتیجه گیری : 

تجلیل معلم، سپاس از انسانی است که هدف و غایت آفرینش را تأمین، و سلامت امانت هایی را که به دستش سپرده اند، تضمین می کند.

انشاء درباره روز معلم

انشا روز معلم (۷)

انشا در مورد روز معلم شمار هفت 

موضوع انشا : انشا به زبان ساده و کودکانه برای روز معلم 

مقدمه :

در کنار پنجره نشسته بودم و داشتم به درختان حیاط نگاه می کردم که ناگهان یادم آمد که روز معلم است و موضوع انشای این هفته هم روز معلم است.

دفتر خود را باز کردم و انشایم را نوشتم:

انشای برای روز معلم
انشا روز معلم 

متن انشا : 

معلم مانند شمعی است که می سوزد و برای ما نور و گرما تولید می کند.

معلم ما را خیلی زیاد دوست دارد‌‌‌‌٬

چون به ما درس می دهد و تلاش می کند که باسواد شویم تا درآینده بتوانیم کار خوبی پیدا کنیم.

معلم به ما درس زندگی کردن می آموزد

و به ما یاد می دهد که باید با همه و با خانواده خود مهربان باشیم.

او ما را مثل فرزندان خودش دوست دارد و به ما احترام می گذارد.

معلمی شغل پیامبران است.

انشاء برای روز معلم

چون آنها هم به مردم درس اخلاق و خوب زندگی کردن را یاد می دادند.

آنها می گفتند که خداوند انسانها را آفریده است

و برای اینکه آنها خوب زندگی کنند٬ نیاز به معلمانی خوب دارند.

پس ما هم برای اینکه خوب باشیم نیاز به معلم داریم.

بعضی از معلمان خیلی جدی و سخت گیر هستند .

آنها دشمن ما نیستند و اگر هم ما را دعوا میکنند ،

به خاطر این است که درس بخوانیم و چیزهای خوب یاد بگیریم و تنبلی نکنیم.

من معلمم را دوست دارم و دست او را می بوسم.

انشا درباره ی روز معلم

نتیجه گیری : 

روز ۱۲ اردیبهشت روزی است که آقای مرتضی مطهری شهید شدند

و بعد از آن، نام این روز٬ روز معلم شده است.

ما هر سال این روز را جشن می گیریم و به معلمان خودمان هدیه می دهیم.

معلم عزیزم روزت مبارک.

انشا دربارهی شهید مطهری

انشا روز معلم (۸)

انشا در مورد روز معلم شمار هشت 

موضوع انشا : روز معلم گرامی باد

 این روز را به معلمینی تبریک می گویم که عمر خود را صرف تعلیم و تربیت فرزندان این سرزمین میکنند.  تا دنیایی خوب و زیبا و مملو از دانایی با خُلق احسن خلق کنند. دنیایی که از سیستم آموزشی آن افراد بی مسئولیت،  بدکردار و ظالم و… بیرون نیاید.

انشا درباره زندگینامه شهید مطهری

معلمینی که درس آزاد زیستن ، انسان زیستن ، درستکاری، رفتار شایسته، مسلمان زیستن، پاک زیستن ، طاهر بودن ، خدایی زیستن و مکارم اخلاق را به فرزندان آدم می آموزند.

کسانی که معلمی را شغل ندیده و خود را وقف بشریت کرده اند تا بشریت روی سعادت را ببیند و در لغزش گاه ها بتواند به خوبی عبوری موفقیت آمیز داشته باشند.

انشا کوتاه در مورد شهید مطهری

با این تعریف معلم بودن به گذراندن دروس آکادمیک بستگی ندارد و به انسان بودن بستگی دارد به این بستگی دارد که با رفتار خود درس داد نه با گفتار.

آن گاه است که می گویند معلمی شغل انبیاست (ص). انبیایی که انسان را به سوی جاده هدایت پیش بردند و همه جانبه زندگی او را تامین کردند. معلم امروز ما هم باید چون انبیا به شاگردان خود درس زندگی و انسانیت بدهد .

چه تربیت برای یافتن در یک حرفه و چه تربیت برای انسان زیستن. هر دو لازم است و با اهیت.

انشا در مورد استاد شهید مطهری

انشا روز معلم (۹)

انشا در مورد روز معلم شمار نه 

موضوع انشا : روز معلم چه روزی است ؟ 

مقدمه : 

در همه کشور ها برای بزرگداشت مقام مادر، پدر ، معلم و پزشک ، پرستار و … مناسبت هایی در طول سال انتخاب میشود تا بهانه ای برای تکریم و تقدیر از کسانی باشد که در زندگی ما انسان ها نقش های کلیدی و مهم و سازدنده دارند . یکی از این مناسبت ها روز معلم است . اما میخواهیم بدانیم چرا در ایران ۱۲ اردیبهشت روز معلم نام گرفته است ؟

مقاله روز معلم کودکانه

متن انشا : 

روز جهانی معلم : در سطح جهان و به پیشنهاد یونسکو روز ۵ اکتبر (۱۳ مهر) هر سال به عنوان روز جهانی معلم نامگذاری شده‌است. انتخاب ۵ اکتبر به عنوان روز جهانی معلم علت و مناسبت ویژه ای ندارد و تنها به این دلیل که بیانیه مشترک یونسکو و سازمان بین المللی کار پیرامون وضعیت آموزگاران روز پنج اکتبر ۱۹۶۶ امضا شده بود انتخاب شده است . این روز در بسیاری از کشور ها روز معلم است . این روز هم به عنوان تقدیر دانش آموزان از معلم و هم روزی که مشکلات معلمان مورد بررسی قرار میگیرد در جهان مطرح است.

اما در بسیاری از کشور ها از جمله ایران روز معلم در مناسبت متفاوتی برگزار و جشن گرفته میشود :

مقاله روز معلم دبستان ر

روز معلم در ایران :سابقه نامگذاری روز معلم در ۱۲ اردیبهشت به قبل از انقلاب برمی گردد، و مناسبت آن، کشته شدن یکی از معلمان به نام ابوالحسن خانعلی در روز ۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۴۰ در تجمع اعتراض‌آمیز معلمان در میدان بهارستان بود.پس از واقعه ۱۲ اردیبهشت، حکومت طاغوت برای دلجویی از معلمین روز ۱۲ اردیبهشت را به یاد مرگ خانعلی روز معلم نام‌گذاری کرد .

اما پس از انقلاب اسلامی ایران در این روز اتفاق تلخ دیگری رخ داد ، در این روز گروه تروریستی فرقان شهید استاد مرتضی مطهری را ترور و به شهادت رساندند . کسی که آثار و روشنگری هایش مورد تحسین و تکریم بزرگان و روشنفکران و علما بود . این اتفاق تلخ در سال ۱۳۵۸ دلیلی بود که  مجددا روز ۱۲ اردیبهشت روز معلم نام گرفته شود.

در این روز دانش آموزان سعی میکنند گوشه ای از زحمات معلم خود را جبران کنند و مقام والای معلمی را تکریم و تعظیم کنند.

مقاله روز معلم در افغانستان

نتیجه گیری : 

صرف نظر از این که روز معلم در چه روزی از سال برگزرا شود روزی است که به انسان ها مقام بزرگ معلمان و زحمات و فداکاری هایشان را یاد آوری میکند.

منبع :ستاره / دانش چی/ انشا سرا /آفتاب

مقاله روز معلم ابتدایی

بیشتر بخوانید : 

انشا معلم | ۱۰ انشا و متن ادبی درباره معلمی و خصوصیات معلم خوب 

انشا شغل آینده | ۷ انشا در مورد انتخاب شغل و میخواهید در اینده چکاره شوید ؟

انشا آینده | ۵ انشا در مورد آینده ، شغل آینده ، سفر به آینده و آینده نگری

انشا ایران | ۷ مقاله و انشا درباره ایران ، پرچم ایران و با موضوع وطن

انشا دفاع مقدس | ۷ انشا در مورد جنگ تحمیلی ، شهدا و جانبازان

انشا روز دانش آموز | انشا و تحقیق در مورد ۱۳ آبان روز دانش آموز

سوارز باعث شد لیورپول قهرمان لیگ نشود




به گزارش خبرنگارشمانیوز و به نقل از ورزش سه: فصل 14-2013 لیورپول با برندان راجرز در آستانه پایان انتظار طولانی مدت برای قهرمانی در لیگ برتر انگلیس بود. بازیکنان لیورپول در اوج بودند و سوارز با 31 گلی که زد کفش طلا را از آن خود کرد.

اما او چندین هفته ابتدای فصل را به دلیل محرومیت از دست داد. او در فصل پیش از آن، برانیسلاو ایوانوویچ، مدافع چلسی را گاز گرفته بود و به همین دلیل با محرومیتی بلندمدت روبرو شده بود.

لیورپول در مدتی که او محروم بود نتوانست نتایج خوبی بگیرد و در نهایت منچستر سیتی با اختلاف دو امتیاز قهرمان لیگ برتر شد.

کاراگر می‌گوید: « فکر می کنم سوارز در اواخر بازی با چلسی گل زد. من خبر نداشتم که او چه کرده تا این که به رختکن برگشتیم و خبر رسید که لوییس، ایوانوویچ را گاز گرفته است. یکی از او پرسید که این کار را کرده یا نه و او هم تکذیب کرد. معتقدم همین کار او بود که باعث شد لیورپول در فصل بعدش قهرمان نشود.

سوارز پنج، شش بازی محروم بود. او با فاصله زیادی بهترین بازیکن لیگ بود. او تقریبا در هر بازی گل می‌زد. در چهار بازی اولی که او غایب بود، لیورپول مقابل ساوتهمپتون یک بر صفر باخت و در خانه سوانزی مساوی کرد. یعنی پنج امتیاز از دست رفت. اگر سوارز بازی می‌کرد، احتمالا در هر دو بازی گل می‌زد. در آن هنگام درک نکردیم که چه شده است، اما حالا می‌بینیم که اگر او در آن بازی‌ها حضور داشت، سرنوشت آنها به گونه دیگری رقم می‌خورد.»

 

انشا امام زمان | ۱۴ انشا در مورد حضرت مهدی (ع) و نیمه شعبان


انشا امام زمان عجل الله فرجه الشریف: در آستانه فرا رسیدن نیمه شعبان و تولد امام زمان (عج) ، ۱۴ انشا با موضوعات مختلف از قبیلی ، تولد ، امامت ، انتظار و ظهور حضرت مهدی علیه السلام در این نوشته گرد آوری کرده ایم که با عشق و ارادت به محضر ایشان تقدیم حضور شما می کنیم ، با ما همراه باشید. 

انشا امام زمان عج

انشا-امام-زمان-۱

 

انشا درباره امام زمان (عج) شماره یک

موضوع انشا : نامه ای به امام زمان (عج) – به زبان کودکانه

مقدمه : 

سلام امام زمان من …. هستم و این نامه را برای شما مینوسم تا با شما حرف بزنم .

انشا در مورد امام زمان (عج)

متن انشا : 

سلام . اسم من …. است و …  سال دارم .

من دلم برای شما خیلی تنگ شده است وبرای همین به شما نامه می نویسم .

مادرم می گوید نام شما مهدی است و لقب شما قائم است .

اگر چیزی از شما بخواهم شما از خدا می خواهید تا به آرزویم برسم.

چه خوب است که آدم با کسی درد و دل کند.

توی دل من یک عالم حرف است که می خواهم به شما بگویم.

دلم می خواهد تمام مریض ها خوب شوند.

امام زمان دل تمام بچه های خوب را شاد کنی.

انشا امام زمان را دوست دارم

چون خیلی مهربانید من از شما یک خواهش بزرگ دیگر هم دارم . 

 خواهشی که برایم خیلی مهم است.

من از شما می خواهم که یکی از سزبازهایتان باشم ، برای من دعا کنید ،

ظهورتان را هرچه زودتر نزدیک تر کنید.

مرا در درس هایم کمکم کنید،

در روز قیامت اعمال نامه ی من را در دست راستم بگذار تا به بهشت بروم .

 یا امام زمان من شما را خیلی دوست دارم من را فراموش نکنید.

با شما خداحافظی می کنم.

انشا در مورد امام زمان

نتیجه گیری : 

امام زمان همیشه در کنار انسان های خوب و مومن است و ما میتوانیم همه حرف های خود را به او بزنیم و از او کمک بگیریم و دعا های خود را به او بگوییم. 

مقدمه انشاء امام زمان

******************************************************

انشا امام زمان (۲)

انشا درباره امام زمان (عج) شماره دو 

موضوع انشا : مهدی جان ظهور کن … ( کوتاه و به زبان ساده )

مقدمه :

یک جمعه دلگیر قلم را دست میگیرم و برای امام زمانم انشا مینویسم … 

انشا در مورد امامت امام زمان

متن انشا : 

سلام ای مهدی غایب، سلام ای چهاردهمین معصوم، سلام ای عزیز نرگس.

با که همه در انتظار دیدنت بیقرار اند ای تک ستاره ی بهشت .

حسرت به دلمان نگذار به خدا سوگند دنیا را آذین می بندیم اگر لحظه ی آمدنت را بدانیم.

خودت می دانی ای مهدی زهرا که چه آدم ها آرزوی دیدنت را داشتند.

من جمعه ها وقتی دلم میگرد این شعر را خودم زمزمه میکنم. :

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی ، چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی.

انشا از امام زمان

نتیجه گیری : 

امیدوارم که زودتر بیایی که با آمدنت همه جا را سرسبز گلستان می کنی .

بیا یی و ما را از این همه ستم رهایی دهی.

میدانی جز ظهورت ای گل زهرا به خدا حاجتی ندارم.

ای مهدی ظهور کن . دوستت دارم .

انشا درباره امام زمان کلاس هشتم

******************************************************

انشا امام زمان (۳)

انشا درباره امام زمان (عج) شماره سه

موضوع انشا : امام زمان ، ای مسافر غریب 

مقدمه : 

آیا زمانی فرا خواهد رسید که باور کنیم در همین نزدیکی‌ها چشم‌های نگرانی زندگی‌امان را هر روز مرور می‌کند؟

چشمانی مضطرب، که منتظر است تا با خوب شدن ما دلخوشانه پا در رکاب ظهور نهد.

انشا دیدار امام زمان

متن انشا : 

بیاییم صادقانه یک بار هم شده بی‌نیرنگ دست بر آستان نیازش بریم و شرمگینانه بگوییم

اگر چشم به راه خوب شدن مایی تا بیایی چنین نخواهد شد؛ تا چنینیم.

پس خود از خدا بخواه چنان شود.

تو خود خوب می‌دانی که امواج پرتلاطم و سهمگین فتنه‌های آخرالزمانی

می‌رود تا آخرین باقی‌مانده‌های این بنیان را ببرد.ا

ای عزیز! بر ما ببخش که چه بسیار دروغ‌گویان لاف‌زن شده‌ایم.

آیا باورکردنی‌ست با وجود ده‌ها و صدها و هزاران مؤسسه و مرکز و بنیاد و محفل و شیفته،

همچنان گرد غریبی بر روی شما باشد؟!

چه کسی باور می‌کند؟

انشا ب امام زمان

چه گناهی دارند جوانان علاقه‌مند به تو

که نمی‌توانند بلندای عظمت تو را در فراز مناره‌های مسجدی به نام تو جستجو کنند؟

چه تقصیری دارند نوجوانان عزیزی

که آنها را به این پندار واداشته‌اند که نور معرفت تو را در ‍ژرفای چاه عریضه جستجو کنند؟

انشا در مورد امام زمان به زبان عادی و ادبی

ای مسافر غریب!

نمی‌خواهم دردی بر دردهای تو باشم که این دلگویه‌های دل دردمندست.

و نه زخمی بر دل دوستان راستین تو، که حساب آنها، نیک می‌دانم از این خطاب‌ها جداست.

خود خوب می‌دانیم آنچه بر ما می‌رود، نه یاد تنهایی‌های غریبانه تو،

که رفع نیازهای پست دنیایی ماست.

و این هجوم، نه برای آزادی تو از زندان غیبت، که برای رفاه بیشتر خود است.

انشا در مورد امام زمان کلاس هفتم

نتیجه گیری : 

به راستی کدام‌ یک از ما مدعیانیم که آمدن تو را آن‌گونه که واقعیت خواهد یافت، برتابیم؟

تا چه حد خود را برای آن آمدن، مهیا ساخته‌ایم؟…

و ما آ یا هرگز به این فکر کرد‌ه‌ایم گریه‌های نیمه شب آن مسافر غریب برای چیست؟

بی‌گمان بخشی از آن مویه‌ها برای بی وفایی ماست.

او می‌گرید؛

اما نه برای عریضه‌های چاه‌ها؛ که برای گرفتارآمدگان در چاه‌های خود خواهی.

او می‌گرید؛

اما نه برای فرو غلطیدن جوانان در ورطه‌های گمراهی که برای سکوت دانشمندان.

می‌نالد .

اما نه برای خود که برای ما…

انشا در مورد امام زمان کوتاه

******************************************************

انشا امام زمان (۴)

انشا درباره امام زمان (عج) شماره چهار

موضوع انشا : نیمه شعبان ( به زبان ادبی )

مقدمه : 

با قلبی مالامال از غم دلتنگی ات ولادتت را شادباش میگویم

و با قلم منظرم چند سطر به محضرتان پیشکش میکنم. 

انشا در مورد امام زمان کلاس پنجم

متن انشا : 

امروزعالم در حال سرور است. آسمانیان هم در شادمانی‌اند همه به هم تبریک می‌گویند و بر سر هم شکلات و نقل می‌ریزند. امروز روز تولد امام زمانمان است، کسی که در نبودنش نیز هست و به اذن خداوند ما را هرگز رها نکرده است و ما هر روز و هر ساعت و حتی هر ثانیه در آرزوی زیارت رخ چون خورشیدش، دست بر آسمان داریم و در محمل نیاز، از پروردگار بلند مرتبه، ظهور پرشکوه او را تمنا می‌کنیم.

انشا در مورد امام زمان کلاس چهارم

عزیز دل زهرا ای نور چشمان پیامبر و علی تو را که مقصد و مقصود همه مایی. همه عالم برای آمدنت لحظه شماری می‌کنند. همه جان‌های خسته تو را می‌خواند و دعای خیر عاشقان و منتظران تعجیل در ظهورتوست تویی که آسمانیان به تعظیمت نشسته‌اند و زمینیان از فراقت در سوز کز کرده‌اند. آری همه تو را می‌خوانند تویی که تمنای عالمی.

انشا در مورد امام زمان ع

نتیجه گیری : 

امام ما! بیا که احساس نیازمند توست. پرنده‌ها در سلام صبحگاه خود تو را می‌خوانند و گلها به امید نوازشت رخ می‌نمایانند. بیا که دست‌های نا توان ما در آرزوی یاوری تو مولا، شب و روز از گونه‌هامان قطرات شبنم را بر می‌چیند و لطافت باران را به جاده‌های عشق می‌پاشد، بلکه گلستانی بسازد از گلهای ناز و اطلسی که فرش راهت باشد و خاک قدمت. بیا که زمین تشنه محبت و سلام توست و زمان در نقطه انتظار ایستاده است.

انشا در مورد امام زمان برای کودکان

******************************************************

انشا امام زمان (۵)

انشا درباره امام زمان (عج) شماره پنج

موضوع انشا : آشنایی با امام زمان (عجل الله فرجه)

مقدمه : 

با نام خدا انشای خود را در مورد زندگی امام زمان عجل الله فرجه آغاز میکنم . 

انشا در مورد امام زمان کودکانه

متن انشا : 

امام زمان ما، حضرت مهدی (عج) نام دارد که از نظر ها پنهان است ولی حضور دارد. ایشان ما انسان ها را می بیند و بنابر سخن امام علی (ع) ایشان به مردم سلام می دهند. ( حضرت علی علیه السّلام فرموده اند : حجت خداوند در میان مردم حضور دارد ، از معابر و خیابان ها عبور می کند به نقاط مختلف جهان می رود ، سخن مردم را می شنود و برجماعت مردم سلام می کند. می بیند و دیده نمی شود؛ تا این که زمان ظهور و وعده ی الهی و ندای آسمانی فرا می رسد. هان! آن روز، روز شادی فرزندان علی (علیه السّلام) و پیروان اوست.)

انشا در مورد امام زمان در حد ابتدایی

امام مهدی (عج) دوازدهمین امام شیعیان است که به فرمان خداوند غایب شده است و به اذن خدا هم ظهور خواهد کرد. غیبت ایشان به معنای عدم حضورشان نیست؛ تنها دیده ها نمی تواند ایشان را درک کند اما هنگامی که به اذن خداوند ظهور کنند، هم دیده ها به جمال ایشان نورانی خواهد شد و هم می توان حضورشان را درک کرد.

انشا در مورد امام زمان کلاس سوم

امام زمان (عج) آخرین امام شیعیان است و هر لحظه به اذن خداوند تظاره گر اعمال شیعیان می باشد. خوشا به حال آنانی که در زمان غیبت امامشان هم چنان از او پیروی می کنند و خود را برای ظهور ایشان آماده می سازند؛ ظهوری که با آن ظالمان و ستمگران جهان شکست خواهند خورد و عدالت سراسر جهان را فرا خواهد گرفت.

انشا در مورد امام زمان برای پایه چهارم

چه لحظه ی زیبایی است زمانی که خبر ظهور امامت را بشنوی و مشتاقانه برای دیدار و بیعت با او دوان دوان قدم برداری. بدا به حال کسانی که امام زمان را قبول نداشته و امیدی به ظهور ایشان ندارند؛ چهره آشفته و شکست خورده ی اینگونه افراد با ظهور آن حضرت دیدنی تر خواهد شد!

انشا در مورد امام زمان برای کلاس چهارم

نتیجه گیری : 

در پایان انشای خود را با این حدیث زیبا و مهم از پیامبر اکرم به پایان میبرم که می فرمایند:

هر که بمیرد و امام زمانش را نشناسد ، همانند مردن زمان جاهلیت مرده است.

ما هم چنان منتظر امام غایبمان هستیم. اللهم عجل لولیک الفرج

******************************************************

 

انشا امام زمان (۷)

انشا درباره امام زمان (عج) شماره شش

موضوع انشا : بهار و ظهور امام زمان – متن ادبی 

مقدمه : 

مولایم ما را ببخش که یک عمر چه کودکانه نشستیم و انتظار کشیدیم تا صدای شلیک یک توپ ، نوید آمدن بهار را سردهد.ای صد حیف که تو بهار بودی ومن بی تو هر فروردینم دی بودو نمی‌دانستم.

صادق «ع» آل محمد«ص» فرموند:

نوروز و اول بهار روزی است که ما توقع فرج حضرت مهدی «عج» را داریم.

انشا درباره امام زمان عج

متن انشا : 

کودک که بودم پدرم جمعه ها صبح درب خانه را آب و جارو میکرد تا اگر مولا ازآن حوالی عبور کند 

و نو روز هر باره این حس را درمن زنده می کند

مردمی را می‌بینم که سراسر شوق و شورند ، خانه تکانی می کنند و لباسهای نو برتن

اما برای چه ؟ برای که ؟

اینان منتظرند تا بهار شود ؟

انشا درباره امام زمان کلاس چهارم

سالهاست می اندیشم که هنگام بهار مگر چه می شود که آن گونه به هم می ریزیم ،

مهربان می شویم، به سراغ هم می‌رویم و از همه ی مهمتر منتظر می شویم

انتظار …

سالهاست به لحظات سال تحویل و یک دقیقه ای که قبل از حلول سال نو

همه ی ساکتند و نفس ها را در سینه حبس می کنند می اندیشم!

و هرساله هیچ اتفاقی نمی افتند!!!

انشا درباره امام زمان ادبی

کجایی ای ربیع الأنام و نضره الأیام

نمیدانم ، شاید از گذشته به ایرانیان آن گونه آموختند تا رزمایش ظهور برگزار کنند 

وصد حیف که ره گم کردیم و انتظار خورشید را کشیدیم و حال آنکه تو خود خورشید بودی و ما ندانستیم.

ای کاش دقایقی تمام نفس ها برای تو حبس می شد و همه ی باهم زمزمه میکردند دعای عهد و ندبه و فرج را

و ای کاش هفت سین مان را در جمکران می گستردیم

ودر آن به جای سفره ، «سجاده ای» می انداختیم به گستردگی زمین

و«ستاره ای» از آسمان به زیر می کشیدیم به یاد تو

و «ساعتی» برای شمار ثانیه هایی که بی تو گذشت

و «سدر» رابه یاد سدره المنتهی مصطفی «ص» بر سجاده می ریختیم!

و «سیصد و سیزده سرباز» و «سلاحی» به نشان پایبندی بر سوگندی که با تو بسته ایم

تا خونی که در رگهایمان است نذر تو باشد که چه نیکو در عهد آموختیم بسراییم

انشا درباره امام زمان کلاس پنجم

«شاهِراً سَیْفی ، مُجَرِّداً قَناتی، مُلَبِّیاً دَعْوَهَٔ الدّاعی فِی الْحاضِرِ وَ الْبادی »

و با شمیشر آخته ، و نیزه لخت ، پاسخ گویان به ندای آن خواننده بزرگ در شهر و بادیه ایم.

و سین ششم سجاده مان را از خدا می خواهیم تا «سرمه» کشد چشمانمان رابه وصال دیدارش

و شنوا سازد شنوایی مان رابه نوای انا المهدی

اَللّـهُمَّ اَرِنیِ الطَّلْعَهَٔ الرَّشیدَهَٔ ، وَ الْغُرَّهَٔ الْحَمیدَهَٔ وَ اکْحُلْ ناظِری بِنَظْرَهٔ منِّی اِلَیْهِ

و سین هفتم را نیز من بر این سجاده می نشانم « درود علی آل یاسین».

انشا درباره امام زمان کلاس سوم

نتیجه گیری : 

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجه ابن الحسن العسکری «عج» که صد البته نزدیک است.

انشا درباره امام زمان کلاس ششم

******************************************************

انشا امام زمان (۸)

انشا درباره امام زمان (عج) شماره هفت

موضوع انشا : دلنوشته هایی با حضرت مهدی علیه السلام 

متن انشا : 

مولای من سلام چند صبح آدینه ایست که برای دیدن سیمای پرفروغ تولحظه ای چشمان منتظرم را به هستی نبسته ام؛ تا شاید جمعه ای را با سیمای فروغین تو آغاز بنمایم.

کاش می آمدی وپرده از خوبی ها و زیبایی ها بر می داشتی و با لبخند زیبای خود گیتی را واژگون می ساختی.

انشا درباره امام زمان کلاس نهم

مولای من سرور من ای کاش بودی وبانغمه دلنشین حقانیت خویش دنیای تیره و تار بشریت را معطر و مبارک می کردی. دلم می خواست شاپرکی داشتم تانامه های بی شمار قلبم را برایت می آورد تا به تعجیلت تسریع ببخشد. متن نامه ای که دیشب قلبم برایت نوشت اینگونه بود: مهدی جان سلام،من بنده ای از پروردگارت هستم که آسمان پر ستاره مهتابی را ملاک دوست داشتنت واقع کرده ؛ من همانم که شب را به امید ظهورت به صبح می رساند؛من کسی هستم که صبحگاه آدینه هیچگاه چشمان خسته ومنتظرم را نبسته و نمی بندم وهمان کسی که … دوست دارم ملائکه از قلب من مطلع باشند و پیغام های قلبم را به گوش و قلب شنوا و رحیمت می رساندند تا جمعه ای دیگر وجود وچشمانم به چهره روشن و نورانی تو منور می گردید.

انشا درباره امام زمان کلاس هشتم

******************************************************

انشا امام زمان (۹)

انشا درباره امام زمان (عج) شماره هشت

موضوع انشا : انشا در مورد نیمه شعبان – میلاد امام زمان (عج)

مقدمه : 

انشایم رابا نام خدا آغاز می کنم، با نام خدایی که وعده داده است که در نهایت زمین به دست بندگان خوبش اداره خواهد شد و ما منتظران رسیدن کسی هستیم که خلیفه خدا بر زمین خواهد بودو بهار رابه مردم هدیه خواهد کرد.

انشا در مورد امام زمان زیبا

متن انشا : 

آری نیمه شعبان است روزی که مهدی موعود متولد شد و برای همیشه نور امیدی در دل مومنان روشن گردید. تا در تپش مدام زمین ونگاه زهرآلود زمان به امید طلب دست‌های پر مهرش روزگار بگذرانند و بدانند کسی هست که خواهد آمد ودر ظلمت بی فردای این روزگار کس را از ناکس جداخواهد کرد و بر لب‌های خشک زمین خواهد بارید.

انشای حضرت مهدی

امروز که سپیدی‌ها همه ی در سیاهی دل‌های آدمیان رنگ باخته‌اند؛ دیدگان زمین در انتظار اندکی سپیده دم بارانی ست. راه درازیست از این جا تا صداقت و زمین در انتظار است تا مردی بیاید از جنس آسمان تا با قدوم نازنینش جسورانه شقاوت را؛ خیانت را از هستی پاک کند. تا شب دریده شود و دیدگان آدمیان طلوعی از جنس عدالت رابه نظاره بنشینند.

انشا دربارهی حضرت مهدی

نتیجه گیری : 

 همین امروز کاش که بیایی امروز که آدمیان صداقت رابه زیر آوار فراموشی‌ها از یاد برده‌اند؛ حالا که خاک از خون سرخ عدالت گلگون است؛ زمین در حسرت یک مرد می‌سوزد و ما در بین تمامی ظلمت‌ها امروز شادیم و شیرینی و شربت است که دست به دست میشود و باد دانه های گرگرفته اسپند را از روی منقل فوت میکند. چرا که امروز نیمه شعبان است روز تولد توست، روز تولد امید.

انشا ظهور حضرت مهدی

******************************************************

 

انشا امام زمان (۱۰)

انشا درباره امام زمان (عج) شماره نه

موضوع انشا : سلام بر مهدی فاطمه 

مقدمه : 

سال هاست بین ما ایستاده ای ، ما را می بینی و خجالت می کشی. می بینی که گناه در میان ما پرسه می زند و جنایت روی دوشمان نشسته است. می بینی که دلهامان با سیاهی فاصله ندارند. می بینی که شیطان، روی قلب ما سایه انداخته است. چقدر بی قراریم برای گناه کردن، چقدر ناتوانیم برای دیدن لبخند خدا.

انشا امامت حضرت مهدی

متن انشا : 

چقدر تنهاییم وقتی که میان ما هستی و تو را نمی بینیم. سال هاست میان ما ایستاده ای. همه چیز را می بینی. می بینی که به لحظه ها رحم نمی کنیم. لحظه ها را بدون این که دریابیم پشت سر می گذاریم. ما قاتل لحظه هاییم. می بینی که با همه ی خوبی ها در افتاده ایم. می بینی و سر به زیر می اندازی؛ خجالت می کشی. سال هاست که میان ما ایستاده ای و همه چیز را می بینی و تحمل می کنی .تو آگاهی، تو از دل های بی طاقت ما آگاهی داری. تو از دل های سر به زیر ما که راه آسمان را گم کرده اند آگاهی داری. از فریادهای بی صدای ما آگاهی داری. از روزهای تکراری ما، از عمق شب های تار ما، از زورق به گل نشسته ی امیدمان آگاهی داری .

انشا درباره امامت حضرت مهدی

آگاهی های تو در همه ی کوچه ها جاری شده است. عرق شرممان را ببین! روزها می گذرد و مثل باد می رود. زمان، اعصاب دل ها را خرد کرده است و زمین، همین طور سرگیجه دارد و حیران است. از روزهایمان بوی ماندگی می آید. ما برای یکدیگر یکنواخت شده ایم. چقدر بی معناییم! چقدر در دفتر مشق زندگی مان غلط املایی داریم. یکی بیاید پنجره ی زنگ زده ی اتاقمان را باز کند. یکی بیاید برنامه ی روزانه مان را از سطر بنویسد، چرا هیچ کس نمی آید روحمان را با خودمان آشتی دهد؟

انشا درباره ظهور حضرت مهدی

محله را بوی گند برداشته است. حالمان دارد به هم می خورد.

خجالت می کشی ولی باید شروع کرد. شرمنده ات کردیم، ولی باید کمکمان کنی. سلول های بدنمان هم از هم فراری اند. آن قدر بو می دهیم که نسیم از کنارمان نمی گذرد و هوا بی حوصله شده است مردیم از این همه بی خودی؛ از این همه نا آگاهی. با همه ی ماندگی و نادانی ام باز هم تو را می جویم.

انشا راجب حضرت مهدی

نتیجه گیری : 

تو را که صبرت زمان را انگشت به دهان کرده است.

سلام بر صبرت، سلام بر آگاهی ات.

سلام بر آمدنت…

انشاء در مورد حضرت مهدی عج

******************************************************

انشا امام زمان (۴۴)

انشا درباره امام زمان (عج) شماره ده

موضوع انشا : آرزوی ظهور امام زمان عجل الله فرجه 

مقدمه : 

ظهور امام زمان (عج) یکی از آرزوهای من است. می دانید چرا؟ در این انشا میخواهم به شما بگویم چرا آرزو دارم هر چه زودتر مهدی فاطمه به میان ما بازگردد .

مقاله در مورد حضرت مهدی

متن انشا : 

چون هروقت او بیاید ظلم و استکبار را بر می اندازد

و امنیت را در جهان به قدری برقرار می کند ک

ه اگر یک زن کیسه ای از طلا را روی سر خود گذاشته و از مشرق زمین به مغرب برود

هیچ اتفاقی برای او نمی افتد.

ما نیز خبر کشته شدن مردم رادر انقلاب ها از اخبار نمی شنویم.

عدالت نیز در دنیا برقرار می شود

و تعداد مردمی که به اسلام ایمان می آورند بیشتر می شود.

می دانید چرا؟

چون مردم از این همه قدرت خداوند به وجد می آیند.

مقاله در مورد حضرت مهدی (عج)

نتیجه گیری : 

خدایا از تو می خواهم که هر چه زودتر امام زمان (عج) ظهور کند. هم چنین از مردم جهان هم می خواهم که مبارزه با ظلم و استکبار را تا ظهور و پیروزی امام زمان (عج) ادامه دهند و لحظه ای غفلت نکنند و فریب پول و مقام و مذاکره را نخورند.

انشا در مورد امامت حضرت مهدی

******************************************************

انشا امام زمان (۶)

انشا درباره امام زمان (عج) شماره یازده

موضوع انشا : انشا در مورد امام زمان و حضرت مهدی علیه السلام 

متن انشا : 

مولای ما ! خنده بر لبهایمان خشکیده و غم همچون سایه ای شوم پرده سیاه خود را بر دلهایمان گسترانده .

تمام زندگیمان را زمستان سرد و بی روح مادیات فرا گرفته.

بیا وسبزی و طراوت حیات را به این سربازان آخرالزمانی ات هدیه کن.

انشا در مورد ولادت حضرت مهدی

ای نازنین !

دلمان برای یک جرعه می ناب لک زده .

گوشهامان از ضجه کودکان بی پناه و مو یه زنان داغدار و ناله مردمان ستم دیده پر شده است ،

دستهایمان خالی ست ، دیگر رمقی نمانده ، بیا.

بیا که برای نجات از این طوفان روزمرگی ، به کشتی امن تو نیاز است.

بیا که شکستن این بت جهل و غفلت فقط از ید تو بر می آید.

بیا که غلبه بر اژدهای مدرنیسم بدون عصای تو ممکن نیست .

بیا که جهان مرده را تنها نفس تو ممد حیات است!

انشا در مورد انتظار حضرت مهدی

جمعه ها می ایند و می روند.

دستهامان خالی ست ، دستی بر آرو دستمان بگیر.

بیا که دیگر طاقتی نیست، بیا.

به امید ظهورت، ای همیشه حاضر ….

انشا در مورد زندگی حضرت مهدی

******************************************************

انشا امام زمان (۱۰)

انشا درباره امام زمان (عج) شماره دوازده

موضوع انشا : انشا کوتاه درباره امام زمان «عج» 

متن انشا : 

از وقتی که یادم می آید حرف از آمدنش بود آمدن کسیکه می آید تا دنیایمان را گلستان کند. بعد ها که به مدرسه رفتیم هر صبح دعای فرج خواندیم تا بیاید، بیاید که دنیایمان از هر بدی پاک شود. همه ی فکر ذکرمان این بود که دعا کنیم که هر چه زودتر ظهور کند، تا بر پا شود عدل، ریشه کن شود ستم، پاک شود اشک چشم ستمدیده و یتیم.

انشا در مورد تولد حضرت مهدی

هر نیمه شعبان کوی و برزن را چراغانی کردیم، شربت و شیرینی دادیم، تنها حرفی که زدیم، دعایی که کردیم، فقط از آمدن سرورمان بود. جشن های عروسیمان را طوری برنامه ریزی کردیم که در روز نیمه شعبان باشد.اما آقا هنوز هم نیامده ای، نکند رفتار ما، کردار ما و اعمالمان دلیل این همه ی غیبتت باشد.هیچ کدام به این فکر نکردیم که این بدی که میگوییم دلیلش خود ما باشیم. به این فکر نکردیم که عدلی که راجبش حرفش را می زنیم خودمال همه ی سعیمان را کردیم که در حد توان بر پایش کنیم.

انشا در مورد ولایت حضرت مهدی

نکند ظلمی که ازش دم میزنیم حرف و رفتاری باشد که با آن دلی شکسته باشد. به این فکر نکردیم رفتار من فرزند دلیل این همه ی غیبت باشد. اصلا توجه به این نکردیم که عروسی که نیمه شعبان بپا کردیم با آن همه ی تجملات نه تنها دل آقایمان را شاد نمی کند که دعایش بدرقه راه زندگی‌هایمان شود، بلکه ناراحت هم می شود.آقا جان هم اکنون که این متن را می نویسم به این فکر می کنم نکند دلیل این غیبتت با این همه ی دعا خود ما باشیم که گم شدیم در بین ساختمان‌های آن چنانی و گوشی های مدل جدیدمان و چت‌های شبانه در گروه‌ها.

انشا در مورد حضرت مهدی عج

دیگر حتی دعای فرج صبحگاهی هم نمیخوانیم. نکند رفتارهایمان از روی عادت و نوعی تقلید بچه گانه است مانند دعا فرج سر صف که یکی میخواند ما تکرار می کردیم، از ته دل برای آمدنت دعای فرج نخواندیم.هم اکنون که مدرسه تمام شده و بزرگ تر آن دعا هم یادمان رفته است. دارم به این فکر می کنم که نکند مهم تر از انتظار آمدنت سرباز خوب بودن است، چه در زمان غیبت چه وقتی که با آمدنت جهانمان را گلستان میکنی.

انشا درباره حضرت مهدی

******************************************************

انشا امام زمان (۱۳)

انشا درباره امام زمان (عج) شماره سیزده

موضوع انشا : انشا در مورد غربت و تنهایی امام زمان 

مقدمه : 

این انشا در مورد نقش انسانها درباره علت تاخیر در ظهور امام زمان «عج» است…

انشا در مورد نیمه شعبان برای کلاس سوم

متن انشا : 

« بسم الله الرحمن الرحیم »

چه فرقی میکند این که امسال هزار و صد و سی و نهمین سال غیبت باشد یا هزار و صد و سی و هشتمین سال، وقتی تمام این سال‌ها با خون دل گذشته و تمام تفاوتش یکسال خون گریه کردن بیشتر یا کمتر است.

من نمیتوانم جشن های‌ نیمه شعبان را در خود هضم کنم. یا حضرت نور؛ تنها ما هستیم که می‌توانیم فرا رسیدن هزار و صد و چندمین اندوه نیامدنت را مصرّانه جشن بگیریم.

انشا در مورد نیمه شعبان برای کودکان

آدم چگونه شرکت کند در جشن هایی که با بهانه تو از گناه پذیرایی میکند؟ چطور می شود بهره برد از برخی شادی های‌ غیر مجازی که قلب تو را نشانه رفته است؟ تو با این همه ی اشک آه چند صد ساله نیامدی؛ یقین دارم که با ساز و آواز هم نخواهی آمد.

انشا در مورد نیمه شعبان

این تنها از ما بر می آید که پشت شیشه ماشین هایمان بنویسیم: اللهم عجل لولیک الفرج، اما به میدان ولی عصر پشت کنیم توی بزرگراه انتظار! تنها ما می‌توانیم در فراق سوال برانگیز تو، در کمال آرامش مولودی بخوانیم و ناز قدم های‌ تو کف مرتب بزنیم. تنها ما می‌توانیم نقل و شیرینی پخش کنیم و از خود نپرسیم که هم زمان با فرا رسیدن هزار و صد و چندمین نیمه شعبان بدون او، اولویت با جشن است یا عزا؟ کمی آن طرف تر در حوالی جنوب غرب دلهای اهل غروب؛ تازه زخم بنی هاشمیان سر باز میکند.

انشا در مورد نیمه شعبان کلاس چهارم

تازه حدیث غربت تفسیر می شود. من باور دارم که نیمه شعبان، جشن گرفتنی نیست. اعتقادم این است که در نیمه شعبان، بیش تر از عاشورا باید گریست. چرا تنها یک شب باید به یاد تو افتاد، که نامش شب نیمه شعبان باشد. چرا تنها یک نصفه روز باید دلتنگ تو بود که نامش غروب جمعه باشد. تو امام زمان ما هستی. تو امام کل زمانی، نه فقط امام نیمه شعبان و ولی عصر و امام غروب جمعه.

انشا در مورد نیمه شعبان کودکانه

دنیا آن قدر ما را سرگرم خود کرده تا به قدر یک لحظه هم یادمان نیفتد که بالاخره چه شد؛ آمد آنکه باید بیاید، یا بازهم نیامد؟ فراق سرآمد یا هنوز آتش جدایی شعله ور است؟ ما دیگر فرصت نمیکنیم به برخی مسائل رسیدگی کنیم. گاهی می شود که حتی وقت سر خاراندن هم نداریم. اینروزها دلگرم چیزهای دیگر و سرگرم مسائل بهتری هستیم.

مقاله در مورد نیمه شعبان

آقا جان نیمه شعبان رابا همه ی وجود و با قلبی مملو از سرور جشن میگیریم تا اردات و عشق خود رابه ساحت مقدست نشان دهیم. بعد از هر نمازمان دعای فرج می‌خوانیم .

خدا می‌داند که زمزمه های‌ اللهم کن لولیک ما رنگ و بوی دیگری گرفته است و از عمق قلب ما برمی خیزد. احساس نیاز ما از لحن کلام ما پیداست اگر چه گناه و معاصی ما هم زیاد است و شاید دعای ما به آسمان نرود البته ناامید هم نیستیم. ناامید نیستیم از تو که اسوه همه ی فضیلت ها و خوبی هایی، تویی که سرچشمه همه ی پاکی ها و نجابت هایی، تویی که امام روشنایی ها و شرافت هایی، می‌خواهیم خودت برای تعجیل در امر فرجت دعا کنی، که فرجت روز رهایی و عزت و سربلندی همه ی مستضعفان و مظلومان زمین خواهد بودو روز خواری مستکبران عالم .

مقاله در مورد نیمه شعبان

نتیجه گیری : 

 روزی که چشمان کم فروغ ما به جمال دل آرایت روشن شود بهترین و خواستنی ترین، روز خدا خواهد بود. تو از خدای مهربان تعجیل در فرجت را بخواه، ما هم بر سجاده عشق فقط همین را از خدا می‌خواهیم.

انشا در مورد نیمه ی شعبان

******************************************************

انشا امام زمان (۱۴)

انشا درباره امام زمان (عج) شماره چهارده

موضوع انشا : دلنوشته به مناسبت نیمه شعبان

مقدمه : 

مژده ای دل که شب نیمه شعبان آمد بر تن مرده و بی جان جهان جان آمد
بانگ تکبیر نگردرهمه عالم بر پاست همه ی گویند مگر جلوه یزدان آمد

انشا در مورد جشن نیمه شعبان

متن انشا : 

به نام حضرت دوست که هر چه داریم از اوست

آقای من! این جمعه هم گذشت.و چند روز دیگر جمعه هفته بعد می­رسد و بازهم نیمه شعبان روز ولادت فرا می­رسد. نزدیک نیمه شعبان قم حال و هوای دیگری دارد. کوچه­ ها آذین بندان شده. همه ی جا را ریسه می­کشند. اهالی همه ی محله­ ها جلوی در خانه ­هایشان را آب و جارو می­کنند. خیابان ها چراغانی می­شود. خودرا برای جشن میلادت در نیمه شعبان آماده می­کنند. و جمعه هفته دیگر خیل جمعیت از همه ی جای ایران که از همه ی جای دنیا به قم و جمکران سرازیر می­شود.

انشا نیمه شعبان

و من چه بگویم. بگویم دلم گرفته. یا بگویم رو سیاهم. یا بگویم منتظرم. یا بگویم هنوز دلم را آب و جارو نکرده ­ام. چگونه بگویم. بخود بگویم یا به دیگران. آیا گوش دلم به این حرفها توجه می­کند. کسیکه عمری زندگی می­کند فقط برای زندگی کردن.نه خودرا می­شناسد و نه زندگی را.همیشه گمان می­کند که دارد زندگی میکند. اما کدام زندگی؟

انشای نیمه شعبان

اگر این حرفهای پریشان را نزنم چه کنم؟ شاید بتوانم کمی خودم را سبک کنم. هفته بعد هم می­رود و نیمه شعبان هم تمام می شود و باز قم و جمکران خلوت می­شود. ودر انتظار نیمه شعبانی دیگر. همه ی منتظرت هستند. اما من . من آیا منتظرت هستم؟ من چه کرده­ ام؟ کدام کوچه را جارو کرده ­ام؟ من حتی دل خودم را آب و جارو نکرده ­ام. کدام محله را ریسه بسته ­ام؟ من حتی دل خودم را ریسه نبسته­ ام. کدام خیابان را چراغانی کردم؟ سالهاست که چراغ دلم سوخته و درستش نکرده ­ام.

موضوع انشا نیمه شعبان

آقا جان اگر نیمه شعبان به مسجد جمکرانت نیایم چه کنم؟ تنها امیدم گمان می­کنی غیر از مسجد جمکران توست؟ یا نه؟ آیا باید به چیز دیگری امید ببندم؟ تمام سال می­آید و می­رود. رمضان. محرم و صفر. رجب و شعبان.

ایام سرور و شادی یا عزاداری و عزای امامان و پیامبر و باقی صالحان آمد و رفت. من چه فرقی کردم؟ که حال نیمه شعبان برای من فرقی داشته باشد؟ اما در دلم چیزی می­گوید نیمه شعبان فرق می­کند. سالگرد ولادت امام حاضر و زنده ­ای است که امید زمین و زمان است. امامی که هزار و چهارصد سال عمر کرده و هزار و چهارصد سال در غیبت صبر کرده.

انشا درباره نیمه شعبان

*****************************************************

منابع : پارس ناز ، تالاب ، دانش چی 

 

بیشتر بخوانید : 

نقاشی نیمه شعبان | ۵۰ نقاشی و رنگ آمیزی با موضوع امام زمان و نیمه شعبان

عکس نیمه شعبان | ۳۳ عکس پروفایل به مناسبت نیمه شعبان و تولد امام زمان (عج)

پروفایل امام زمان عجل الله فرجه | ۷۷عکس نوشته زیبا در مورد امام زمان

عکس نوشته امام زمان | ۴۰ عکس پروفایل برای تولد حضرت مهدی و انتظار فرج

انشا در مورد حضرت محمد | ۵ انشا و تحقیق در مورد زندگینامه و تولد حضرت محمد

انشا در مورد امام رضا | ۵ انشا با موضوع زندگینامه ، تحقیق و نامه ای به امام رضا

قیمت طلا، قیمت سکه، قیمت دلار، امروز جمعه 98/6/29 + تغییرات


قیمت طلا، قیمت سکه، قیمت دلار، امروز  جمعه 98/6/29 + تغییرات

در حال بروزرسانی…

 

 

مرور بازار در روز گذشته ( پنجشنبه 28 شهریور ) 

قیمت دلار در صرافی‌های بانک‌ها امروز ۱۱هزار و ۴۵۰ تومان و قیمت یورو ۱۲هزار و ۷۵۰ تومان تعیین شده است.

صرافی‌های بانک‌ها امروز پنج شنبه قیمت دلار را برای فروش به مردم با 50 تومان افزایش نسبت به روز کاری قبل 11 هزار و 450 تومان اعلام کرده‌اند. این صرافی‌ها دلار را از مردم با قیمت 11هزار و 350 تومان خریداری می‌کنند.

بر همین‌ اساس طی روز جاری قیمت فروش یورو در صرافی‌های بانک‌ها 12هزار و 750 تومان اعلام شده است؛ قیمت خرید یورو نیز در این صرافی‌ها 12هزار و 650 تومان است.

 5 صرافی بانکی در خیابان فردوسی با داشتن کارت ملی، کارت شتاب و شماره همراه به نام متقاضی از ساعت 10 تا 15 تا 2000 دلار آمریکا به متقاضیان واجد شرایط عرضه می‌کنند. این صرافی‌ها در طول روز متناسب با نوسان قیمتی در بازار آزاد، خرید و فروش دلار و یورو را با قیمت‌های مختلفی انجام می‌دهند.

گفتنی است، امروز بانک‌های عامل قیمت دلار را 11 هزار و 297 تومان و 4 ریال، قیمت یورو را 12 هزار و 501 تومان و 3 ریال  و قیمت پوند انگلیس را 14 هزار و 110 تومان و 4 ریال برای خرید از مردم اعلام کرده‌اند. قیمت دلار نسبت به روز کاری قبل کاهش و یورو و پوند افزایش یافته است.

** توجه داشته باشید که قیمت‌های درج‌شده در این خبر برای دلار، یورو و پوند، قیمت خرید بانک از مردم است نه فروش!

شعب منتخب فروشنده ارز مسافرتی در نظام بانکی فروش ارز مسافرتی را طبق روال روزهای قبل، بعد از ساعت 11 آغاز کرده و به مسافران یورو را با قیمت 12 هزار و 678 تومان می‌فروشند. قیمت ارز مسافرتی نسبت به روز کاری قبل افزایش یافته است.

مسافران خارج از کشوری که اسناد و مدارک خواسته‌شده را به شعب بانک‌های عامل ارائه کنند می‌توانند برای کشورهای همسایه و مشترک‌المنافع حداکثر 500 یورو و برای سایر کشورها تا 1000 یورو خریداری کنند./تسنیم

 













نوع ارز

قیمت

قیمت دلار در صرافی بانکی

11 هزار و 450 تومان

قیمت دلار در صرافی آزاد

11 هزار و 450 تومان

قیمت یورو در صرافی بانکی

12 هزار و 750 تومان

قیمت درهم امارات در صرافی آزاد

3 هزار و 183 تومان

قیمت پوند در صرافی آزاد

14 هزار و 483 تومان

قیمت ارز مسافرتی

12 هزار و 678 تومان

قیمت خرید دلار در بانک‌ها

11 هزار و 297 تومان

قیمت خرید یورو در بانک‌ها

12 هزار و 501 تومان

قیمت خرید پوند در بانک‌ها

14 هزار و 110 تومان

 

شبنم فرشادجو، بهاره رهنما و روناک یونسی در کانادا + عکس


سفر بهاره رهنما به کانادا به همراه همسرش

مدتی ست از خانم بهاره رهنما کمتر خبری شنیده می شود. از او که معمولا هر حضورش در هر مراسمی و حتی یک متن نوشتنش سوژه دست منتقدانش می دهد چنین کم خبری بعید است.

 

خبر داغ و جنجالی :

 

 

خبر داغ :

 

اما خبر تازه ای که از رهنما منتشر شده این حضور حداقلی را توجیه کرده است. بهاره خانم حدود ده روز دیگر نمایشی در تورنتو کانادا در پیش دارد که حسابی وقتش را پر کرده است. احتمالا او و حاج آقا اکنون در آن سوی آمریکا به سر می برد و اگر هم این سفر محقق نشده باشد، لابد امروز و فردا مسافرت آغاز می شود.

قرار است در این سفر نمایش “چشم هایی که مال توست” نوشته و کارگردانی خود بهاره رهنما به روی صحنه رود. این نمایش فقط یک بازیگر دارد که بدیهی ست آن را هم خود خانم رهنما زحمت می کشند.

شاید از همین روست که بهاره خانم در توصیف تبلیغی این نمایش برای مخاطبان کانادایی نوشته است:

سفر بهاره رهنما به کانادا به همراه استایل جدیدش

سفر بهاره رهنما به کانادا

بهاره رهنما

” اولین کمدی رمانتیک عاشقانه تئاتر ایران به شیوه مونولوگ پس از چندین اجرای موفق در سراسر “ایران”و کشورهای “سوئد” ، “اتریش” ، “فرانسه” ، “دبی” و … حالا در هفدهم سپتامبر بعد از ایام عزاداری عاشورای حسینی در شهر تورنتو کانادا به روی صحنه می رود.

 

گفتگوی غوغایی بهاره رهنما درباره خیانت در زندگی اش و علت طلاق از پیمان قاسمخانی 

بهاره رهنما همه ی وقت به صریح بودن در گفتار سرشناس بوده هست و درمورد زندگی شخصی اش هم همینطور صریح با رسانه ها گفت و گو می کند.بهاره رهنما میگوید گاهی اوقات نویسنده از چیزی می نویسد که هیچ‌وقت برایش اتفاق نیافتاده اما دغدغه ذهنی‌اش هست. من از کودکی تا به حال در زندگی‌ام با موضوع خیانت مواجه نشده‌ام و برایم اتفاق نیافتاده ولی دغدغه‌ام هست.

گفتگوی جنجالی بهاره رهنما درباره خیانت در زندگی اش

لازم به ذکر هست این گفتگو گذشته از ماه مبارک رمضان انجام شده هست.

 

مدو با بازی بهاره رهنما و لی‌لا با بازی شیوا اردویی زنانی حدودا 40 ساله‌اند که بعد از 15 سال متوجه میشوند هر دو با یک مرد زندگی می‌کرده‌اند و «دیگری» با اولین ملاقات حضوری این دو آغاز می شود.

 

«دیگری» در سه پرده سیر تحولی را نشان می دهد که این زنان در طول آن اضافه بر اینکه برای از بین بردن مرد دو آدرسه؛ دیگری، دست به قتل می زنند برای خلق یک دیگری به جای او، رمان مینویسند.

 

بهاره رهنما این نمایش راکه در متنِ انزو کرمن نمایشنامه‌نویس فرانسوی دو شخصیت دارد روی صحنه به اثری با سه شخصیت تبدیل کرده و نقش سوم را به مهیار طهماسبی سپرده هست؛ نوازنده ویولونسل و از اعضای گروه پالت. او که طراحی و اجرای موسیقی «دیگری» را بر عهده دارد، حضور مردِ دو آدرسه؛ دیگری، را هم تداعی میکند.

 

آن‌چه در ادامه می خوانید حاصل گفت‌و‌گوی مهدی یاورمنش هست با بهاره رهنما، شیوا اردویی و مهیار طهماسبی که در خبرگزاری خبرآنلاین مهمان کافه خبر شدند و از «دیگری» گفتند.

گفتگوی جنجالی بهاره رهنما درباره خیانت در زندگی اش

از راست؛ شیوا اردویی، مهیار طهماسبی و بهاره رهنما

 

کارهایی راکه در چند سال جدید از شما دیده‌ام در ذهنم مرور می کردم؛ از «از این تابستان فراموشت کردم» «1391» تا «دیگری» «1396» من شش نمایش به کارگردانی شما دیده‌ام. در تمام این شش کار تِمِ عشق یا بهتر بگویم در بیشترشان تِمِ خیانت عشقی پررنگ بوده هست.

 

وقتی هنرمند تِمی را بارها در اثرش تکرار میکند میتوان اینگونه برداشت کرد که در جامعه اطراف خود، در آینده یا امروز جامعه خود چنین موضوعی را دیده یا پیش‌بینی می کند. میخواهم در این مورد صحبت کنید و اینکه آیا این برداشت در مورد شما درست هست؟

 

بهاره رهنما: فکر می کنم بهتر هست به جای عشق و خیانت عشقی از واژه عشق و ارتباط بهره گیری کنید. دیدنی هست که گاهی اوقات نویسنده از چیزهایی می نویسد که اتفاقا هیچ وقت برایش اتفاق نیافتاده ولی دغدغه ذهنی‌اش هست. شاید عجیب باشد ولی من هیچ وقت از کودکی تا به حال در زندگی‌ام با موضوع خیانت مواجه نشده‌ام و برایم اتفاق نیافتاده هست.

 

منظورم بیشتر مشاهده این موضوع در جامعه اطرافتان یا پیش‌بینی کردن آن بعنوان آینده جامعه هست.

 

رهنما: اجازه دهید اول از خودم بگویم و اینکه کدام مسائل با خودم قرابت بیشتری دارد. عشق، ارتباط عاطفی و مرگ از کودکی تا نوجوانی و جوانی و بعد زمانی که دست به قلم شدم بعنوان یک نویسنده زن از دغدغه ذهنی‌ام بوده هست.

 

برمی‌گردم به سوال شما، در جامعه‌مان در چند سال جدید خیانت نه فقط بین زن و مرد که بین دو انسان هم‌جنس هم به وضوح دیده میشود و فراتر از آن معتقدم ارزش‌های انسانی به شدت سقوط کرده هست. من نه ادعای اخلاق‌مداری دارم و نه معلم اخلاقم و قطعا در زندگی‌ام جایی‌هایی بوده که باید بهتر رفتار میکردم.

 

ابدا هم قصدم این نیست که بخواهم پیام اخلاقی بدهم اما این چیزی هست که در جامعه اطرافم میبینم، اینکه هیچ ارزشی دیگر ارزش نیست! چیزی که بین همه ی اقشار از کارفرما و کارمند گرفته تا دو همسایه و دو همکلاسی دیده می شود.

 

پس شما بحث را از موضوع عشق و ارتباط و خیانت بین زن و مرد فراتر می دانید و معتقدید این ارتباط بین آدم‌هاست که در حال فروپاشی هست؟

 

رهنما: عاطفه. فکر میکنم بهتر هست بگوییم این عاطفه هست که دچار فروپاشی شده هست.

 

شیوا اردویی: من کاملا با بهاره موافقم و فکر می کنم باید به شکل جدی به این ماجرا پرداخت. نظر بهاره این هست که ما در «دیگری» در حال نشان دادن این معضل بدون قضاوت کردن در مورد آن هستیم. ما نمی توانیم برای این ماجرا راه‌حل بدهیم یا معلم شویم و صرفا اینکه در حال انعکاسش هستیم کار بزرگی هست.

 

مهیار طهماسبی: قطعا ما دغدغه مشترکی در مورد این موضوع؛ عاطفه و فروپاشی آن داشته‌ایم که باعث شده جذب متنی با این موضوع شویم. عاطفه چیزی هست که بین دو نفر شکل می گیرد اما اغلب ما اکنون بارِ این عاطفه را تک‌نفره به دوش میکشیم. چیزی که متاسفانه در زندگی اکثرمان دیده می شود.

 

پیش از آن که به خود متن و شیوه اجرا بپردازیم می خواهم سوال دیگری مطرح کنم. کم نبوده مواردی که بهاره رهنما هم از طرف زنان و هم از طرف مردان مورد انتقاد قرار گرفته. بخشی از مردان، معتقدند در آثار شما با نگاهی منصفانه به آن‌ها نگریسته نمی شود و بخشی از زنان، می گویند شما وجود زنان را بدون مردان قابل تصور نمیدانید. نظر خودتان در این مورد چیست؟

 

رهنما: نتیجه‌ای که برای من بعنوان یک نویسنده زن مهم هست و تاکید میکنم به هیچ کدام از ایسم‌های فمنیسم نزدیک نیست چون نه میتوانم زنان را بدون مردان تصور کنم و نه مردان را بدون زنان، این هست که اساس خلقت بر این هست که ما در کنار هم کامل میشویم.

 

جدا از این من خوشبخت بوده‌ام که در زندگی شخصی‌ام همواره مردانی مفید در کنار خود داشته‌ام. از پدرم که همه ی وقت اعتماد به نفس بسیار بالایی به من می‌داد، تا برادر بزرگترم و دایی‌هایی که گرایشات فکری‌شان به من جهت می‌داد و بعد هم سالیان سال در کنار یک نویسنده درجه یک؛ پیمان قاسمخانی زندگی کردم.

 

همۀ اینها تجربیات بسیار خوبی در ارتباط با مردان بوده. به همین علت اگر کسی کمی دقت کند و بین فضای زنانه و فضای ضد مرد تفاوت قائل شود، میبیند که من فقط زنانه می نویسم چون دغدغه‌هایی دارم، نه ضد مرد.

 

من سال 87 از دانشکده حقوق فارغ‌التحصیل شدم و همان جا بود که این گرایشات به شدت در وجودم شکل گرفت. اینکه فعالیت‌هایی در اساس حقوق زنان انجام دهم. به این علت که من زن را می‌شناسم و بعنوان عضوی از جامعه زنان می دانم که متحمل چه آسیب‌هایی می شویم و می توانم

 

راجع به آن حرف بزنم و بعنوان یک رسانه در دیده شدن زنان بعنوان قشری از جامعه و دیده شدن معضلاتشان موثر باشم ولی این اصلا علت نمی شود که من بگویم مردها بدند یا لزوما مردها باعث این مشکلاتند! این یک ماجرای طولانی هست و زن ایرانی در مقاطع مختلفی از تاریخ تحت فشار بوده و نمی توان این داستان را انکار کرد.

 

همین که انقدر گروه‌های متضادی مرا به سمت خود می کشند یا از خود میرانند نشان میدهد حرفی که میزنم، حرف هیچ کدام از آن دو نیست. خیلی ساده بگویم من بعنوان یک زن که فعال حقوق زنان هم هست دوست دارم در مورد حقوق اجتماعی زن ایرانی در جامعه معاصر حرف بزنم بدون آن که کسی را متهم کنم.

 

همان‌طور که شیوا گفت ما تنها میتوانیم سوال مطرح کنیم اما طبیعتا راهکارش دست ما نیست و این دولتمردانند که باید قوانین فعلی را تصحیح و قوانین جدیدی وضع کنند. امید من این هست که حقوقدانان، دولتمردان و دولت زنان، دکترهای روانکاو و کسانی که در آموزش‌و‌پرورش کار میکنند در مورد اینکه چطور میشود کمی از مشکلات زنان را حذف یا حداقل کم‌رنگ کرد فکر کنند. زنان موجودات موثری‌اند و جامعه‌ای که زنانش شادند، سلامت‌تر هست.

 

پس بدون اینکه گرایشات فمنیستی را نفی کنید با آن مرزبندی دارید؟

 

رهنما: من دلبسته هیچ کدام از ایسم‌های فمنیسم که بلدم و شنیده‌ام نیستم. کاملا به عقایدشان و شیوه کارشان احترام می گذارم اما شیوه من کمی فراجنسیتی‌تر هست.

گفتگوی جنجالی بهاره رهنما درباره خیانت در زندگی اش

به متن «دیگری» نوشته انزو کرمن بپردازیم. اولین مواجه‌ هر کدام از شما سه نفر با این نمایشنامه فرانسوی چگونه بود؟ با دقت به اینکه میدانیم پیش از این توسط علی منصوری نمایشنامه‌خوانی شده بود.

 

رهنما: نکته جالبی در مورد انزو کرمن بگویم، او آنقدر نویسنده عجیبی هست که در متنش نقطه نمی گذارد. طبق چیزی که خوشگل خادم‌حقیقت مترجم این متن به ما گفت کرمن در هیچ کدام از متن‌هایش از ویرگول، نقطه ویگول، دو نقطه و غیره بهره گیری نمی کند، چون معتقد هست باید به شعور و خوانش کارگردان و بازیگری که متن را برای اجرا در دست می گیرند احترام گذاشت.

 

زمانی که برای نمایشنامه‌خوانی این متن از طرف علی منصوری دعوت شدم، روی صحنه نمایش «سونات پاییزی» جلال تهرانی بودم. با اینکه خیلی از اوقات چند کار را با هم قبول می کنم ولی این بار «سونات پاییزی» آنقدر دشوار بود که نتوانستم نمایشنامه‌خوانی «دیگری» را بپذیرم. وقتی متن را خواندم به شدت به آن علاقه‌مند شدم. اینکه چطور دو زن از رقابت به رفاقتی عجیب می رسند و از میان بار غم و شکست قد علم میکنند.

 

اساسا برایم مهم هست که زن و دختر جوان ایرانی قوی‌تر از این باشد. درست هست که شکست عاطفی برای همه ی ما پیش می آید و گریزی از مواجه شدن با آن نیست. من هم که می گویم با خیانت مواجه نشده‌ام از نظر خیلی‌ها و از نظر خودم اتفاقی نادر هست اما قطعا من هم شکست عاطفی داشته‌ام و از اتفاقاتی گذر کرده‌ام

 

که برایم سنگین بوده. دلم میخواهد ما زنان بعنوان بخش مهمی از جامعه که هندل کردن تعداد زیادی از اتفاقات درون خانواده هم بر دوشمان هست یاد بگیریم که چطور بعد از هر شکست، با قدرت بیشتری سر پا شویم. این اتفاق برای این دو زن، مدو و لی‌لا می‌افتد.

 

از مواجه نخست‌ام با متن که بگذرم، مشکل اساسی من این بود که بازیگر نداشتم! چون متن، متن سختی بود و خصوصا در پرده اول، هنگام ملاقات مدو و لی‌لا بعد از 15 سال با یکدیگر و پی بردن به اینکه هر دو عاشق یک مرد بوده‌اند، انگار فقط صدای برخورد دو شمشیر هست که به گوش می رسد و آرام‌آرام تا پرده آخر دیالوگ‌ها صیقل میخورند ولی همچنان نوعی زمختی در آن‌ها احساس می شود. به غیر از دوستانی که همزمان سر کار دیگری بودند

 

و زمان‌شان به ما نمی خورد، چند نفری هم آمدند که حتی نمی‌توانستند متن را از رو بخوانند! اینکه میگویند سرانه مطالعه ما پایین هست خود را در چنین جاهایی نشان میدهد؛ بازیگرانی که نمی توانند متنی کمی ادبی را از رو بخوانند! این شد که با خود فکر کردم باید به سراغ یک بازیگر– نویسنده بروم. زنی که کلمات را بشناسد؛

 

دو گزینه داشتم، شیوا اردویی و ساناز بیان که پیش از این برای هر دویشان نقش بازی کرده بودم. در نهایت با شیوا اردویی به توافق رسیدیم و «با لبخند» روز اولی که متن را دست گرفت کاملا به کلمات مسلط بود.

 

در مورد مهیار طهماسبی هم، اساسا به نظرم ویولنسل و ظاهر‌ش به شدت عاشقانه هست. ویولنسل می خواستم و همۀ میگفتند چرا از نوازنده زن بهره گیری نمیکنی؟! من اما به دلیل برقراری توازن در صحنه، دوست داشتم نوازنده‌ام مرد باشد و مردی می خواستم که به لحاظ ظاهری مرد غایب نمایشنامه «دیگری» را تداعی کند.

 

در واقع همان عنصر مردانه غایب که در تمام طول ماجرا، هم هست و هم نیست. به واسطه طراحی صحنه جلال تهرانی انگار مهیار در ابری بالای سر این دو زن قرار دارد و پایش روی زمین نیست.

 

این جاست که یکی از مهم‌ترین دیالوگ‌های نمایشنامه معنی پیدا میکند. دیالوگی که متن را متنی فراجنسیتی می کند. جایی که مدو به لی‌لا میگوید «اینجا، جایی هست که ما به حضور یک مرد احتیاج داریم، احتیاج داریم یک مرد به زنانگی ما شهادت دهد…» این در حالی هست که آن‌ها پیش از این دو مرد را کشته‌اند و همین حالا احتیاج دارند

 

که یک نفر به آن‌ها بگوید تو هستی و من تو را میبینم. «با خنده» اینجا، همان جایی هست که زنان فمنیست عصبانی میشوند، جایی که من میگویم ما به حضور مرد احتیاج داریم و واقعا هم داریم.

 

اردویی: متن «دیگری» متنی بی‌نظیر با قصه‌ای عجیب هست. من پیش از این داستان‌ها و نمایشنامه‌های بهاره را خوانده بودم و نگاهش را بعنوان مخاطب بسیار دوست داشتم، در اثری هم که با یکدیگر کار کردیم و من کارگردان بودم و او بازیگر به دیدگاهی مشترک رسیده بودیم.

 

همان‌طور که بهاره میگوید مدو و لی‌لا پس از با خبر شدن از اینکه هر دو دلبسته یک مردند تصمیم می گیرند کار دیگری بکنند و مسیر جدیدی را کشف کنند. «دیگری» به لحاظ بازیگری هم متنی بسیار چالش‌برانگیز و پر از احساسات متفاوت بود و فکر نمی کنم زنِ بازیگری باشد که این اثر را بخواند و وسوسه نشود که در آن بازی کند.

 

از لحاظ شیوه اجرا هم، شیوه‌ای که بهاره گزینش کرد و به شیوه کارگردانی جلال تهرانی نزدیک هست، فضایی سرد و با حداقل میمیک بود که تا به حال تجربه‌اش نکرده بودم. همه ی اینها آلبوم‌ای را شکل داد که ترغیبم کرد بازی در «دیگری» را بپذیرم.

 

مهیار طهماسبی: «با خنده، به شوخی» صادقانه بگویم من دفعه اول که متن را خواندم چیزی از آن نفهمیدم.

 

رهنما: «با خنده، به شوخی» ما خود ما هم بار اول چیزی نفهمیدیم.

 

طهماسبی: اینکه شما می‌پرسید مواجه‌مان با متن چگونه بود، معتقدم هنوز که هنوز هست و اکنون که در حال اجرا هستیم این مواجه هر روز و هر روز اتفاق می‌افتد و من هر روز به مسئله‌ای تازه پی می برم.

 

چالشی که بر سر راه من بود این بود که بهاره رهنما به من گفت کارش دو بازیگر دارد و یک موزیسین ولی سه پرسوناژ دارد. یعنی به صوت بعنوان یک شخصیت نگاه کرد. این چالشی بود که تا به حال با آن مواجه نشده بودم. موسیقی همه ی وقت یا فضایی می‌سازد یا چیزهایی را تشدید میکند یا بعنوان عنصری مستقل عمل می کند ولی تا به حال برایم پیش نیامده بود که کسی از من بخواهد به موسیقی بعنوان شخصیت نگاه کنم.

 

برای اینکه بتوانم به آن‌چه بهاره رهنما میخواست برسم تلاش کردم مرد غایب دو آدرسه را بشناسم و اینکه مردی که «با خنده» دو همسر دارد چگونه مردی هست و این شد که ویولونسل که اصولا سازی عاشقانه هست در این اثر به سازی وحشتناک تبدیل شد.

 

رهنما: مهیار طهماسبی به نکته جالبی اشاره کرد وقتی خشونت تسری پیدا میکند، حتی در موسیقی هم نفوذ میکند.

 

طهماسبی: برایم دیدنی بود که قرار نبود با موسیقی احساسات مدو و لی‌لا را تشدید کنم بلکه باید فضایی برای تماشاگر می‌ساختم که از طریق آن بفهمد مرد دو آدرسه کیست. مردی که در تمام طول نمایش سایه‌اش بر سر زنان سنگینی میکند. ورود و خروج‌های موسیقی نیز کاملا براساس حضور یا عدم حضور این مرد روی صحنه طراحی شد، یعنی زمانی که حرف این مرد را از زبان زنان می‌شنیدیم موسیقی بود و زمانی که نمی‌شنیدیم موسیقی نبود.

 

ویولونسل در «دیگری» مجبور بود هم هارمونی را و هم ملودی را به تنهایی تداعی کند. این ساز، سازی ملودیک هست و وقتی می گوییم سازی عاشقانه هست در زبان موسیقایی میشود؛ سازی ملودیک که ملودی میزند اما چون در «دیگری» ساز دیگری همراهش نبود ناچار می‌شد بار هارمونی را هم بر دوش بکشد.

گفتگوی جنجالی بهاره رهنما درباره خیانت در زندگی اش

 

به بحث بازی‌ها بپردازیم. بازی شما و شیوا اردویی با دو جنس متفاوت شروع می شود و شاید بتوان گفت رفته‌رفته با پیش رفتن اثر به واسطه نزدیک شدن‌تان به هم از نظر عاطفی، جنس بازی‌تان هم به یکدیگر نزدیک می شود. با دقت به اینکه همانطور که اشاره شد انزو کرمن در متن «دیگری» هیچ دستورالعملی برای هیچ چیزی صادر نکرده و دست کارگردان را باز گذاشته هست چه شد که به این نتیجه رسیدید که دو جنس متفاوت بازی را در پیش بگیرید؟

 

رهنما: همانگونه که گفتم پیدا کردن بازیگری برای نقش روبه‌رویم برای من کاری بسیار دشوار بود. «با خنده» آخر سر به جایی رسیدم که گفتم نقش لی‌لا را ضبط میکنم و در حالیکه خودم مدو را روی صحنه بازی میکنم، لی‌لا را هم با پروژکتور نشان می دهم!

 

گذشته از آن که به تفاوت جنس بازی برسیم هم بگویم که من برای گزینش عوامل کارم مانند جلسه خواستگاری عمل میکنم «با خنده» و حتما تحقیق میکنم که طرف اخلاقش سر بقیه کارها چطور بوده، چه قدر دعوایی هست یا چه قدر آرام، خوش‌قول هست یا بدقول، منظم هست یا بی‌نظم و… و واقعا، هم شیوا اردویی و هم مهیار طهماسبی صددرصد تمام فاکتورهای مورد نظر مرا داشتند.

 

در مورد جنس بازی‌ها، باید بگویم برای من و شیوا کار دشواری نبود که بازی‌مان را به هم نزدیک کنیم. مسئله این بود که من سوغاتی‌ای از نمایش «سونات پاییزی» داشتم و آن هم بازی‌ای بود که جلال تهرانی از من بیرون کشید و باعث شد چیزی را تجربه کنم که هیچ وقت در هیچ کدام از نقش‌هایم تجربه نکرده بودم.

 

آن جا بود که من با این نگاه فرمالیستی آشنا شدم و فکر کردم برخلاف همه ی وقت که رئالیستی بازی میکردم این بار به سمت فرم بروم. جلال تهرانی با اینکه به ندرت طراحی نور و صحنه قبول میکند اما با درخواست من اینکار را برای «دیگری» انجام داد و با اینکه کارگردان‌ها عموما دوست ندارند به چنین مسئله‌ای اعتراف کنند اما 50 درصد بار اینکار بر دوش طراحی نور و صحنه هست.

 

من و شیوا، حسی بازی نمی کنیم و جز موارد معدودی که مخاطب درون این زنان را میبیند در بیشتر مواقع نقاب داریم. در یکی از اتودهای کارگردانی که با شیوا می‌زدیم از نقاب‌های نصفه‌ای بهره گیری کردیم که در بالماسکه بهره گیری میکنند و مشابه‌اش را در طراحی بروشور می بینید اما ما در ایران همه ی وقت این نگرانی را در مورد تئاتر داریم

 

که مبادا تماشاگر نتواند با اثر ارتباط برقرار کند و من هم آنقدر جسارت نداشتم که برای بهره گیری از ماسک ریسک کنم ولی واقعیت این هست که این زنان مرتب در حال نقش بازی کردنند و به همین علت آن سرما در بازی هر دویمان هست.

 

برای ما کاری نداشت که جنس بازی‌مان را شبیه هم کنیم اما من بعنوان کارگردان این تفاوت را می خواستم و معتقدم شبیه هم شدن برای ما کاری نداشت و رسیدن به این تفاوت‌ بود که دشوار بود و شاید برگرفته از همان شیوه جلال تهرانی باشد. همان‌طور که در «سیندرلا» هم این تفاوت بین بازی گلاب آدینه و بهنوش طباطبایی مشهود بود.

 

با دقت به تفاوت‌های «دیگری» با کارهای قبلی‌تان از این نترسیدید که تماشاگران اثبات‌تان اینکار را پس بزنند یا با آن ارتباط برقرار نکنند؟

 

رهنما: همان‌طور که اشاره کردید من تعدادی تماشاگر اثبات دارم که در «دیگری» نیمی از آن‌ها را از دست دادم، یعنی تعدادی از آن‌ها که به تماشای کار نشستند به بقیه گفتند اینکار شبیه کارهای قبلی رهنما نیست ولی من به شدت به این جمله اعتقاد دارم که تغییر تاوان دارد و باید تاوانش را پرداخت کرد. من «دیگری» را یک تغییر یا یک نقطه عطف در مسیر کاری‌ام میدانم

 

و باید صبور باشم تا این شیوه هم تماشاچی خود را پیدا کند. شاید دوره تماشاچی کارهای رومانتیک زنانه‌ام تمام شده هست. «با لبخند» جدا از آن امسال 42 سالم تمام می شود و به نظرم میانسالی قصه‌ها و فضاهای خاص خود را دارد.

 

نام نمایش «دیگری» هست و مدو و لی‌لا هم تعریفی که از هویت و شخصیت خود دارند تعریفی هست که دیگری یعنی مرد دو آدرسه برای آن‌ها خلق کرده هست. این دو زن اگرچه پیش از این صرفا خود را از دریچه چشم آن مرد میدیدند اما در لحظه‌ای تصمیم به از میان برداشتنش می گیرند و می‌کوشند تعریفی راکه خود دوست دارند

 

جایگزین تعریف او از شخصیت‌هایشان کنند و در پرده سوم میبینیم که رمان نوشتن جایگزین آن امر هویت‌بخش می شود. آیا میتوان گفت معتقد به قیام علیه تعاریفی هستید که دیگری‌ها از ما ساخته‌اند؟ و جایگزین کردن تعاریفی به جای آن، که خود ما میخواهیم.

 

رهنما: تحلیل درستی هست اما بحث زن و مرد ندارد. لکان معتقد هست ما دیگری را حذف می کنیم تا خود ما قوی‌تر شویم در حالیکه حذف دیگری در نهایت به حذف خود ما می‌انجامد. یکی از نکات کلیدی این متن همین هست؛ خشونتی که در دنیا تسری پیدا کرده هست. ما از یک، دیگری تغذیه می کنیم و با او به جایی میرسیم، بعد آن دیگری را یا رها می کنیم یا از بین میبریم و جلوتر می رویم و این چرخه آنقدر ادامه پیدا می کند که خود ما هم حذف میشویم.

 

بنابراین شکل‌گیری این چرخه خشونت به واسطه از بین بردن دیگری ربطی به جنسیت ندارد و می‌شد به جای این دو زن، دو مرد روی صحنه داشت.

 

پیشنهادی که به ذهن من می رسد این هست که اگر نمایش «دیگری» را به جای آن که از پرده اول به پرده سوم ببینیم از آخر به اول میدیدیم اتفاق بهتری رخ می‌داد.

 

رهنما: چه دیدنی. «با لبخند» این توصیه جدی جلال تهرانی بود اما من ترسیدم و انجامش ندادم. جلال تهرانی اعتقاد داشت متن یا باید از آخر به اول بیاید یا از پرده دوم به پرده سوم برود و بعد به پرده اول برسد.

 

در صورتی که از پرده دوم شروع میکردید که تعلیق فوق‌العاده‌ای ایجاد می‌شد. دو زن که به جرم قتل دستگیر بوده‌اند و حالا که با پادرمیانی کنسول به هتل بازگشته‌اند ما از زبان‌شان می شنویم که چه اتفاقی افتاده و چرا دستگیر شده‌اند و پیش از این چه می‌کرده‌اند.

 

رهنما: در مورد پرده سوم باید بگویم که من خیلی دوستش نداشتم و با آن کلنجار زیادی رفتم و «با لبخند» به جرات میگویم پدرم بعنوان یک کارگردان با این پرده درآمد. من تغییرات زیادی در آن ایجاد کردم تا جایی که حتی بازنویسی شد. دیالوگ‌ها همان دیالوگ‌های متن بود اما نحوه چینش‌شان را کاملا تغییر دادم.

 

با دقت به اینکه شما هم به این نکته اشاره کردید، شاید اگر بخواهم دوباره «دیگری» را روی صحنه ببرم همین ریسک را کنم و با حذف پرده سوم، از پرده دوم به پرده اول بروم.

 

اما حق بدهید که برای یک کارگردان که در این وضعیت بحرانیِ تماشاگر تئاتر، می خواهد اثری را روی صحنه ببرد و بعد از هفت اثر تصمیم می گیرد تغییری اساسی چه در بازی‌اش، چه در میزانسن‌ها، چه در بازی بازیگر مقابلش و چه در موسیقی ایجاد کند و پیشاپیش می داند که با اینکار حداقل نصف تماشاگران ثابتش را از دست خواهد داد،

 

کمی وحشتناک هست که متن را هم به این شکل زیرورو کند. با دقت به اینکه متن هم کمی سنگین هست و از سطح مطالعه تماشاگر عادی کمی بالاتر، استرس این را داشتم که کسانی متن را نفهمند. «با لبخند» من دوستانی دارم که بعد از مشاهده کار گفتند چیزی نفهمیدیم و می‌پرسیدند اینها که بودند؟ آدم‌کُش بودند؟!… به دلیل همه ی این مسائل ترسیدم تغییری در آن حد جدی که اشاره کردید در متن ایجاد کنم.

 

طهماسبی: ان‌شااله اجراهای بعدی.

 

رهنما: «با لبخند» بله، ان‌شااله اجراهای بعدی.

 

و در این نمایش اصلا آن تصویری که عموما از شما می بینیم؛ زن فم‌فتال، شهرآشوب و اغواگر، چیزی که شاید بتوان گفت کلیشه هم شده بود، وجود ندارد.

 

رهنما: من و بازیگرانی از جنس من در تمام نقش‌ها بخشی از خود را به همراه دارند و این را نه کلیشه که سبکی از بازیگری میدانم، آن طنازی در رفتار با مردان یا برجسته شدن ویژگی‌های زنانه بخشی از من هست که در نقش‌های مختلفی که نقش بازی کرده‌ام می بینید اما «سونات پاییزی» برایم نقطه عطف بود و بعد از آن احساس کردم در 42 سالگی باید تغییراتی در شیوه بازی‌ام ایجاد کنم.

 

همان‌طور که اشاره کردم تغییر تاوان دارد و من هم کتمان نمیکنم که از خیلی از همان نقش‌هایی که می گویید کلیشه بودند لذت برده‌ام اما همین حالا می خواهم بهاره رهنمای جدیدی را کشف کنم.

 

شاید هم زمانش هست، هم به واسطه تغییرات سنی و هم «با خنده، به شوخی» اینکه من هم اکنون نصف راه را رفته‌ام و 30 کیلو کم کرده‌ام و قرار هست 40 کیلوی دیگر هم کم کنم و شاید قرار هست انتظار مشاهده یک بهاره رهنمای جدید را داشته باشید.

 

خیلی‌ها بعد از آن که «دیگری» را دیدند به من گفتند ما آمده بودیم یک کار عاشقانه بیبینم! «با لبخند» من نوجوان که بودم، رمان‌های جیبی ر.اعتمادی را خیلی می‌خواندم و قبلا هم گفته‌ام که با کارهایم نوعی از سبک ر.اعتمادی را وارد تئاتر ایران کرده‌ام اما «دیگری» به هیچ وجه اینگونه نبود.

 

 

 

حرکت زشت بهاره رهنما در خیابان

بهاره رهنما یکی از سلبریتی های فعال و پرحاشیه این روزهای فضای مجازی است که حضور پررنگی در شبکه های اجتماعی دارد و همین ماجرا هر روز حواشی جدیدی را برایش رقم میزند. چند روز پیش بود که ویدئویی جنجالی از بهاره رهنما که در آن شاهد حرکات عجیب و زشتی از خانم بازیگر بودیم در فضای مجازی منتشر شد و حواشی زیادی دربر داشت.حرکت زشت بهاره رهنما

 

انتشار این ویدئوی عجیب از بهاره رهنما با واکنش خانم بازیگر و کارگردان جوان سینما مواجه شد.

 

واکنش بهاره رهنما به ویدئوی جنجالی اش

بعد از انتشار این ویدئو و حواشی زیادی که درباره آن شکل گرفت بهاره رهنما با انتشار یک استوری درباره این فیلم توضیح داد. بهاره رهنما در این فیلم که سوار بر ماشین دیده میشود به عربده کشی می پردازد و با حرکت زشتی که انجام میدهد با موجی از انتقادها روبرو میشود.

 

بهاره رهنما

 

فیلم لورفته از گریه کردن جنجالی بهاره رهنما در دوران حاملگی در کانادا + بیوگرافی و فیلم


بهاره رهنما بانوی هنرمند و محبوب کشورمان به تازگی با امیر خسرو عباسی مالک برند ارایشی بهداشتی هاینس ازدواج کرده است ؛در جایی از او درباره ی بارداری و بچه دوم سوال پرسیدند ؛ بهاره رهنما اینگونه پاسخ داد :

 

خبر داغ و جنجالی : 

 

 

همسرم و من هر کدام یک بچه داریم ؛ اما همیشه مادر شدن برای من جذاب بوده ، فعلا سپردیم دست خدا تا ببینیم چی پیش میاد.

 

 

بهاره رهنما و همسر جدیدش

بهاره رهنما و همسر جدیدش

 

سفر بهاره رهنما به کانادا به همراه همسرش

مدتی ست از خانم بهاره رهنما کمتر خبری شنیده می شود. از او که معمولا هر حضورش در هر مراسمی و حتی یک متن نوشتنش سوژه دست منتقدانش می دهد چنین کم خبری بعید است.

اما خبر تازه ای که از رهنما منتشر شده این حضور حداقلی را توجیه کرده است. بهاره خانم حدود ده روز دیگر نمایشی در تورنتو کانادا در پیش دارد که حسابی وقتش را پر کرده است. احتمالا او و حاج آقا اکنون در آن سوی آمریکا به سر می برد و اگر هم این سفر محقق نشده باشد، لابد امروز و فردا مسافرت آغاز می شود.

 

قرار است در این سفر نمایش “چشم هایی که مال توست” نوشته و کارگردانی خود بهاره رهنما به روی صحنه رود. این نمایش فقط یک بازیگر دارد که بدیهی ست آن را هم خود خانم رهنما زحمت می کشند.

شاید از همین روست که بهاره خانم در توصیف تبلیغی این نمایش برای مخاطبان کانادایی نوشته است:

سفر بهاره رهنما به کانادا به همراه استایل جدیدش

 

 

بهاره رهنما

” اولین کمدی رمانتیک عاشقانه تئاتر ایران به شیوه مونولوگ پس از چندین اجرای موفق در سراسر “ایران”و کشورهای “سوئد” ، “اتریش” ، “فرانسه” ، “دبی” و … حالا در هفدهم سپتامبر بعد از ایام عزاداری عاشورای حسینی در شهر تورنتو کانادا به روی صحنه می رود.

 

گفتگوی غوغایی بهاره رهنما درباره خیانت در زندگی اش و علت طلاق از پیمان قاسمخانی 

بهاره رهنما  همه ی وقت به صریح بودن در گفتار سرشناس بوده هست و درمورد زندگی شخصی اش هم همینطور صریح با رسانه ها گفت و گو می کند.بهاره رهنما میگوید گاهی اوقات نویسنده از چیزی می نویسد که هیچ‌وقت برایش اتفاق نیافتاده اما دغدغه ذهنی‌اش هست. من از کودکی تا به حال در زندگی‌ام با موضوع خیانت مواجه نشده‌ام و برایم اتفاق نیافتاده ولی دغدغه‌ام هست.

گفتگوی جنجالی بهاره رهنما درباره خیانت در زندگی اش

لازم به ذکر هست این گفتگو گذشته از ماه مبارک رمضان انجام شده هست.

مدو با  بازی  بهاره رهنما و لی‌لا با  بازی  شیوا اردویی زنانی حدودا 40 ساله‌اند که بعد از 15 سال متوجه میشوند هر دو با یک مرد زندگی می‌کرده‌اند و «دیگری» با اولین ملاقات حضوری این دو آغاز می شود.

 

«دیگری» در سه پرده سیر تحولی را نشان می دهد که این زنان در طول آن اضافه بر اینکه برای از بین بردن مرد دو آدرسه؛ دیگری، دست به  قتل  می زنند برای خلق یک دیگری به جای او، رمان مینویسند.

 

بهاره رهنما این نمایش راکه در متنِ انزو کرمن نمایشنامه‌نویس فرانسوی دو شخصیت دارد روی صحنه به اثری با سه شخصیت تبدیل کرده و نقش سوم را به مهیار طهماسبی سپرده هست؛ نوازنده ویولونسل و از اعضای گروه پالت. او که طراحی و اجرای موسیقی «دیگری» را بر عهده دارد، حضور مردِ دو آدرسه؛ دیگری، را هم تداعی میکند.

 

آن‌چه در ادامه می خوانید حاصل گفت‌و‌گوی مهدی یاورمنش هست با بهاره رهنما، شیوا اردویی و مهیار طهماسبی که در خبرگزاری خبرآنلاین مهمان کافه خبر شدند و از «دیگری» گفتند.

گفتگوی جنجالی بهاره رهنما درباره خیانت در زندگی اش

از راست؛ شیوا اردویی، مهیار طهماسبی و بهاره رهنما

کارهایی راکه در چند سال جدید از شما دیده‌ام در ذهنم مرور می کردم؛ از «از این تابستان فراموشت کردم» «1391» تا «دیگری» «1396» من شش نمایش به کارگردانی شما دیده‌ام. در تمام این شش کار تِمِ  عشق  یا بهتر بگویم در بیشترشان تِمِ خیانت عشقی پررنگ بوده هست.

 

وقتی هنرمند تِمی را بارها در اثرش تکرار میکند میتوان اینگونه برداشت کرد که در  جامعه  اطراف خود، در آینده یا امروز  جامعه  خود چنین موضوعی را دیده یا پیش‌بینی می کند. میخواهم در این مورد صحبت کنید و اینکه آیا این برداشت در مورد شما درست هست؟

 

بهاره رهنما: فکر می کنم بهتر هست به جای  عشق  و خیانت عشقی از واژه  عشق  و ارتباط بهره گیری کنید. دیدنی هست که گاهی اوقات نویسنده از چیزهایی می نویسد که اتفاقا هیچ وقت برایش اتفاق نیافتاده ولی دغدغه ذهنی‌اش هست. شاید عجیب باشد ولی من هیچ وقت از کودکی تا به حال در زندگی‌ام با موضوع خیانت مواجه نشده‌ام و برایم اتفاق نیافتاده هست.

 

منظورم بیشتر مشاهده این موضوع در  جامعه  اطرافتان یا پیش‌بینی کردن آن بعنوان آینده  جامعه  هست.

رهنما: اجازه دهید اول از خودم بگویم و اینکه کدام مسائل با خودم قرابت بیشتری دارد.  عشق ، ارتباط عاطفی و مرگ از کودکی تا نوجوانی و جوانی و بعد زمانی که دست به قلم شدم بعنوان یک نویسنده زن از دغدغه ذهنی‌ام بوده هست.

 

برمی‌گردم به سوال شما، در  جامعه ‌مان در چند سال جدید خیانت نه فقط بین زن و مرد که بین دو انسان هم‌جنس هم به وضوح دیده میشود و فراتر از آن معتقدم ارزش‌های انسانی به شدت سقوط کرده هست. من نه ادعای اخلاق‌مداری دارم و نه معلم اخلاقم و قطعا در زندگی‌ام جایی‌هایی بوده که باید بهتر رفتار میکردم.

 

ابدا هم قصدم این نیست که بخواهم پیام اخلاقی بدهم اما این چیزی هست که در  جامعه  اطرافم میبینم، اینکه هیچ ارزشی دیگر ارزش نیست! چیزی که بین همه ی اقشار از کارفرما و کارمند گرفته تا دو همسایه و دو همکلاسی دیده می شود.

پس شما بحث را از موضوع  عشق  و ارتباط و خیانت بین زن و مرد فراتر می دانید و معتقدید این ارتباط بین آدم‌هاست که در حال فروپاشی هست؟

 

رهنما: عاطفه. فکر میکنم بهتر هست بگوییم این عاطفه هست که دچار فروپاشی شده هست.

شیوا اردویی: من کاملا با بهاره موافقم و فکر می کنم باید به شکل جدی به این ماجرا پرداخت. نظر بهاره این هست که ما در «دیگری» در حال نشان دادن این معضل بدون قضاوت کردن در مورد آن هستیم. ما نمی توانیم برای این ماجرا راه‌حل بدهیم یا معلم شویم و صرفا اینکه در حال انعکاسش هستیم کار بزرگی هست.

 

مهیار طهماسبی: قطعا ما دغدغه مشترکی در مورد این موضوع؛ عاطفه و فروپاشی آن داشته‌ایم که باعث شده جذب متنی با این موضوع شویم. عاطفه چیزی هست که بین دو نفر شکل می گیرد اما اغلب ما اکنون بارِ این عاطفه را تک‌نفره به دوش میکشیم. چیزی که متاسفانه در زندگی اکثرمان دیده می شود.

 

پیش از آن که به خود متن و شیوه اجرا بپردازیم می خواهم سوال دیگری مطرح کنم. کم نبوده مواردی که بهاره رهنما هم از طرف زنان و هم از طرف مردان مورد انتقاد قرار گرفته. بخشی از مردان، معتقدند در آثار شما با نگاهی منصفانه به آن‌ها نگریسته نمی شود و بخشی از زنان، می گویند شما وجود زنان را بدون مردان قابل تصور نمیدانید. نظر خودتان در این مورد چیست؟

 

رهنما: نتیجه‌ای که برای من بعنوان یک نویسنده زن مهم هست و تاکید میکنم به هیچ کدام از ایسم‌های فمنیسم نزدیک نیست چون نه میتوانم زنان را بدون مردان تصور کنم و نه مردان را بدون زنان، این هست که اساس خلقت بر این هست که ما در کنار هم کامل میشویم.

 

جدا از این من خوشبخت بوده‌ام که در زندگی شخصی‌ام همواره مردانی مفید در کنار خود داشته‌ام. از پدرم که همه ی وقت اعتماد به نفس بسیار بالایی به من می‌داد، تا برادر بزرگترم و دایی‌هایی که گرایشات فکری‌شان به من جهت می‌داد و بعد هم سالیان سال در کنار یک نویسنده درجه یک؛ پیمان قاسمخانی زندگی کردم.

 

همۀ اینها تجربیات بسیار خوبی در ارتباط با مردان بوده. به همین علت اگر کسی کمی دقت کند و بین فضای زنانه و فضای ضد مرد تفاوت قائل شود، میبیند که من فقط زنانه می نویسم چون دغدغه‌هایی دارم، نه ضد مرد.

من سال 87 از دانشکده حقوق فارغ‌التحصیل شدم و همان جا بود که این گرایشات به شدت در وجودم شکل گرفت. اینکه فعالیت‌هایی در اساس حقوق زنان انجام دهم. به این علت که من زن را می‌شناسم و بعنوان عضوی از جامعه زنان می دانم که متحمل چه آسیب‌هایی می شویم و می توانم

 

راجع به آن حرف بزنم و بعنوان یک رسانه در دیده شدن زنان بعنوان قشری از جامعه و دیده شدن معضلاتشان موثر باشم ولی این اصلا علت نمی شود که من بگویم مردها بدند یا لزوما مردها باعث این مشکلاتند! این یک ماجرای طولانی هست و زن ایرانی در مقاطع مختلفی از تاریخ تحت فشار بوده و نمی توان این  داستان  را انکار کرد.

همین که انقدر گروه‌های متضادی مرا به سمت خود می کشند یا از خود میرانند نشان میدهد حرفی که میزنم، حرف هیچ کدام از آن دو نیست. خیلی ساده بگویم من بعنوان یک زن که فعال حقوق زنان هم هست دوست دارم در مورد حقوق اجتماعی زن ایرانی در جامعه معاصر حرف بزنم بدون آن که کسی را متهم کنم.

همان‌طور که شیوا گفت ما تنها میتوانیم سوال مطرح کنیم اما طبیعتا راهکارش دست ما نیست و این دولتمردانند که باید قوانین فعلی را تصحیح و قوانین جدیدی وضع کنند. امید من این هست که حقوقدانان، دولتمردان و دولت زنان، دکترهای روانکاو و کسانی که در آموزش‌و‌پرورش کار میکنند در مورد اینکه چطور میشود کمی از مشکلات زنان را حذف یا حداقل کم‌رنگ کرد فکر کنند. زنان موجودات موثری‌اند و جامعه‌ای که زنانش شادند،  سلامت ‌تر هست.

پس بدون اینکه گرایشات فمنیستی را نفی کنید با آن مرزبندی دارید؟

رهنما: من دلبسته هیچ کدام از ایسم‌های فمنیسم که بلدم و شنیده‌ام نیستم. کاملا به عقایدشان و شیوه کارشان احترام می گذارم اما شیوه من کمی فراجنسیتی‌تر هست.

گفتگوی جنجالی بهاره رهنما درباره خیانت در زندگی اش

به متن «دیگری» نوشته انزو کرمن بپردازیم. اولین مواجه‌ هر کدام از شما سه نفر با این نمایشنامه فرانسوی چگونه بود؟ با دقت به اینکه میدانیم پیش از این توسط علی منصوری نمایشنامه‌خوانی شده بود.

رهنما: نکته جالبی در مورد انزو کرمن بگویم، او آنقدر نویسنده عجیبی هست که در متنش نقطه نمی گذارد. طبق چیزی که خوشگل خادم‌حقیقت مترجم این متن به ما گفت کرمن در هیچ کدام از متن‌هایش از ویرگول، نقطه ویگول، دو نقطه و غیره بهره گیری نمی کند، چون معتقد هست باید به شعور و خوانش کارگردان و بازیگری که متن را برای اجرا در دست می گیرند احترام گذاشت.

زمانی که برای نمایشنامه‌خوانی این متن از طرف علی منصوری دعوت شدم، روی صحنه نمایش «سونات پاییزی» جلال تهرانی بودم. با اینکه خیلی از اوقات چند کار را با هم قبول می کنم ولی این بار «سونات پاییزی» آنقدر دشوار بود که نتوانستم نمایشنامه‌خوانی «دیگری» را بپذیرم. وقتی متن را خواندم به شدت به آن علاقه‌مند شدم. اینکه چطور دو زن از رقابت به رفاقتی عجیب می رسند و از میان بار غم و شکست قد علم میکنند.

 

اساسا برایم مهم هست که زن و  دختر  جوان ایرانی قوی‌تر از این باشد. درست هست که شکست عاطفی برای همه ی ما پیش می آید و گریزی از مواجه شدن با آن نیست. من هم که می گویم با خیانت مواجه نشده‌ام از نظر خیلی‌ها و از نظر خودم اتفاقی نادر هست اما قطعا من هم شکست عاطفی داشته‌ام و از اتفاقاتی گذر کرده‌ام

که برایم سنگین بوده. دلم میخواهد ما زنان بعنوان بخش مهمی از جامعه که هندل کردن تعداد زیادی از اتفاقات درون خانواده هم بر دوشمان هست یاد بگیریم که چطور بعد از هر شکست، با قدرت بیشتری سر پا شویم. این اتفاق برای این دو زن، مدو و لی‌لا می‌افتد.

 

از مواجه نخست‌ام با متن که بگذرم، مشکل اساسی من این بود که  بازیگر  نداشتم! چون متن، متن سختی بود و خصوصا در پرده اول، هنگام ملاقات مدو و لی‌لا بعد از 15 سال با یکدیگر و پی بردن به اینکه هر دو  عاشق  یک مرد بوده‌اند، انگار فقط صدای برخورد دو شمشیر هست که به گوش می رسد و آرام‌آرام تا پرده آخر دیالوگ‌ها صیقل میخورند ولی همچنان نوعی زمختی در آن‌ها احساس می شود. به غیر از دوستانی که همزمان سر کار دیگری بودند

 

و زمان‌شان به ما نمی خورد، چند نفری هم آمدند که حتی نمی‌توانستند متن را از رو بخوانند! اینکه میگویند سرانه مطالعه ما پایین هست خود را در چنین جاهایی نشان میدهد؛ بازیگرانی که نمی توانند متنی کمی ادبی را از رو بخوانند! این شد که با خود فکر کردم باید به سراغ یک  بازیگر – نویسنده بروم. زنی که کلمات را بشناسد؛

 

دو گزینه داشتم، شیوا اردویی و ساناز بیان که پیش از این برای هر دویشان نقش  بازی  کرده بودم. در نهایت با شیوا اردویی به توافق رسیدیم و «با لبخند» روز اولی که متن را دست گرفت کاملا به کلمات مسلط بود.

 

در مورد مهیار طهماسبی هم، اساسا به نظرم ویولنسل و ظاهر‌ش به شدت  عاشقانه  هست. ویولنسل می خواستم و همۀ میگفتند چرا از نوازنده زن بهره گیری نمیکنی؟! من اما به دلیل برقراری توازن در صحنه، دوست داشتم نوازنده‌ام مرد باشد و مردی می خواستم که به لحاظ ظاهری مرد غایب نمایشنامه «دیگری» را تداعی کند.

در واقع همان عنصر مردانه غایب که در تمام طول ماجرا، هم هست و هم نیست. به واسطه طراحی صحنه جلال تهرانی انگار مهیار در ابری بالای سر این دو زن قرار دارد و پایش روی زمین نیست.

 

این جاست که یکی از مهم‌ترین دیالوگ‌های نمایشنامه معنی پیدا میکند. دیالوگی که متن را متنی فراجنسیتی می کند. جایی که مدو به لی‌لا میگوید «اینجا، جایی هست که ما به حضور یک مرد احتیاج داریم، احتیاج داریم یک مرد به زنانگی ما شهادت دهد…» این در حالی هست که آن‌ها پیش از این دو مرد را کشته‌اند و همین حالا احتیاج دارند

که یک نفر به آن‌ها بگوید تو هستی و من تو را میبینم. «با خنده» اینجا، همان جایی هست که زنان فمنیست عصبانی میشوند، جایی که من میگویم ما به حضور مرد احتیاج داریم و واقعا هم داریم.

 

اردویی: متن «دیگری» متنی بی‌نظیر با قصه‌ای عجیب هست. من پیش از این  داستان ‌ها و نمایشنامه‌های بهاره را خوانده بودم و نگاهش را بعنوان مخاطب بسیار دوست داشتم، در اثری هم که با یکدیگر کار کردیم و من کارگردان بودم و او  بازیگر  به دیدگاهی مشترک رسیده بودیم.

 

همان‌طور که بهاره میگوید مدو و لی‌لا پس از با خبر شدن از اینکه هر دو دلبسته یک مردند تصمیم می گیرند کار دیگری بکنند و مسیر جدیدی را کشف کنند. «دیگری» به لحاظ بازیگری هم متنی بسیار چالش‌برانگیز و پر از احساسات متفاوت بود و فکر نمی کنم زنِ بازیگری باشد که این اثر را بخواند و وسوسه نشود که در آن  بازی  کند.

از لحاظ شیوه اجرا هم، شیوه‌ای که بهاره گزینش کرد و به شیوه کارگردانی جلال تهرانی نزدیک هست، فضایی سرد و با حداقل میمیک بود که تا به حال تجربه‌اش نکرده بودم. همه ی اینها آلبوم‌ای را شکل داد که ترغیبم کرد  بازی  در «دیگری» را بپذیرم.

 

مهیار طهماسبی: «با خنده، به شوخی» صادقانه بگویم من دفعه اول که متن را خواندم چیزی از آن نفهمیدم.

رهنما: «با خنده، به شوخی» ما خود ما هم بار اول چیزی نفهمیدیم.

 

طهماسبی: اینکه شما می‌پرسید مواجه‌مان با متن چگونه بود، معتقدم هنوز که هنوز هست و اکنون که در حال اجرا هستیم این مواجه هر روز و هر روز اتفاق می‌افتد و من هر روز به مسئله‌ای تازه پی می برم.

چالشی که بر سر راه من بود این بود که بهاره رهنما به من گفت کارش دو  بازیگر  دارد و یک موزیسین ولی سه پرسوناژ دارد. یعنی به صوت بعنوان یک شخصیت نگاه کرد. این چالشی بود که تا به حال با آن مواجه نشده بودم. موسیقی همه ی وقت یا فضایی می‌سازد یا چیزهایی را تشدید میکند یا بعنوان عنصری مستقل عمل می کند ولی تا به حال برایم پیش نیامده بود که کسی از من بخواهد به موسیقی بعنوان شخصیت نگاه کنم.

 

برای اینکه بتوانم به آن‌چه بهاره رهنما میخواست برسم تلاش کردم مرد غایب دو آدرسه را بشناسم و اینکه مردی که «با خنده» دو  همسر  دارد چگونه مردی هست و این شد که ویولونسل که اصولا سازی  عاشقانه  هست در این اثر به سازی وحشتناک تبدیل شد.

 

رهنما: مهیار طهماسبی به نکته جالبی اشاره کرد وقتی خشونت تسری پیدا میکند، حتی در موسیقی هم نفوذ میکند.

طهماسبی: برایم دیدنی بود که قرار نبود با موسیقی احساسات مدو و لی‌لا را تشدید کنم بلکه باید فضایی برای تماشاگر می‌ساختم که از طریق آن بفهمد مرد دو آدرسه کیست. مردی که در تمام طول نمایش سایه‌اش بر سر زنان سنگینی میکند. ورود و خروج‌های موسیقی نیز کاملا براساس حضور یا عدم حضور این مرد روی صحنه طراحی شد، یعنی زمانی که حرف این مرد را از زبان زنان می‌شنیدیم موسیقی بود و زمانی که نمی‌شنیدیم موسیقی نبود.

 

ویولونسل در «دیگری» مجبور بود هم هارمونی را و هم ملودی را به تنهایی تداعی کند. این ساز، سازی ملودیک هست و وقتی می گوییم سازی  عاشقانه  هست در زبان موسیقایی میشود؛ سازی ملودیک که ملودی میزند اما چون در «دیگری» ساز دیگری همراهش نبود ناچار می‌شد بار هارمونی را هم بر دوش بکشد.

گفتگوی جنجالی بهاره رهنما درباره خیانت در زندگی اش

به بحث  بازی ‌ها بپردازیم. بازی شما و شیوا اردویی با دو جنس متفاوت شروع می شود و شاید بتوان گفت رفته‌رفته با پیش رفتن اثر به واسطه نزدیک شدن‌تان به هم از نظر عاطفی، جنس بازی‌تان هم به یکدیگر نزدیک می شود. با دقت به اینکه همانطور که اشاره شد انزو کرمن در متن «دیگری» هیچ دستورالعملی برای هیچ چیزی صادر نکرده و دست کارگردان را باز گذاشته هست چه شد که به این نتیجه رسیدید که دو جنس متفاوت بازی را در پیش بگیرید؟

 

رهنما: همانگونه که گفتم پیدا کردن بازیگری برای نقش روبه‌رویم برای من کاری بسیار دشوار بود. «با خنده» آخر سر به جایی رسیدم که گفتم نقش لی‌لا را ضبط میکنم و در حالیکه خودم مدو را روی صحنه بازی میکنم، لی‌لا را هم با پروژکتور نشان می دهم!

 

گذشته از آن که به تفاوت جنس بازی برسیم هم بگویم که من برای گزینش عوامل کارم مانند جلسه خواستگاری عمل میکنم «با خنده» و حتما تحقیق میکنم که طرف اخلاقش سر بقیه کارها چطور بوده، چه قدر دعوایی هست یا چه قدر آرام، خوش‌قول هست یا بدقول، منظم هست یا بی‌نظم و… و واقعا، هم شیوا اردویی و هم مهیار طهماسبی صددرصد تمام فاکتورهای مورد نظر مرا داشتند.

 

در مورد جنس بازی‌ها، باید بگویم برای من و شیوا کار دشواری نبود که بازی‌مان را به هم نزدیک کنیم. مسئله این بود که من سوغاتی‌ای از نمایش «سونات پاییزی» داشتم و آن هم بازی‌ای بود که جلال تهرانی از من بیرون کشید و باعث شد چیزی را تجربه کنم که هیچ وقت در هیچ کدام از نقش‌هایم تجربه نکرده بودم.

 

آن جا بود که من با این نگاه فرمالیستی آشنا شدم و فکر کردم برخلاف همه ی وقت که رئالیستی بازی میکردم این بار به سمت فرم بروم. جلال تهرانی با اینکه به ندرت طراحی نور و صحنه قبول میکند اما با درخواست من اینکار را برای «دیگری» انجام داد و با اینکه کارگردان‌ها عموما دوست ندارند به چنین مسئله‌ای اعتراف کنند اما 50 درصد بار اینکار بر دوش طراحی نور و صحنه هست.

 

من و شیوا، حسی بازی نمی کنیم و جز موارد معدودی که مخاطب درون این زنان را میبیند در بیشتر مواقع نقاب داریم. در یکی از اتودهای کارگردانی که با شیوا می‌زدیم از نقاب‌های نصفه‌ای بهره گیری کردیم که در بالماسکه بهره گیری میکنند و مشابه‌اش را در طراحی بروشور می بینید اما ما در ایران همه ی وقت این نگرانی را در مورد تئاتر داریم

 

که مبادا تماشاگر نتواند با اثر ارتباط برقرار کند و من هم آنقدر جسارت نداشتم که برای بهره گیری از  ماسک  ریسک کنم ولی واقعیت این هست که این زنان مرتب در حال نقش بازی کردنند و به همین علت آن سرما در بازی هر دویمان هست.

 

برای ما کاری نداشت که جنس بازی‌مان را شبیه هم کنیم اما من بعنوان کارگردان این تفاوت را می خواستم و معتقدم شبیه هم شدن برای ما کاری نداشت و رسیدن به این تفاوت‌ بود که دشوار بود و شاید برگرفته از همان شیوه جلال تهرانی باشد. همان‌طور که در «سیندرلا» هم این تفاوت بین بازی گلاب آدینه و بهنوش طباطبایی مشهود بود.

 

با دقت به تفاوت‌های «دیگری» با کارهای قبلی‌تان از این نترسیدید که تماشاگران اثبات‌تان اینکار را پس بزنند یا با آن ارتباط برقرار نکنند؟

 

رهنما: همان‌طور که اشاره کردید من تعدادی تماشاگر اثبات دارم که در «دیگری» نیمی از آن‌ها را از دست دادم، یعنی تعدادی از آن‌ها که به تماشای کار نشستند به بقیه گفتند اینکار شبیه کارهای قبلی رهنما نیست ولی من به شدت به این جمله اعتقاد دارم که تغییر تاوان دارد و باید تاوانش را پرداخت کرد. من «دیگری» را یک تغییر یا یک نقطه عطف در مسیر کاری‌ام میدانم

 

و باید صبور باشم تا این شیوه هم تماشاچی خود را پیدا کند. شاید دوره تماشاچی کارهای رومانتیک زنانه‌ام تمام شده هست. «با لبخند» جدا از آن امسال 42 سالم تمام می شود و به نظرم میانسالی قصه‌ها و فضاهای خاص خود را دارد.

 

نام نمایش «دیگری» هست و مدو و لی‌لا هم تعریفی که از هویت و شخصیت خود دارند تعریفی هست که دیگری یعنی مرد دو آدرسه برای آن‌ها خلق کرده هست. این دو زن اگرچه پیش از این صرفا خود را از دریچه چشم آن مرد میدیدند اما در لحظه‌ای تصمیم به از میان برداشتنش می گیرند و می‌کوشند تعریفی راکه خود دوست دارند

جایگزین تعریف او از شخصیت‌هایشان کنند و در پرده سوم میبینیم که رمان نوشتن جایگزین آن امر هویت‌بخش می شود. آیا میتوان گفت معتقد به قیام علیه تعاریفی هستید که دیگری‌ها از ما ساخته‌اند؟ و جایگزین کردن تعاریفی به جای آن، که خود ما میخواهیم.

 

رهنما: تحلیل درستی هست اما بحث زن و مرد ندارد. لکان معتقد هست ما دیگری را حذف می کنیم تا خود ما قوی‌تر شویم در حالیکه حذف دیگری در نهایت به حذف خود ما می‌انجامد. یکی از نکات کلیدی این متن همین هست؛ خشونتی که در دنیا تسری پیدا کرده هست. ما از یک، دیگری  تغذیه  می کنیم و با او به جایی میرسیم، بعد آن دیگری را یا رها می کنیم یا از بین میبریم و جلوتر می رویم و این چرخه آنقدر ادامه پیدا می کند که خود ما هم حذف میشویم.

 

بنابراین شکل‌گیری این چرخه خشونت به واسطه از بین بردن دیگری ربطی به جنسیت ندارد و می‌شد به جای این دو زن، دو مرد روی صحنه داشت.

پیشنهادی که به ذهن من می رسد این هست که اگر نمایش «دیگری» را به جای آن که از پرده اول به پرده سوم ببینیم از آخر به اول میدیدیم اتفاق بهتری رخ می‌داد.

 

رهنما: چه دیدنی. «با لبخند» این توصیه جدی جلال تهرانی بود اما من ترسیدم و انجامش ندادم. جلال تهرانی اعتقاد داشت متن یا باید از آخر به اول بیاید یا از پرده دوم به پرده سوم برود و بعد به پرده اول برسد.

در صورتی که از پرده دوم شروع میکردید که تعلیق فوق‌العاده‌ای ایجاد می‌شد. دو زن که به جرم  قتل  دستگیر بوده‌اند و حالا که با پادرمیانی کنسول به هتل بازگشته‌اند ما از زبان‌شان می شنویم که چه اتفاقی افتاده و چرا دستگیر شده‌اند و پیش از این چه می‌کرده‌اند.

 

رهنما: در مورد پرده سوم باید بگویم که من خیلی دوستش نداشتم و با آن کلنجار زیادی رفتم و «با لبخند» به جرات میگویم پدرم بعنوان یک کارگردان با این پرده درآمد. من تغییرات زیادی در آن ایجاد کردم تا جایی که حتی بازنویسی شد. دیالوگ‌ها همان دیالوگ‌های متن بود اما نحوه چینش‌شان را کاملا تغییر دادم.

با دقت به اینکه شما هم به این نکته اشاره کردید، شاید اگر بخواهم دوباره «دیگری» را روی صحنه ببرم همین ریسک را کنم و با حذف پرده سوم، از پرده دوم به پرده اول بروم.

 

اما حق بدهید که برای یک کارگردان که در این وضعیت بحرانیِ تماشاگر تئاتر، می خواهد اثری را روی صحنه ببرد و بعد از هفت اثر تصمیم می گیرد تغییری اساسی چه در بازی‌اش، چه در میزانسن‌ها، چه در بازی  بازیگر  مقابلش و چه در موسیقی ایجاد کند و پیشاپیش می داند که با اینکار حداقل نصف تماشاگران ثابتش را از دست خواهد داد،

 

کمی وحشتناک هست که متن را هم به این شکل زیرورو کند. با دقت به اینکه متن هم کمی سنگین هست و از سطح مطالعه تماشاگر عادی کمی بالاتر،  استرس  این را داشتم که کسانی متن را نفهمند. «با لبخند» من دوستانی دارم که بعد از مشاهده کار گفتند چیزی نفهمیدیم و می‌پرسیدند اینها که بودند؟ آدم‌کُش بودند؟!… به دلیل همه ی این مسائل ترسیدم تغییری در آن حد جدی که اشاره کردید در متن ایجاد کنم.

 

طهماسبی: ان‌شااله اجراهای بعدی.

رهنما: «با لبخند» بله، ان‌شااله اجراهای بعدی.

و در این نمایش اصلا آن تصویری که عموما از شما می بینیم؛ زن فم‌فتال، شهرآشوب و اغواگر، چیزی که شاید بتوان گفت کلیشه هم شده بود، وجود ندارد.

رهنما: من و بازیگرانی از جنس من در تمام نقش‌ها بخشی از خود را به همراه دارند و این را نه کلیشه که سبکی از بازیگری میدانم، آن طنازی در رفتار با مردان یا برجسته شدن ویژگی‌های زنانه بخشی از من هست که در نقش‌های مختلفی که نقش بازی کرده‌ام می بینید اما «سونات پاییزی» برایم نقطه عطف بود و بعد از آن احساس کردم در 42 سالگی باید تغییراتی در شیوه بازی‌ام ایجاد کنم.

همان‌طور که اشاره کردم تغییر تاوان دارد و من هم کتمان نمیکنم که از خیلی از همان نقش‌هایی که می گویید کلیشه بودند لذت برده‌ام اما همین حالا می خواهم بهاره رهنمای جدیدی را کشف کنم.

شاید هم زمانش هست، هم به واسطه تغییرات سنی و هم «با خنده، به شوخی» اینکه من هم اکنون نصف راه را رفته‌ام و 30 کیلو کم کرده‌ام و قرار هست 40 کیلوی دیگر هم کم کنم و شاید قرار هست انتظار مشاهده یک بهاره رهنمای جدید را داشته باشید.

خیلی‌ها بعد از آن که «دیگری» را دیدند به من گفتند ما آمده بودیم یک کار  عاشقانه  بیبینم! «با لبخند» من نوجوان که بودم، رمان‌های جیبی ر.اعتمادی را خیلی می‌خواندم و قبلا هم گفته‌ام که با کارهایم نوعی از سبک ر.اعتمادی را وارد تئاتر ایران کرده‌ام اما «دیگری» به هیچ وجه اینگونه نبود.

 

حرکت زشت بهاره رهنما در خیابان

بهاره رهنما یکی از سلبریتی های فعال و پرحاشیه این روزهای فضای مجازی است که حضور پررنگی در شبکه های اجتماعی دارد و همین ماجرا هر روز حواشی جدیدی را برایش رقم میزند. چند روز پیش بود که ویدئویی جنجالی از بهاره رهنما که در آن شاهد حرکات عجیب و زشتی از خانم بازیگر بودیم در  فضای مجازی  منتشر شد و حواشی زیادی دربر داشت.

انتشار این ویدئوی عجیب از بهاره رهنما با واکنش خانم بازیگر و کارگردان جوان سینما مواجه شد.

 

واکنش بهاره رهنما به ویدئوی جنجالی اش

بعد از انتشار این ویدئو و حواشی زیادی که درباره آن شکل گرفت بهاره رهنما با انتشار یک استوری درباره این فیلم توضیح داد. بهاره رهنما در این فیلم که سوار بر ماشین دیده میشود به عربده کشی می پردازد و با حرکت زشتی که انجام میدهد با موجی از انتقادها روبرو میشود.

بهاره رهنما

توضیح بهاره رهنما درباره حرکت جنجالی اش در خیابان

بهاره رهنما در واکنش به ویدئوی منتشر شده در فضای مجازی استوری بالا را به اشتراک گذاشت.

بهاره رهنما

عکسی از  حرکت زشت بهاره رهنما  در خیابان

بعد از واکنش بهاره رهنما به ویدئوی جنجالی منتشر شده هواداران خانم بازیگر قانع نشدند و هنوز هجمه هایی علیه او وجود داشت و میلاد بهار کارگردان جوان سینما هم با انتشار پستی به دفاع از بهاره رهنما پرداخت.

 

توضیح آقای کارگردان درباره حرکت زشت بهاره رهنما

میلاد بهار با انتشار این ویدئوی جنجالی در اینستاگرامش گفت:  ویدئویی از پشت صحنه فیلم کوتاه روز عکس با بازی بهاره رهنما که به تازگی ساخته ام منتشر شد و این شبهه را ایجاد کرد که این تصاویر واقعی هستند و حالا عده ای همچنان مثل همیشه خواستند که خانم رهنما را تخریب کنند اما خواستم که این را اعلام کنم که این پشت صحنه ای از فیلم بنده است و امیدوارم خود فیلم زودتر بیرون بیاد و ببینید.

میلاد بهار

میلاد بهار کارگردان فیلم روز عکس

میلاد بهار در اینستاگرامش نوشت: این روزها ، این حجم از خشونت علیه سلبریتی ها را اقداماتی از پیش فکر شده میدانم ،پس از ماجرای خانم  ستاره اسکندری  و خیلی از دوستان ، این دومین بار است که بعد از واقعی جلوه دادن تیزر تاتر مار بازی حالا با تصاویر پشت صحنه فیلمی قصد تخریب بهاره رهنما را دارند.

در طول سومین همکاری ام با این ایشان متوجه خیل عظیمی از خشونت زنان بر علیه ایشان شدم و جالب است که موضوع فیلم روز عکس هم دقیقا همین نوع خشونت است.

میلاد بهار و بهاره رهنما

بیوگرافی بهاره رهنما و همسرش + زندگی شخصی هنری

بهاره رهنما متولد 10 آذر 1352 در روستای هزاوه اراک، بازیگر است

فارغ التحصیل لیسانس رشته حقوقی فضایی و فوق لیسانس ادبیات نمایشی می باشد، علاوه بر بازیگری، سفیر دوستی، روزنامه نگار، داستان نویس و نقاله خان نیز می باشد

در این مطلب بیوگرافی بهاره رهنما را می خوانید

بیوگرافی بهاره رهنما بازیگر + زندگی شخصی

شروع از 17 سالگی

در سال 1370 وقتی 17 ساله بود با تست وارد جمع بازیگر فیلم افعی شد سپس به دانشگاه رفت و بعد از گرفتن لیسانس ادبیات نمایشی به دانشگاه حقوق رفت

در کنار تحصیل نمایش نامه می نوشت و کارگردانی تئاتر را نیز تجربه کرد

 

ورود به تلویزیون

دومین تجربه اش با فیلم سینمایی غزال در سال 1374 شکل گرفت و با سریال بازگشت به خانه در سال 1379 وقتی 27 ساله بود وارد قاب تلویزیون شد

عکس های بهاره رهنما بازیگر + بیوگرافی کامل

شهرت

در سال 1380 با فیلم نان و عشق و موتور 1000 چهره اش دیده شد

او سپس با فیلم گاو خونی در سال 81 و در نهایت با فیلم چارچنگولی سال 1387 و رفته رفته با سریال زیر زمین سال 85 به شهرت رسید

 

ازدواج هنری و طلاق

در سال 1370 زمانی که 17 ساله زمانی برگشتن از دانشگاه (جهشی درس خوانده) بطور اتفاقی با پیمان قاسم خانی آشنا شد، این دو بعد از چند سال ارتباط در نهایت سال 73 ازدواج کردند

ثمره این ازدواج یک دختر بنام پریا می باشد

عکس بهاره رهنما و همسر اول + دخترش

بهاره رهنما و همسر اولش پیمان قاسم خانی + بیوگرافی

خانواده بازیگر

 

بهاره رهنما یک خانواده تمام عیار هنری دارد

خودش بازیگر و همسرش پیمان قاسم خانی علاوه بر نویسندگی و کارگردانی یک بازیگر است، برادر شوهرمهراب قاسم خوانی هم نویسنده و بازیگر و شقایق دهقان جاری اش نیز بازیگر است

مادرش، خانوم پروین قائم مقامی هم به لطف دخترش، تجربه بازیگری دارد

 

طلاق بهاره رهنما از همسرش

بهاره رهنما و همسرش پیمان قاسم خانی بعد از 22 سال زندگی مشترک و روابط به ظاهر خوب و صمیمی، در نهایت سال 1395 با توافق دو طرفه از هم طلاق گرفتند

امیر خسرو عباسی همسر بهاره رهنما + بیوگرافی

 

ازدواج دوم

در 4 شهریور 1396 در خبری عجیب ازدواج دوم بهاره رهنما رسانه ای شد، انتشار عکس های ازدواج دوم بهاره رهنما با شخصی بنام امیر خسرو عباسی باعث تعجب هواداران وی شد

 

امیر خسرو عباسی کیست 

امیر خسرو عباسی مالک برند آرایشی بهداشتی هاینس و ژاکسیاست می باشد که باب آشنایی این دو از زمانی که خانوم رهنما مدل تبلیغاتی این برند بود شروع شد

آقای عباسی نیز یکبار ازدواج کرده و از همسر سابقش یک دختر دارد

فرزندان بهاره رهنما و همسر دومش امیر خسرو عباسی

 

رستوران داری

خاوم رهنما نیز در کنار فعالیت هنری، به رستوران داری نیز روی آورده است، نام رستورانش گوزن و در سعادت آباد قرار دارد، او می گوید در روزهای مختلف آنجا نمایشنامه خاونی می کند

 

طرفدار پرسپولیس

وقتی دبیرستان بودم بخاطر دوستی و رفت و آمد یکی از نزدیکانم با آقای فرشاد پیوس بیشتر طرفدار پرسپولیس بودم، بعدها تخت تاثیر مرحوم ناصر حجازی استقلالی شدم

الان گیچ میزنم و نمی دانم که آبی باشم یا قرمز …

عکس همسر دوم بهاره رهنما

همسر دوم بهاره رهنما کیست + عکس و بیوگرافی

تجربه مدلینگ

خانوم بازیگر مدت هاست در برندهای مختلف بعنوان مدل تبلیغاتی حضور دارد، از برند همسرش که بگذریم او برای مزون های مختلف چون RIMAAH مانکن بوده است

 

تهیه کنندگی موسیقی

خانوم رهنما در عرصه موسیقی نیز فعالیت دارد

او تهیه کنندگی آلبوم علی شوکت خواننده جوان موسیقی راک را برعهده داشت، چند قطعه آلبوم از ترانه های کتاب زن باران نوشته بهاره رهنما اجرا شده است

خانوم رهنما نویسنده 5 جلد کتاب نیز می باشد

 

عمل جراحی و کاهش وزن

رهنما که سالها از اضافه وزن رنج می برد چند سال پیش مجبور به عمل حراجی و گذاشتن بالون در معده شد اما نتیجه نداد و در نهایت با رژیم اختصاصی توانست به شدت کاهش وزن دهد

 

شب عروسی بهاره رهنما و امیرخسرو عباسی

بهاره رهنما  بازیگر سینما و تلویزیون ایران برای بار دوم عروسی کرد. به گزارش سماتک بهاره رهنما  همسر سابق  پیمان قاسم خانی  و مادر  پریا قاسم خانی  به تازگی همسر یک مرد جوان تر از خودش به نام  امیرخسرو عباسی  شد.  امیر خسرو عباسی  مدیر یکی از برندهای معروف لوازم آرایشی است.

عکس های بی حجاب بهاره رهنما در شب عروسی مجدد

بهاره رهنما  متولد ده آذر ۱۳۵۲ در تهران می باشد. وی دختر پروین قائم مقامی بازیگر سینما و تلویزیون می باشد. بهاره رهنما لیسانس ادبیات نمایشی و فوق لیسانس حقوق قضایی را از دانشگاه آزاد گرفته است. او در اولین ازدواجش در سال ۱۳۷۳ با  پیمان قاسم‌ خانی  نویسنده سینما ازدواج کرد که حاصل این ازدواج دختری به نام پریا بود.

عکس های بی حجاب بهاره رهنما در شب عروسی مجدد

ازدواج دوم بهاره رهنما

امیرسلیمانی با انتشار عکس زیر در اینستاگرام ازدواج مجدد بهاره رهنما را به او تبریک گفت.

عکس های بی حجاب بهاره رهنما در شب عروسی مجدد

امیرسلیمانی با تبریک ازدواج مجدد بهاره رهنما، نوشت:

بهاره عزیزم امیدوارم دلى آرام لبى خندان و روزگارى پر از خوشبختى در کنار همسرت داشته باشى و دنیا بر وفق مرادت باشه

عکس های بی حجاب بهاره رهنما در شب عروسی مجدد

کمند امیر سلیمانی بازیگر زن معروف یکی از میهمانان مراسم عروسی بهاره رهنما بود.

ازدواج دوم بهاره رهنما چند ساعتی است که در فضای مجازی خبرساز شده! عکسهای ازدواج مجدد بهاره رهنما دست به دست می چرخد. خیلی ها می پرسند، شوهر بهاره رهنما، امیرخسرو عباسی کیست؟!

عکس های بی حجاب بهاره رهنما در شب عروسی مجدد

این بازیگر 43 ساله شب گذشته مراسم عروسی خود را با امیرخسرو عباسی برگزار کرد.

گفته می شود امیر خسرو عباسی مالک یک برند آرایشی و بهداشتی است.

محسن مالجو از دوستان بهاره رهنما و مدیریت تشریفات یکتا این خبر را منتشر کرده است.

در ادامه عکس هایی از مراسم مربوط به مراسم عروسی بهاره رهنما را مشاهده می کنید.

بهاره رهنما با انتشار عکس کیک زیر نیز نوشت:

عکس های بی حجاب بهاره رهنما در شب عروسی مجدد

خاطره های خوب, زندگی رو سلیقه و حضور بعضی از دوستان متفاوت تر و بیاد موندنی تر میکنه،

با تشکر از کارامل کیکی های عزیزم که همیشه شادی های ما رو بیادموندنی تر و شیرین تر کردند

عکس های بی حجاب بهاره رهنما در شب عروسی مجدد

بهاره رهنما بازیگر کشورمان که چندسالی است از همسر قبلی خود پیمان قاسم خانی جدا شده بود ، روز شنبه ۴ شهریور ۹۶ با امیر خسرو عباسی برای بار دوم ازدواج کرد.

طبق خبری که از سوی کافه سینما منتشر شده است، بهاره رهنما با امیر خسرو عباسی ازدواج کرده اند. گفته می شود امیر خسرو عباسی مالک برند بهداشتی هاینس و آرایشی ژاکسی می باشد. اولین تصاویر مربوط به این خبر منتشر شده که در ادامه مطلب ملاحظه می کنید.

بازیگری بهاره رهنما در سینما و تلویزیون و تئاتر

بهاره رهنما:همسرم گفت اگر مخالف کارکردنت باشم چه می کنی؛ گفتم سینمامهم نیست اما تئاتر را رها نمی کنم .

بهاره رهنما و همسرش امیرخسرو عباسی

بهاره رهنما گفت: در مورد بازی در «آینه بغل»، آقای منوچهر هادی دوست من هستند. ایشان برای بازی در آن نقش، تماس گرفتند در حالی‎که آن نقش، اصلا نقش خانم نبود و یک چیزی یک روزه پیش آمد که من کار کنم و اصولا دیگر کار این مدلی نخواهم کرد. به عنوان این‎که کسی رفیقم است و بروم کوتاه برایش بازی کنم، بعید می‎دانم، مگر آدمی باشد که من دین فرهنگی به او داشته باشم.

وی افزود: من چند کار در سینما دارم که هنوز اکران نشده. یکی کار «هشتگ» است ساخته آقای بهبودی‎فر که کمدی خیلی خوبی شده و من و « نیوشا ضیغمی » نقش‎های اصلی را بازی کردیم. در «آقای سانسور» و فیلم کمدی «ترمیناتور» هم بازی کردم.

بهاره رهنما

پاسخ بهاره رهنما به همسرش درمورد مخالف با بازیگری او

یک‎بار همسرم اوایل آشنائی‎مان به شوخی به من گفت که اگر آدمی بودم که می‎گفتم تو کار نکن، چه عکس‎العملی داشتی؟ من هم گفتم که کار در سینما و تلویزیون، اهمیت زیادی برای من ندارد اما تئاتر را نمی‎توانم کنار بگذارم. کلا در زندگی، تئاتر برایم حکم خط قرمز را دارد. آن‎قدر برایم مهم است که وقتی می‎روم سر کار و می‎بینم فلان دوستم دارد در فضای کار، یک نامردی در حق تئاتر می‎کند یا یک کار غیرمتعهدانه‎ای انجام می‎دهد، حتی روی دوستی‎مان هم ممکن است تاثیر بگذارد. من تئاتر را اندازه پدر و مادرم دوست دارم و می‎توانم بگویم بعد از دخترم پریا، مهم‌ترین
اتفاق زندگی‎ام است.

زندگی اخیر بهاره رهنما پس از ازدواج مجدد 

بهاره رهنما پس از ازدواج دوباره تغییرات بسیاری کرده هست, وی در مراسم ها و شبکه های مجازی با نقش بسیار پررنگ تری نسبت به قبل ظاهر می‌شود.  بهاره رهنما هم از گنجایشِ شبکه های مجازی به خوبی بهره گیری می‌کند و هم با حضور پررنگ در سریالهای تلویزیونی, مطرح و در دید باقی میماند.

پس ناظر به جایگاه شهرت او, باید مجموع رفتارهای رسانه ای این هنرپیشه را در یک بسته درهم تنیده, ارزیابی و تحلیل کرد.اکنون که آب ها از آسیاب افتاده هست, می‌شود این چند خط حرف حساب را نوشت.چندی پیش بهاره رهنما بازیگر سینما و تلویزیون ایران, با انتشار عکس های عروسی دومین ازدواجش خبرساز شد.

نگاهی به سبک جدید زندگی بهاره رهنما پس از ازدواج مجدد

ساده انگارانه هست اگر که این رفتار, در حد و اندازه حرکت های معمول سلبریتی ها, انگاشته شود;حال آنکه باید پذیرفت که این تیپ از هنرمندان, به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه, به سمبل و برند اثربخشی از سبک زندگی خاص در زندگی ایرانی تبدیل شده اند.

این گروه از مشاهیر رسانه ای, می کوشند با بهره گیری از جایگاه ویترینی خود, جامعه و مشخصا زنان ایرانی را با شیب تندتری به سمت مدرنیزاسیون غربی بکشانند. پس ضمن احترام به آن ها, هرگز نباید با “مفید انگاری” صرف, از کنار رفتارهایشان عبور کرد.

اتفاقا باید معدل و برایند رفتارهای ایشان را مبلغ “سبک زندگی مادی شده غربی”, به شمار آورد.

نگاهی به سبک جدید زندگی بهاره رهنما پس از ازدواج مجدد

سبک زندگی  بهاره رهنما  عموما سلبریتی ها, قواعد بازی رسانه ای را به خوبی بلدند. به راحتی شمار فالورهای خود را در شبکه های مجازی,بالا برده و با هوشمندی, امواج خبری را به سمت خود, هدایت می‌کنند.بهاره رهنما هم از گنجایش های شبکه های مجازی به خوبی بهره گیری می کندو گرچه با حضور پررنگ در سریالهای تلویزیونی, همه ی وقت مطرح و در دید باقی می‌ماند.

نگاهی به سبک جدید زندگی بهاره رهنما پس از ازدواج مجدد

ناظر به این جایگاه هست که باید مجموع رفتارهای رسانه ای وی را در یک بسته درهم تنیده, ارزیابی و تحلیل کرد.به گزارش پارس ناز یک بخش از تحلیل ها باید مبتنی بر یادداشت های پر شمار او در روزنامه ها و به خصوص, روزنامه های اصلاح طلب,صورت پذیرد تا نگرش های او به زندگی, زن و جامعه ایرانی شناسایی شده و در سطح دیگری از تحلیل,باید رفتارهای نمایشی و دکوری او در محیط رسانه, بازبینی شود.

نگاهی به سبک جدید زندگی بهاره رهنما پس از ازدواج مجدد

سبک زندگی بهاره رهنمابهاره رهنما و بازار برندهارهنما, با انتشار برخی تصاویر خاص, به تبلیغ برندهای تجاری گوناگون, می‌پردازد و گرچه مابین این تبلیغات,گرایشات خود را جاسازی میکند. او چندی پیش با انتشار عکسی که در آن شلوار جین پاره به پا کرده, به تبلیغ یک کلینیک دندانپزشکی میپردازد.

یا با انتشار تصویر هایی متفاوت از خودش می‌گوید “امروز تن پوش های زیبای بهاری به تن کرده ام”;یک بار هم با انتشار ویدئویی غوغایی, به تبلیغ یک کرِم درمانی می‌پردازد. در آن ویدیو تبلیغاتی می‌گوید”بانو های ایرانی که زیبایی شون توی جهان زبانزد هست… می دونین که من خیلی اهمیت می دمبه سلامتی و زیبایی و قوام پوست.

و خیلی هاتون از من سؤال میکنید که من چطوری توی 43 سالگی این شکلی موندم درحالیکه نه عمل زیبایی کردم و نه کار عجیبی روی پوستم انجام دادم, ولی مفید حواسم به پوستم هست”.

نگاهی به سبک جدید زندگی بهاره رهنما پس از ازدواج مجدد

یا مثلاً با شرکت در یک بحران زنانه, با انتشار تصویری از صورت بدون آرایش خود, می‌نویسد:”این هم توی زنگ تفریح ورک شاپ ما, بحران بی آرایش شده بنده در چهل و دو سالگی;اینم به دلیل شاگردای گلم که دوست داشتن من حتماً توی این بحران باشم”.در همین روند, با انتشار تصویر دیگری مینویسد “من طراوت پوستم را مدیون کرم نمناک کننده … با عصاره روغن شتر مرغ هستم”.

نگاهی به سبک جدید زندگی بهاره رهنما پس از ازدواج مجدد

بهاره رهنما  و فرهنگ کالایی شدهالبته او گاه و بیگاه مواضع گوناگون اجتماعی و حتی سیاسی می‌گیرد.ولی به رغم آن در گفت و گو ای می‌گوید “ابدا قصدم این نیست که بخواهم پیام اخلاقی بدهم,اما این چیزی هست که در جامعه اطرافم می‌بینم, این که هیچ ارزشی دیگر ارزش نیست!

چیزی که بین همه ی اقشار از کارفرما و کارمند گرفته تا دو همسایه و دو همکلاسی دیده می‌شود”.اما برعکس, تحلیل حرف ها و رفتارهای او, اتفاقا مؤید این ماجراست که رهنما, جنس خاصی از ارزش ها را تبلیغ و توسعه می‌کند.نتیجه رفتارهای او, نوعی از عرفی گرایی و زمینی سازی رفتارهای بشری هست.حتی در ماجرای انتشار تصاویر عروسی دومش نیز, رگه هایی از این نگرش دیده میشود.

نگاهی به سبک جدید زندگی بهاره رهنما پس از ازدواج مجدد

او مدعی میشود علت اصلی انتشار این تصاویر خصوصی آن بوده که می خواسته به تمام زن های ناراحت اطرافش, جرأت و جسارت بدهد.او میگوید می خواسته این تابو را بشکند “که لباس سفید نمی تونه دوبارهدر تن یک زن دیده بشه, من بار دیگر لباس سفید پوشیدم”.اتفاقا باید از این صداقت بانو هنرپیشه, ممنون بود که رسما اعلام می‌کند قصد تابوشکنی دارد.شگفت آنکه همان خط فکری را, حتی در عکس های عروسی اش دنبال میکند

و می‌نویسد”در مورد روبان آبی کمرم هم که خیلی سؤال کردید, باید بگم این یک اعتقاد شخصی بودکه رنگ عشق توی تم کفش و لباسو مراسمم باشه, چون به نظر من رنگ عشقه و رنگ آشنایی من و همسرم و رنگ محصولات … هم آبیه”

نگاهی به سبک جدید زندگی بهاره رهنما پس از ازدواج مجدد

یک فرمول مهم برای خوانندگاناین نوع از رفتار, ذیل مفهومی به نام “کالایی شدن فرهنگ و آیین” دسته بندی می‌شود.این قبیل از هنرپیشه ها, با عرضه رفتارهای لوکس و دکوری به افکار عمومی جامعه,و با تابوشکنی های خوشگل و شجاعانه, کم کم گودی و غنای فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی را تنزل داده و جنس ساده انگارانه ای از روابط مادی انسانها را توسعه میکنند.

امیر خسرو عباسی همسر دوم بهاره رهنما کیست ؟ 

بهاره رهنما بازیگر سینما و تلویزیون کشورمان روز گذشته مراسم ازدواج مجددش با   امیرخسرو عباسی را برگزار کرد. امیرخسرو عباسی مالک یک برند آرایشی بهداشتی است که مدتی است بهاره رهنما کارهای تبلیغاتی را برای او انجام می‌دهد.

بهاره رهنما همسر سابق پیمان قاسمخانی است و دختری به نام پریا دارد. رهنما کارشناسی حقوق قضایی را از دانشگاه آزاد گرفته‌است. پریا قاسم‌خانی تجربه حضور در تئاتر «پنجره‌ها» و فیلم سینمایی دایره زنگی (فیلم) و بانو را دارد.

بهاره رهنما، برای اولین بار با فیلم افعی به سینما آمد. سپس با همسرش در فیلم عاشقانه بازی کرد. او در سال 1380 بازی در یک فیلم کمدی نان و عشق و موتور هزار را تجربه کرد که نشان از توانایی او در زمینه فیلمهای کمدی داشت.

«امیرخسرو عباسی» همسر دوم بهاره رهنما کیست؟+عکس

«امیرخسرو عباسی» همسر دوم بهاره رهنما کیست؟+عکس

«امیرخسرو عباسی» همسر دوم بهاره رهنما کیست؟+عکس

تعدادی از فیلم‌های رهنما به شرح زیر است:

1392 طبقه حساس
1390 بچگیتو فراموش نکن
1390 خنده در باران
1389 ما سه نفر
1389 جرم
1389 زنان ونوسی، مردان مریخی
1389 زن ها شگفت انگیزند
1389 هرچی خدا بخواد
1389 ورود آقایان ممنوع
1388 عروسک
1388 بعد از ظهر سگی سگی
1388 پوپک و مش ماشاالله
1388 سن پطرزبورگ
1388 ورود زنده ها ممنوع
1387 چارچنگولی
1387 ده رقمی
1386 توفیق اجباری
1386 دایره زنگی
1383 شبانه
1383 ماجراهای اینترنتی (چای نت)
1381 گاوخونی
1380 نان و عشق و موتور 1000
1379 بچه های بد
1374 عاشقانه
1374 غزال
1371 افعی

گاف عجیب ازاده نامداری درباره بهاره  رهنما 

ین مجری سابق با انتشار تصویری از حضورش در پشت صحنه یک نمایش تئاتر با بازی  بهاره رهنما  ، و تگ کردن این هنرمند و همسر سابقش پیمان قاسمخانی دوباره سوژه رسانه ها شد به طوری که بعد از مدتی این تصویر را حذف کرد.

ازدواج مجدد بهاره رهنما پس از جدایی از پیمان قاسمخانی خبر داغ بسیاری از رسانه ها شده بود که با این اتفاق دوباره بر سر زبان ها افتاد.

آزاده نامداری احتمالا بدون اینکه بداند این دو نفر از هم جدا شده اند و حتی بهاره رهنما ازدواج مجدد کرده است عکس رهنما را با لباس عروس منتشر کرد و با تگ کردن رهنما و همسر سابق او به این عکس، نوشت: بهاره جان، لباس عروس خیلی بهت میاد!

آزاده

انشا روز دانش آموز | ۵ انشا و تحقیق در مورد روز ۱۳ آبان


کم کم به روز دانش آموز نزدیک میشویم و طبیعی است در محیط مدرسه کنجکاوی در مورد این که چرا ۱۳ آبان را روز دانش آموز می نامند و اتفاقاتی که در آن روز افتاده باعث کنجکاوی بچه ها شود . معلم ها و مسئولین مدارس نیز معمولا از دانش آموزان میخواهند در این مورد تحقیق کنند و دانسته هایشان را در قالب انشا روز دانش آموز ، تحقیق روز دانش آموز ، نقاشی روز دانش آموز یا حتی کار دستی و روزنامه دیواری در این رابطه ارائه کنند. به همین جهت در این پست قصد داریم چند انشا و تحقیق با محوریت روز دانش آموز برایتان آماده کنیم ، امیدوارم مفید باشد و به درد تان بخورد .

تحقیق و انشا روز دانش آموز

انشا روز دانش آموز (۱)

 

اول بیاید سری به ویکی پدیا بزنیم و ببینم تا کنون چه رویداد هایی در ۱۳ آبان رخ داده است ؟

رویدادها:

  • ۱۳۴۳ – تبعید آیت‌الله خمینی از کشور ایران، به ترکیه
  • ۱۳۵۷ – تظاهرات ۱۳ آبان و کشتار دانش آموزان در دانشگاه تهران، به دست دودمان پهلوی.
  • ۱۳۵۸ – اشغال سفارت آمریکا، در ایران.
  • ۱۳۷۴ – اسحاق رابین نخست وزیر کشور اسرائیل، به دست ایگال عمیر، ترور شد.
  • ۱۳۸۷ – باراک اوباما، به عنوان اولین سیاه‌پوست، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا شد.
  • ۱۳۸۸ – تظاهرات هواداران جنبش سبز به مناسبت روز دانش‌آموز
  • ۱۳۷۷ – تأسیس سازمان صنایع هوافضا

می بینید ؟ ۱۳ آبان روز حادثه خیزی بوده است در طول تاریخ .

انشا روز دانش آموز (۳)

انشا روز دانش آموز

انشاء روز دانش آموز شماره ۱ :

چرا ۱۳ آبان به عنوان روز دانش آموز نامیده شده ؟

روز های سخت انقلاب بود و  انقلاب اسلامی مردم ایران به روزهای مهم و سرنوشت سازی نزدیک می‌شد همه مردم ایران چه زن و چه  مرد ، همه تلاش میکردند به تکلیف خود در این موقعیت تاریخی خوب عمل کنند . در این میان دانش‌آموزان و دانش جویان ، جوانان و  نوجوانان شور و حال خاصی داشتند

روز ۱۳ آبان ۱۳۵۷ بود ، دانش‌آموزان برای حضور در میان خیلی عظیم جمعیت راهپیمایی کنندگان مدارس را تعطیل کرده بودند و به سمت دانشگاه تهران حرکت می کردند تا صدای اعتراض خود را به گوش حکومت جبار برسانند.

آنها به همراه دانشجویان و سایر مردم وارد دانشگاه تهران شدند

ساعت ۱۱ صبح بود که ماموران رژیم اول با پرتاب گاز اشک آور تلاش کردن جمعیت را متفرق کنند

اما وقتی نتیجه نگرفتند شروع به تیر اندازی کردند .

اما اجتماع کنندگان پرشور تر با نوای الله اکبر به شعار دادن و مقاومت ادامه دادند.

ماموران بی راحم ۵۶ نفر را در این روز شهید و صدها نفر را مجروح کردند .

در آن زمان امام خمینی ( ره ) در تبعید بودند اما پیامی به مردم ایران فرستاندند

و مردم و جوانان را به ادامه راه مبارزه دلگرم کردند.

صدای آزادی‌خواهی و استقلال‌طلبی شما را به گوش جهانیان می‌رسانم.

یاد رشادت و آزادی طلبی این دانش آموزان در گوش تاریخ ماند و بعد ها به خاطر زنده نگه داشتن یاد آنها

این روز برگ دیگری به تاریخ انقلاب اسلامی افزود

برگی سرخ و پر از سر افرازی

این برگ از تاریخ را ما به نام ۱۳ آبان و روز دانش آموز می شناسیم

انشا روز دانش آموز و ۱۳ آبان

انشا روز دانش آموز (۲)

انشا روز دانش آموز

تحقیق انشاء روز دانش آموز شماره ۲ :

در روز ۱۳ آبان چه وقایعی در تاریخ انقلاب اسلامی افتاده است ؟

روز ۱۳ آبان که در تقویم به عنوان روز مبارزه با استکبار نام‌گذاری شده یادآور سه واقعه مهم در تاریخ معاصر ایران است که در سه دوره مختلف رخ داده و به همین دلیل این روز را در تاریخ کشور به عنوان روزی به یادماندنی به ثبت رسانده است.

  1. تبعید امام خمینی(ره) به ترکیه در ۱۳ آبان ۱۳۴۳
  2. ۱۳ آبان ۱۳۵۷ که روز دانش‌آموز نام گرفت
  3. و تسخیر لانه جاسوسی در ۱۳ آبان ۱۳۵۸

عنوان این سه واقعه تاریخی است که نمی‌توان هیچ یک را از نظر اهمیت نسبت به دیگری اولی تر دانست

چرا که هر کدام در دوره وقوع تاثیر گذاری خاص خود را داشته و شرایط را به نحوی تغییر داده‌اند.

انشا روز دانش آموز

۱- تبعید امام خمینی به ترکیه ۱۳ آبان ۱۳۴۳

کاپیتولاسیون یا حق قضاوت کنسولی حقی است که به اتباع بیگانه داده می‌شود

و آنها را ازشمول قوانین کشور مصون ومستثنی می‌کند؛ درواقع در صورت ارتکاب جرم در خاک کشور،

دولت میزبان حق محاکمه آن مجرم را ندارد.

کاپیتولاسیون ریشه در استعمار دارد و کشورهای استعمارگران این قانون را به کشورهای ضعیف تحت‌ سلطه تحمیل می‌کردند؛

کاپیتولاسیون درایران طی معاهده ترکمانچای برای اتباع روسیه به رسمیت شناخته شد

و پس ازآن برخی کشورهای استعمارگر دیگر، این امتیاز نامشروع را بعلت ضعف حکومت های قاجاریه کسب کردند؛

اما، کاپیتولاسیون در سال ۱۳۰۶، تحت فشار افکار عمومی و فضای حاکم بر روابط بین‌الملل پس از جنگ اول جهانی لغو گردید.

هنوز بیش از ۳ دهه از الغای کاپیتولاسیون نمی‌گذشت که محمدرضا پهلوی احیاگر مجدد آن شد.

کابینه اسدالله علم در سیزدهم مهر سال ۱۳۴۲،

به دستور شاه، پیشنهاد آمریکا مبنی‌بر اعطای مصونیت قضایی به اتباع آمریکایی را

به صورت یک لایحه قانونی در هیتت دولت تصویب کرد.

چندی بعد این خبر به حضرت امام رسید و ایشان را به خروش و فریاد واداشت

به طوری که در۴ آبان ۱۳۴۳ ایشان طی نطقی تاریخی به رسوایی این اقدام ننگین پرداختند.

فرازهایی از سخنرانی ایشان چنین بود:

« … دولت با کمال وقاحت از این امر ننگین طرفداری کرد، ملت ایران را از سگ‌های آمریکایی پست‌تر کردند.

اگر چنانچه کسی یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد، بازخواست از او می‌کنند؛‌

اگر شاه ایران یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد بازخواست می‌کنند

و اگر چنانچه یک آشپز آمریکایی شاه ایران را زیر بگیرد، مرجع ایران را زیر بگیرد، بزرگترین مقام ایران را زیر بگیرد،

هیچ کس حق تعرض ندارد…».

رژیم که در طول دو سالی که امام قیام کرده بودند، نتوانسته بود با هیچ شیوه‌ای، ایشان را آرام کند،

تنها یک راه پیش پای خود می‌دید و آن تبعید امام بود.

در شب ۱۳ آبان ۱۳۴۳، صدها کماندو به همراه مزدوران ساواک به منزل امام در قم حمله‌ور شدند

ایشان را دستگیر و به تهران منتقل کردند و سپس با یک هواپیمای نظامی ایشان را به ترکیه تبعید کردند.

این سرآغار هجرتی بود که ۱۴ سال بعد پیروزی انقلاب اسلامی را به بار آورد.

انشا روز دانش آموز

۲- روز دانش‌آموز ۱۳ آبان ۱۳۵۷

در حالی که انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی(ره) به روزهای سرنوشت سازی نزدیک می‌شد

همه اقشار مردم ایران از زن و مرد و پیر و جوان، سعی در ایفا کردن نقش تاریخی خود و عمل به تکلیف الهی داشتند.

در این میان دانش‌آموزان و نوجوانان شور و حال دیگری داشتند.

صبح روز ۱۳ آبان ۱۳۵۷، دانش‌آموزان در حالی که مدارس را تعطیل کرده بودند،

به سمت دانشگاه تهران حرکت کردند تا صدای اعتراض خود را به گوش همگان برسانند.

این جوانان پر شور و خداجو، گروه گروه، داخل دانشگاه شدند

و به همراه دانشجویان و گروه‌های دیگری از مردم در زمین چمن دانشگاه اجتماع کردند.

ساعت ۱۱ صبح، مأموران،‌ ابتدا چند گلوله گاز اشک‌آور در میان این جمعیت خروشان پرتاب کردند؛

اما، اجتماع کنندگان در حالی که به سختی نفس می‌کشیدند،

صدای خود را رساتر کرده و با فریاد الله‌اکبر، لرزه بر اندام مأموران مسلح شاه افکندند.

در این هنگام تیراندازی آغاز شد و جوانان و نوجوانان بی‌گناه، یکی پس از دیگری، در خون خود غلتیدند.

در این روز، ۵۶ نفر شهید و صدها نفر مجروح شدند.

حضرت امام(ره) در پیامی به همین مناسبت فرمودند:

«… عزیزان من صبور باشید، که پیروزی نهایی نزدیک است و خدا با صابران است …

ایران امروز جایگاه آزادگان است… من از این راه دور، چشم امید به شما دوخته‌ام …

صدای آزادی‌خواهی و استقلال‌طلبی شما را به گوش جهانیان می‌رسانم.»

به خاطر گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان دانش‌آموز،

این روز در تاریخ انقلاب اسلامی به نام روز دانش‌آموز نام‌گذاری شده است.

انشا روز دانش آموز

۳- تسخیر لانه جاسوسی ـ روز مبارزه با استکبار جهانی ۱۳ آبان ۱۳۵۸

در ابتدای انقلاب و زمان حکومت دولت موقت با هدف وادار کردن آمریکا به استرداد شاه و اموال ملت ایران،

دانشجویان تصمیم به اشغال سفارت آمریکا گرفتند.

دانشجویان از دانشگاه‌های تهران، پلی‌تکنیک، صنعتی شریف، شهید بهشتی و … گرد هم آمدند

و طی یک راهپیمایی تا سفارت آمریکا از دیوارهای سفارت بالا رفته و علیرغم مقاومت محافظین و آمریکایی‌ها،

سفارت را به تصرف کامل درآوردند.

در هنگام تسخیر سفارت، آمریکایی‌ها به سرعت مشغول نابود کردن بسیاری از اسناد دخالت‌ها و تجاوزارت و غارت‌های خود شدند

ولی پس از تسخیر سفارت به سرعت از نابودی باقی‌مانده اسناد جلوگیری شد

و بعدها اسنادی که از لانه جاسوسی آمریکا به دست آمده بود چاپ شده و در اختیار همگان قرار گرفت.

به محض انتشار این خبر، مردم بسیاری با خشم و انزجار مقابل لانه جاسوسی تجمع کرده و از حرکت دانشجویان حمایت کردند.

امام خمینی‌(ره) نیز در پیامی این حرکت را انقلاب دوم و بزرگ‌تر از انقلاب اول نامیدند.

این حرکت دانشجویان معترض، خشم آمریکایی‌ها را برانگیخت

و آنها که ناتوان از درک ملتی استقلال‌طلب و آزادی‌خواه بودند، دست به اقداماتی بر ضد جمهوری اسلامی ایران زدند؛

از آن جمله فشار آوردن به مجامع بین‌المللی مانند سازمان ملل، سازمان کنفرانس اسلامی،

شورای امنیت و …، ایجاد جو منفی تبلیغاتی علیه دانشجویان مسلمان و برخی اقدامات دیگر از جمله آنهاست.

اما پس از بی‌ثمر ماندن، آنها به اقدامات جدی‌تری روی آوردند؛

از جمله قطع کامل روابط سیاسی در ۲۰ مهر ۱۳۵۹، حمله نظامی به ایران

و تجاوز به خاک کشورمان که به شکست مفتضحانه آنها در صحرای طبس انجامید

و نیز محاصره اقتصادی و بلوکه کردن دارای‌ها و اموال ایران و… ک

ه هیچ‌کدام تاکنون درعزم ملت ایران برای مقابله با ظلم و بی‌عدالتی جهانی

ومنشا اصلی آن در جهان یعنی استکبار جهانی و آمریکا خللی وارد نکرده است

انشا روز دانش آموز و ۱۳ آبان

انشا روز دانش آموز (۴)

انشا روز دانش آموز

تحقیق انشاء روز دانش آموز شماره ۳ :

چرا ۱۳ آبان را روز دانش آموز می نامند؟

صبح روز ۱۳ آبان ۱۳۵۷ ه.ش دانش آموزان در حالی که مدارس را تعطیل کرده بودند روبه سوی دانشگاه نهادند

تا بار دیگر پیوندشان را با رهبر بت شکن خویش به جهان اعلام نمایند.

این جوانان پرشور خداجو گروه گروه داخل دانشگاه شدند

و به همراه دانشجویان و گروههای دیگری از مردم در زمین چمن دانشگاه اجتماع کردند.

مأموران شاه، دانشگاه را به محاصره خود درآورده بودند تا چنانچه فریاد حق طلبانه از گلویی برخاست آن را با گلوله پاسخ دهند.

دانش آموزان در کناره نرده ها و زمین چمن اجتماع کرده بودند

و فریاد مقدس “الله اکبر” آنان فضا را می شکافت و تا فاصله های دور طنین می انداخت.

ساعت یازده صبح مأموران ابتدا چند گلوله گاز اشک آور در میان دانش آموزان و دانشجویان پرتاب کردند.

اجتماع کنندگان در حالی که به سختی نفس می کشیدند،

صدای خود را رساتر کردند و با فریاد دشمن شکن “الله اکبر” لرزه بر اندام مأموران مسلح شاه افکندند.

انشا روز دانش آموز

در ۱۳ آبان ۵۷ چه اتفاقاتی افتاد ؟

در این هنگام تیراندازی آغاز شد و لاله های انقلاب یکی پس از دیگری در خون غلتیدند

جوانان با فریاد الله اکبر و با شعارهای مرگ بر امریکا و مرگ بر شاه به شهادت رسیدند

و انقلاب خونین اسلامیشان را تداوم بخشیدند و دشمنان اسلام را بیش از پیش به رسوایی و شکست کشاندند.

در این واقعه ۵۶ تن شهید و صدها نفر مجروح شدند.

بعد ها به یاد این شهدای خونین کفن دانش آموز و دانش جو که جان شیرین خود را در راه آزادی گویی و حق طلبی از دست دادند

روز ۱۳ آبان را روز دانش آموز و روز استکبار ستیزی مینامند .

دانش آموزان هر ساله در این روز با راهپیمایی و شعار های استکبار ستیزانه گرامی میدارند

و به همه اعلام میکنند اگر چه سال ها ۱۳ آبان ۵۷ گذشته است اما دانش آموزان امروز نیز

مانند دانش آموزان و دانش جویان سال های زیبای انقلاب ، حق طلب با بصیرت و استکبار ستیز هستند.

انشا روز دانش آموز

انشا روز دانش آموز (۵)

انشا روز دانش آموز

تحقیق انشاء روز دانش آموز شماره ۴:

در روز ۱۳ آبان چه وقایعی در تاریخ انقلاب اسلامی افتاده است ؟

برای روایت هر رویداد تاریخی بهترین منبع کساین هستند که در آن مکان و زمان حضور داشته اند و شاهد عینی آن بوده اند در مورد واقعه ۱۳ آبان سال ۵۷ نیز یکی از شاهدان عینی این اتفاق را اینطور نقل میکند :

” شنبه ۱۳ آبان سال ۱۳۵۷ ساعت ۱۱ صبح، بیش از هفت هزار دانش آموز و دانشجو

و دیگر طبقات مردم در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده و عده ای سرگرم تماشای نمایشگاه عکس بودند

و گروهی به سخنرانی گوش می کردند که ناگهان یک کپسول گاز اشک آور در هوا چرخید و روی زمین دانشگاه فرود آمد.

عده ای سراسیمه به سوی در ورودی دانشگاه دویدند، ولی در همین موقع صدای تیراندازی بلند شد.

سربازان از پشت میله های دانشگاه به سوی مردم شلیک کردند.

هنوز فریادهای “نترسید تیراندازی هوایی است” بلند بود که دانشجویی به زمین غلتید،

از این لحظه به بعد دانشگاه و خیابان های اطراف آن مبدل به صحنه جنگ و گریز شد.

دانشجویان و دانش آموزان قصد داشتند آن روز به سوی منزل مرحوم آیت الله طالقانی راه پیمایی کنند.

درست هنگامیکه عزم خروج از دانشگاه کردند با تیراندازی نیروها مواجه شدند

و به دنبال آن دانشگاه صحنه برخوردهای خونین شد. مجروحان توسط دانشجویان به بیمارستان منتقل شدند.

انشا روز دانش آموز

در همان ساعات اولیه نیروهای ضربت وارد داشنگاه شدند

و دانشجویان و دانش آموزان برای مقابله با این حمله آتش افروختند

و به دنبال آن مأموران پس از چند متر پیشروی در دانشگاه آنجا را ترک کردند.

با شدت گرفتن تظاهرات، مأموران حکومت نظامی خیابان های اطراف دانشگاه

و قسمتی از خیابان انقلاب را بستند و دانشجویان و دانش آموزان در خیابانهای اطراف پراکنده شدند.

تظاهرکنندگان در چند نقطه خیابانهای جمهوری اسلامی و ولی عصر (عج) و خیابان های منشعب از آن آتش افروختند

و با دادن شعار الله اکبر و لا اله الا الله خود را از حملات ددمنشانه مأموران نجات می دادند.

ساعت دو بعداز ظهر مجدداً سربازان حکومت نظامی بر روی دانشجویان و دانش آموزان

که در داخل دانشگاه بودند، تیراندازی کردند که در همان لحظات اول عده ای از دانشجویان به زمین افتادند و در خون غلتیدند.

دانشجویان و دانش آموزان با پلاکاردهایی که در آن شمار کشته شدگان دانشگاه را نوشته بودند

با دادن شعار الله اکبر خمینی رهبر به راه پیمایی پرداختند.

جنگ و گریز مأموران نظامی با دانشجویان و دانش آموزان تا پاسی از شب ادامه داشت…”

تاریخ این روز را با نام یوم الله ۱۳ آبان و روز دانش آموز به خاطر خواهد سپرد .

انشا روز دانش آموز
انشا روز دانش آموز (۶)

انشا روز دانش آموز

تحقیق کامل روز دانش آموز شماره ۵:

 تحقیق کامل در مورد واقعه ۱۳ آبان و روز دانش آموز

سیزدهم روز آبان در تقویم جمهوری اسلامی ایران به نام روز دانش آموز ثبت شده است. این مناسبت یادآور حادثه ای است که در ۱۳ آبان سال ۵۷ اتفاق افتاده است. با شروع سال تحصیلی در مهر ۵۷ ، دانشگاه تهران به تدریج تبدیل به مهم ترین مرکز تجمع مخالفان رژیم شاه شد. دانشگاه که سالها به عنوان سنگر آزادی در مقابل حکومت شاه مقاومت کرده بود اینک آغوش خود را به روی مردم گشوده بود. هر روز هزاران نفر از نقاط مختلف شهر به دانشگاه می آمدند تا هم از آخرین رویدادهای انقلاب با خبر شوند و هم در راهپیمایی های خودجوش که اغلب از دانشگاه شروع می شد ، شرکت کنند .

انشا روز دانش آموز

در داخل دانشگاه و پیاده رو های خیابان شاهرضا (انقلاب کنونی) ، عده ای در گوشه و کنار بساط فروش کتاب های ممنوعه معروف به کتاب های جلد سفید را پهن کرده بودند. در دانشکده های مختلف دانشگاه نمایشگاه کتاب و عکس دایر بود. رژیم با وجود اعلام حکومت نظامی، رژیم قادر به کنترل اوضاع نبود. مردم دیگر از ماموران حکومت نظامی که در خیابانها مستقر شده بودند نمی ترسیدند و دولت شریف امامی که نام دولت آشتی ملی برخود نهاده بود، ابتکار عمل را از دست داده بود. رژیم شاه به سرعت به سمت فروپاشی می رفت.

انشا روز دانش آموز

از مهرماه ۵۷ گروه هایی از معلمان به فکر برگزاری اعتصاب و تعطیلی مدارس بودند، اما با وجود آمادگی ذهنی بسیاری از معلمان ، هماهنگی بین مدارس وجود نداشت. بعد از اعتصاب موفق معلمان در اردیبهشت ماه ۱۳۴۰ که منجر به سقوط کابینه و انحلال مجلس شورای ملی و سنا شد، رژیم دیگر به معلمان اجازه ایجاد تشکل صنفی را نداد. در استانه انقلاب با باز شدن فضای سیاسی، تلاش های پراکنده ای برای تشکیل اتحادیه معلمان صورت می گرفت که به نتیجه نرسید.

انشا روز دانش آموز

محمد درخشش، عده ای از معلمان قدیمی را دور خود جمع کرد و در فکر احیای باشگاه مهرگان بود، معلمان هوادار گروه های چپ نیز در پی ایجاد تشکیلات مورد نظر خود بودند. اما این فعالیت ها از حد تشکیل جلسات ۴۰-۵۰ نفری فراتر نرفت. انجمن اسلامی معلمان که در آبان سال ۵۷ با حضور محمدعلی رجایی که تازه از زندان آزاد شده بود، تاسیس شد دل در گرو انقلاب اسلامی داشت. بوی انقلاب فضا را پرکرده بود و معلمان رغبتی به فعالیت صنفی نداشتند.

انشا روز دانش آموز

در سال تحصیلی ۵۷-۵۸ هشت میلون دانش اموز در۵۲ هزار مدرسه در سراسر کشور درس می خواندند. ۳۷.۵ درصد دانش اموزان دختر و ۶۲.۵ درصد دانش آموزان پسر بودند. تعداد کارکنان اموزش و پرورش اعم از دبیر و آموزگار وکادر اداری و خدماتی ۳۵۰ هزار نفر بود که تقریبا نیمی از انها را زنان تشکیل می دادند. ۱۱ درصد کارکنان اموزش وپرورش دارای مدرک تحصیلی لیسانس یا بالاتر بودند. ( امار دفتر طرح وبرنامه آموزش وپرورش).

انشا روز دانش آموز

برابر آمار سال ۱۳۵۵، حدود ۵۲ درصد از جمعیت ایران «بی‌سواد» مطلق به معنای فاقد هرگونه توانایی خواندن و نوشتن بودند. پایین بودن نرخ پوشش تحصیلی دختران و این واقعیت که تنها ۱۱ درصد معلمان مدرک کارشناسی داشتند و آمار بالای بیسوادان ،کیفیت نازل توسعه پر زرق و برق آن دوره را نشان می دهد. اما تعداد کارکنان زن ومرد آموزش و پرورش تقریبا برابر بود.

قبل از انقلاب، فعالان سیاسی با ایدئولوژی های متفاوت بر این اعتقاد بودند که مدرسه یکی از مناسب ترین مکانها برای تبلیغات سیاسی است، چرا که ذهن کودکان به زعم آنها کاغذ سفیدی بود که بر آن می توان نقشی ماندگار کشید. ادبیات کودکان از اواخر دهه ۴۰ تا یکی دوسال بعد از انقلاب ، رنگ و بوی سیاسی به خود گرفت.

انشا روز دانش آموز

فعالان سیاسی به عنوان پوشش موجه یا به عنوان کارگر به کارخانه می رفتند و یا به عنوان معلم در آموزش و پرورش استخدام می شد. گروه های سیاسی از این طریق از بین دانش آموزان مستعد عضوگیری می کردند. معلمانی هم که عضو تشکل های سیاسی نبودند، اما خود را در برابر رژیم می دیدند، با کنایه های سیاسی در پوشش شعر و داستان، رژیم را به باد انتقاد می گرفتند و بذر نارضایتی میان دانش آموزان می پراکندند.

در نیمه دوم سال ۵۷ درس و مشق در مدارس نیمه تعطیل بود. مدیران یا انقلابی شده بودند و یا دیگر اقتدار سابق را نداشتند. معمولا دانش آموزان برخی مدارس به تشویق معلمان و یا تحت تاثیر فضای عمومی جامعه ، مدارس را تعطیل می کردند و به راه پیمایی های انقلابی ملحق می شدند.

انشا روز دانش آموز

روز سیزده آبان ده ها نفر از دانش آموزان دبیرستان های نزدیک دانشگاه تهران با تعطیل کردن کلاس‌های درس به سمت دانشگاه راهپیمایی و سر راه خود دبیرستان های دیگر را نیز تعطیل کردند. نزدیک دانشگاه ، سربازان ارتش با شلیک تیر هوایی و انفجار گاز اشک‌آور به مقابله با دانش‌آموزان پرداختند و آنها را متفرق کردند. دانش‌آموزان هم شعارهای «مرگ بر شاه» و «معلم به پا خیز محصلت کشته شد» سر دادند. سربازان در پیاده‌روی مقابل دانشگاه تا اطراف پارک دانشجو مستقر بودند و دانشجویان و مردم در محوطه‌ دانشگاه، پشت میله‌های سبز ، روبه‌روی سربازان شعار می دادند.

انشا روز دانش آموز

عقربه های ساعت، یازده صبح را نشان می داد ، قرار بود جمعیت که بیشتر آنها دانشجو بودند ، از دانشگاه به سوی منزل آیت‌الله طالقانی در پیچ‌شمیران راهپیمایی کند. آیت الله طالقانی و آیت الله منتظری روز نهم آبان از زندان آزاد شده بودند. مردم شعار می دادند و سربازان را دعوت می‌کردند تا به انقلاب اسلامی و مردم بپیوندند. بر اساس گزارش یک شاهد عینی ناگهان یک سرباز که تحت تاثیر قرار گرفته بود، واحد تحت فرماندهی خود را رها کرد و به سوی مردم دوید، افسر فرمانده به سوی وی شلیک کرد و در گیری آغاز شد.

انشا روز دانش آموز

مردمی که غافلگیر شده‌بودند، پشت ماشین‌ها، درخت‌ها و در جوی کنار خیابان پناه‌ می‌گرفتند. عده‌ای مجروحین را به دانشکده پزشکی می‌رساندند. گروه‌های کوچکی از مردم و به خصوص دانش‌آموزانی که از جاهای مختلف به سوی دانشگاه می‌آمدند با شنیدن صدای تیراندازی به سوی دانشگاه دویدند. مرکز درگیری در محوطه ورودی دانشگاه جلوی سر در اصلی قرار داشت.

انشا روز دانش آموز

نظامیان وارد محوطه دانشگاه شدند و شروع به تیراندازی و انفجار گاز اشک‌آور کردند. دانش‌آموزان و دانشجویان برای خنثی کردن اثرات گاز اشک‌آور، مقوا و کاغذ و شاخه ها و برگهای خشک درختان را آتش زدند. گروه فیلم‌بردار تلویزیون دولتی، از تمام این اتفاقات فیلم‌ برداری کرد. کارکنان انقلابی تلویزیون در اقدامی شجاعانه فیلم درگیری های دانشگاه را همان شب در برنامه خبر، به مدت دو دقیقه نمایش دادند.

انشا روز دانش آموز

پخش تصاویر تیراندازی ارتش به سوی مردم بی سلاح، بینندگان میلیونی تلویزیون را به شدت مبهوت و خشمگین کرد. گروه دیگری از تظاهرکنندگان در بیرون دانشگاه به سمت خیابانهای آناتول فرانس (قدس فعلی) و بزرگمهر حرکت کردند و شیشه‌های ساختمان حزب رستاخیز و نگهبانی برق دانشگاه را شکستند. در خیابان تخت‌جمشید (طالقانی فعلی) بانک صنایع و معادن مورد حمله تظاهرکنندگان قرار گرفت.

انشا روز دانش آموز

بعد از تیراندازی و خروج ماموران از دانشگاه و انتقال زخمی ها به بیمارستان، تظاهرکنندگان در خیابان های اطراف دانشگاه پلاکاردهایی مانند «دانشگاه شهید داد» و « شهادت ۵۶ نفر در دانشگاه» سردست گرفتند و خبر درگیری و کشتار در دانشگاه را به اطلاع مردم رساندند. مقامات فرمانداری نظامی تهران اعلام کردند که در وقایع دانشگاه در روز ۱۳ آبان ، هیچ‌کس کشته نشده تنها سه نفر مجروح شده‌اند. دکتر عبدالله شیبانی، رئیس وقت دانشگاه تهران گفت که درگیریهای روز ۱۳ آبان تنها ۱۴ مجروح بر جا گذاشته است.

انشا روز دانش آموز

روزنامه کیهان به نقل از رادیو ایران، نوشت که تا ساعت ۱۲ شب، دوازده نفر از مجروحانی که در بیمارستان پهلوی منتقل شده بودند درگذشته‌اند و حال دو نفر دیگر از آنها وخیم است. بنا به آمار بنیاد شهید انقلاب اسلامی در میان شهدای انقلاب تنها نام دو نفر به نام های مصطفی حاجی و سید مهدی سید فاطمی ثبت شده که تاریخ شهادتشان ۱۳ آبان ۱۳۵۷ است.

انشا روز دانش آموز

نمایندگان مجلس، سعی کردند، انتقادها را به سمت نخست‌وزیر وقت و دولت آشتی‌ ملی او جهت دهند، اما شاه همچنان در سیبل شعارهای مردم بود. حادثه ۱۳ آبان ۱۳۵۷ پیامدهای سهمگینی برای حکومت شاه داشت روز ۱۴ آبان تعدادی از ساختمان های دولتی، موسسات عمومی و اتوبوسهای شرکت واحد به نحو مشکوکی به آتش کشیده شد ، ماموران حکومت نظامی هم فقط نظاره می کردند.

انشا روز دانش آموز

ابوالفضل قاضی، وزیر علوم و آموزش عالی، در اعتراض به کشتار دانش آموزان و دانشجویان در ۱۳ آبان استعفا کرد. کابینه شریف امامی هم دو روز بعد و با عمری ۷۰ روزه مجبور به استعفا شد و جای خود را به دولت نظامی غلامرضا ازهاری داد. شاه نیز در پیامی که در ۱۵ آبان از تلویزیون پخش شد، گفت: «من صدای انقلاب شما ملت ایران را شنیدم». پیام شاه را مردم نشانه ضعف و زوال رژیم دانستند.

انشا روز دانش آموز

امام خمینی (ره) روز ۱۴ آبان طی پیامی به ملت ایران از اقامتگاه خود در نوفل لوشاتوی فرانسه ، واقعه دانشگاه را محکوم کرد و شاه را مسئول تمام خرابیها و خیانتها دانست. ایشان ضمن دعوت مردم به صبر فرمود: «من از این راه دور چشم امید به شما دوخته‌ام … و صدای آزادی‌خواهی و استقلال‌طلبی شما را به گوش جهانیان می‌رسانم.»

انشا روز دانش آموز

در پایان نظر شما عزیزان را به کلیپی در مورد مراسم روز ۱۳ آبان و روز دانش آموز جلب میکنم :

همچنین بخوانید :

انشا ۱۳ آبان | ۳ انشا در مورد روز دانش آموز برای پایه های مختلف

نقاشی روز دانش آموز | ۴۰ کاریکاتور و نقاشی روز دانش آموز و ۱۳ آبان

انشا در مورد اول مهر | ۳ انشاء زیبا با موضوع اول مهر و شروع مدارس

انشا ۲۲ بهمن | ۵ انشا در مورد دهه فجر و بیست و دو بهمن سال ۵۷ 

نقاشی دهه فجر | ۵۵ نقاشی و رنگ آمیزی در مورد ۲۲ بهمن و دهه فجر

روزنامه دیواری دهه فجر | ۲۰ مدل روزنامه دیواری و کاردستی ۲۲ بهمن